<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
















































































<channel>
<title>Radio Zamaneh</title>
<link>http://zamaaneh.com/</link>
<copyright>Copyright2010</copyright>
<itunes:subtitle>A radio that learns from blogs</itunes:subtitle>
<itunes:author>Radio Zamaneh</itunes:author>
<itunes:summary>Zamaneh is a radio channel operating in Netherlands and broadcast via the Internet , shortwave radio and digital satellite.</itunes:summary>
<itunes:owner>
<itunes:name>Radio Zamaneh</itunes:name>
<itunes:email>contact@radiozamaneh.com</itunes:email>
</itunes:owner>
<itunes:image href="http://radiozamaneh.com/images-new/section4_65.gif" />
<itunes:category text="International">
<itunes:category text="Persian"/>
<itunes:category text="Iran"/>
</itunes:category>
<description></description>
<language>en</language>
<lastBuildDate></lastBuildDate>
<generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
 
<item>
<title>موج چهارم فمینیستی در هلند؟</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>آیا کناره‌گیری رهبر حزب سوسیال دموکرات به خاطر انجام وظایف پدری آغاز موج چهارم فمینیستی در هلند است؟</p>

<p>مردم و رسانه‌های هلندی در چند هفته اخیر با چند خبر داغ، تغییر و تحول سیاسی در این مملکت غافل‌گیر شدند. اول از همه کابینه ائتلافی متشکل از دو حزب بزرگ «کار دموکرات مسیحی» و حزب «مسیحی واحد»، سقوط کرد.</p>

<p>علت این امر اختلاف در مورد تمدید ماموریت نیروهای هلندی در افغانستان بود. حزب سوسیال دموکرات «کار» خواهان پایان یافتن ماموریت نیروهای هلندی در افغانستان و بازگشت آنان بود. مذاکرات میان جناح‌های کابینه بر سر این موضوع در نهایت به جایی نرسید و  اعضای حزب کار به رهبری واتر بس Wouter Bos وزیر اقتصاد از ادامه همکاری با نخست وزیر Jan Peter Balkenende رهبر حزب دموکرات مسیحی خوداری کردند. کابینه ائتلافی یان پیتر بالکننده تا کنون چهاربار با بحران سیاسی از این دست روبرو شده است.</p>

<p>ماجرای سقوط کابینه با خبر پیروزی حزب دست راستی آزادی به رهبری خیرت ویلدرز در انتخابات شورای شهرداری‌ها که در شهر آلمیره نفر اول و در شهر لاهه نفر دوم شد تکمیل شد. خیرت ویلدرز به خاطر مخالفت‌اش با دین اسلام و مهاجرت مسلمانان به این کشور توانسته است دست راستی‌ها در هلند را با خود همراه کند.</p>

<p>پیش‌بینی می‌شود که این حزب در انتخابات تابستان آینده مجلس شورا یکی از برندگان اصلی خواهد بود. حزب سوسیال دموکرات «کار» از قبل اعلام کرده است که در صورت پیروزی حزب آزادی در انتخابات آینده حاضر به تشکیل کابینه ائتلافی با این حزب نیست. بازندگان اصلی انتخابات شورای شهرداری‌ها حزب کار و حزب سوسیالیست بودند.</p>

<p>خبر استعفای خانم آخنس کانت Agnes Kant رهبر حزب سوسیالیست سومین حزب قدرتمند، که یکی از بازندگان انتخابات شوراها بود هم در روز بعد از رای‌گیری خبری غیر منتظره و غافل‌گیرانه برای اعضای این حزب و رسانه‌ها بود.</p>

<p>حزب سوسیالیست در حال حاضر یکی از چهره‌های اصلی اپوزیسیون در مجلس شوراست. سوسیالیست‌ها پیروزی سال‌های اخیر خود را مدیون یان ماراینسن Jan Marijnissen رهبر کاریزماتیک این حزب بودند که سال پیش به علت بیماری از حزب کناره‌گیری کرد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Bos-tamimi.jpg' /><br/>
<small><small>واتر بس، وزیر اقتصاد هلند</small></small>


</p>

<p>شکست این حزب در انتخابات و کاهش یافتن محبوبیت سوسیالیست‌ها خانم کانت را وادار به واقع‌بینی و استعفا کرد. پس از استعفای او تنها کاندید رهبری امیل رومر Emile Roemer، چهره‌ای ناشناخته برای مردم به رهبری این حزب انتخاب شد.</p>

<p>اما خبرهای سیاسی داغ این هفته هم در هلند در نوع خود غافل‌گیرانه بودند. اول آقای کامیل اورلینگس Kamiel Eurlings، وزیر سی و هفت ساله راه و ترابری از حزب دموکرات مسیحی به خاطر اولویت دادن به مسائل شخصی از شغل خود کناره‌گیری کرد.</p>

<p>او می‌خواهد ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد. کامیل اورلینگس از وزرای با استعداد و درخشان کابینه مستعفی بود و بسیاری او را رهبر آینده حزب دموکرات مسیحی می‌دانستند.</p>

<p>زندگی خصوصی یک سیاست‌مدار موفق در هلند اغلب تحت‌الشعای کار طاقت‌فرسای شبانه‌روزی و جلسات طولانی قرار می‌گیرد. برای نسل جوان سیاست‌مداران که خواهان انجام دادن وظایف پدری و همسری خود به بهترین وجه هستند، ادامه کار به مدت طولانی به قیمت فدا کردن زندگی خصوصی و دوری از همسر و فرزندان است. بحران‌های زناشویی و فرزندان ناراضی هم می‌تواند از نتایج کار مداوم و عدم حضور همیشگی پدران سیاست‌مدار در خانه باشد.</p>

<p>اما در روز جمعه ۱۲ مارچ خبرهای جدید دیگری در راه بودند. کناره‌گیری ناگهانی واتر بس، رهبر حزب کار، وزیر اقتصاد و معاون نخست وزیر کابینه مستعفی از تمام مسئولیت‌های سیاسی‌اش شوکه‌کننده بود. او که در سال‌های اخیر نقش مهمی به عنوان رهبر سوسیال دموکرات‌ها، و  عضو کابینه بازی کرده بود، علت اصلی استعفای خود را «تقدم وظایف پدری و همسری»اش دانست.</p>

<p>آقای واتر بس، سه فرزند خردسال دارد. او در مصاحبه مطبوعاتی روز جمعه گفت که تا کنون وظایف سیاسی و حزبی خود را به بهترین شیوه ممکن انجام داده، اما به عنوان پدر سه بچه کوچک بیش از این نمی‌تواند خانواده خود را فدای مسئولیت‌های متعدد سیاسی کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/JobCohen_228x366.jpg' /><br/>
<small><small>یوب کوهن، شهردار محبوب و کاردان آمستردام </small></small>


</p>

<p>او می‌خواهد پا به پای همسرش شاهد بزرگ شدن بچه‌های خود باشد و در تعلیم و تربیت آن‌ها نقش داشته باشد. کناره‌گیری رهبر حزب کار در شرایطی که او هم‌چنان محبوب و مورد اعتماد همکاران‌اش و مردم است، از سویی افکار عمومی را حیرت‌زده و از سویی احترام و تحسین آنان را برانگیخت. بسیاری این اقدام را منطقی و مسئولانه دانسته و او رابرای اولویت دادن به وظایف پدری خود ستودند.</p>

<p>روزنامه مهم «فولکس کرانت» در سر مقاله روز شنبه ۱۳ مارچ در مورد تصمیم این دو سیاست‌مدار در اولویت قرار دادن زندگی خانوادگی خود نوشت: «آیا موج چهارم فمینیستی این‌بار از طرف مردان مدرن و برابری‌خواه آغاز شده است؟»</p>

<p>از سوی دیگر صاحب نظران سیاسی کاهش محبوبیت حزب کار و از دست دادن تعداد زیادی از کرسی‌ها در انتخابات اخیر شوراهای شهر را از دلایل مهم دیگر استعفای واتر بس می‌دادند.</p>

<p>خبر استعفای رهبر حزب کار بلافاصله با خبر مهم دیگری یعنی کاندید شدن آقای یوب کوهنJob Cohen شهردار محبوب و کاردان آمستردام برای رهبری حزب کار و جانشینی واتر بس تکمیل شد.</p>

<p>یوب کوهن از شخصیت‌های برجسته حزب کار است. کوهن سیاست‌مدار شصت و سه ساله یهودی‌تبار فرهیخته و تساهل‌گراست که در چند سال اخیر نقش اصلی را در پیشرفت جامعه چندفرهنگی و چندملیتی در هلند و آمستردام بازی کرده است.</p>

<p>او پس از قتل تئو وان گوگ کارگردان هلندی به دست یک جوان بنیادگرا در سال ۲۰۰۴ نقش مهمی در حفظ وحدت مردم و جلوگیری از اغتشاش داشت و به همین خاطر به عنوان بهترین شهردار اروپا انتخاب شد.</p>

<p>انتخاب آقای کوهن به عنوان رهبر حزب کار در هلند رسانه‌ها و مردم را هیجان‌زده کرده است. بسیاری بر این عقیده‌اند که او می‌تواند دوباره حزب کار را به بزرگ‌ترین و پرقدرت‌ترین حزب کشور تبدیل کند و از پیروزی پیش‌بینی‌شده‌ی دست راستی‌های افراطی به رهبری ویلدرز در انتخابات آینده جلوگیری کند. در روزهای آینده مردم شاهد چالش سیاسی آن دو خواهند بود.</p>

<p>خیرت ویلدرز در واکنش به کاندید شدن کوهن او را بدترین انتخاب برای حزب کار دانست و گفت: «یوب کوهن مرد حرافی است که کاری به جز نوازش کردن مسلمانان و چای خوردن با آن‌ها بلد نیست!»</p>

<p>واکنش‌های رسانه‌های اروپایی و امریکایی به انتخاب احتمالی آقای کوهن به رهبری حزب کار مثبت بوده و بسیاری بر این باورند که آقای کوهن پس از انتخابات تابستان آینده به عنوان نخست وزیر جدید هلند انتخاب خواهد شد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/special/2010/03/post_1106.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/special/2010/03/post_1106.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جهان</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 18:29:58 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>آلیس در سرزمین هالیوود </title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>قصه‌ی تیم برتون و هالیوود قصه تلخی است؛ داستان غم‌انگیز تکرار تاریخ که در آن هنرمندی فدای سیستم می شود. نمونه روشن و بزرگش اورسن ولز بود که دومین فیلمش - و البته دومین شاهکارش - «آمبرسون های باشکوه»، دچار تیغ سانسور استودیوهای هالیوودی شد و هیچ نسخه‌ی کامل و مورد تائید ولز از آن باقی نماند و پس از آن، دوره ی رکود این نابغه‌ی عالم سینما آغاز شد و بعدها کمتر فرصت یافت که آن استعداد ناب را باز به تمامی بروز دهد.  </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/TBN.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>داستان تیم برتون هم شباهت غریبی به ولز دارد: او با سینمایی به شدت شخصی آغاز کرد و دنیای خاص و دیدنی خودش را در فیلم‌های نزدیک به شاهکاری چون «ماجرای بزرگ پی وی» و «ادوارد دست قیچی» بسط و گسترش داد و حتی زمانی که به یک کتاب مصور معروف یعنی بتمن رو آورد، آن را به شدت با دنیای خاص خودش و تم های مورد علاقه اش آمیخت و روایتی کاملاً شخصی از آن خلق کرد.  </p>

<p>اما شاید طبیعی بود که هالیوود تاب این میزان روایت شخصی و هنری را نداشته باشد. انتقادها از سال ١٩٩٢ و پس از فیلم درخشان «بتمن بازمی گردد» شروع شد. فیلم برتون هیچ ربطی به جهان مورد انتظار هالیوود و استودیوها نداشت و برداشتی به شدت تلخ - و البته بسیار دیدنی، عمیق و ستودنی - از این داستان مصور مورد علاقه همگان بود. </p>

<p>اما «سیستم» شدیداً او را طرد کرد؛ به این بهانه که او «تماشاچی را نمی شناسد». دوستان نزدیک برتون از یک دوره تنهایی و افسردگی او حکایت دارند. در فیلم بعدی اش، «اد وود»، سعی کرد تا حدی از زرق و برق و فیلم های پرخرج هالیوودی فاصله بگیرد و فیلم کم‌خرجی بسازد درباره کسی که به بدترین کارگردان تاریخ سینما شهره است. اما تجربه چندان موفقی از آب درنیامد و برتون با «مریخ حمله می کند» (١٩٩٦) به دامان هالیوود و انتظارات آن بازگشت؛ این بار اما به قیمت فدای دنیای شخصی‌اش. فیلم بیش از آن که فیلمی با امضای برتون باشد، فیلمی است با امضای استودیوهای هالیوود. این روند تا به امروز و تا آخرین فیلمش، «آلیس در سرزمین عجایب» که امروز پرده‌های سینما را درنوردیده و می‌تواند به رکورد فروش هم برسد، ادامه دارد؛ و چه حیف. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/American_McGee_Alice_box.gif' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>«آلیس در سرزمین عجایب» بیش و پیش از هر چیز از مرگ یک «مولف» خبر می‌دهد. اثر چندانی نمی‌توان یافت از تیم برتون، دنیای شخصی و حال و هوای خاص او به اضافه تم‌های تکرارشونده‌ای که در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود، نویسندگان مجله «کایه دو سینما» و اخلاف مبدعان «نظریه مولف» را به وجد می‌آورد. در عوض این هالیوود است که با عظمت تمام خودی می‌نمایاند و نشان می‌دهد که باز می‌تواند قلب‌های تماشاگران را در سراسر جهان تسخیر کند. </p>

<p>در حقیقت «آلیس در سرزمین عجایب» اصلاً فیلم بدی نیست. به راحتی قصه‌ی بارها گفته شده - اما جذابش - را برای تماشاگران مختلف از هر سن و سال روایت می‌کند و گاه می‌تواند تماشاگر را میخکوب هم کند. داستان فیلم از همان اولین صحنه‌ها، درست روایت می شود و جلوه‌های ویژه‌ای در اوج، دنیایی خلق می کند که به شکل سه بعدی دیدنی تر هم هست و تماشاگر را مسحور می کند. </p>

<p>آلیس فیلمی است قصه‌گو و ابایی هم ندارد که قصه‌اش را اصل کند و در کنار جلوه‌های تصویری دیدنی پیش ببرد (کاری که بسیاری از فیلم‌های هالیوودی مبتنی بر جلوه های ویژه در انجام آن کم می‌آورند و فقط به بازی‌های رایانه‌ای شبیه می‌شوند که برای چند دقیقه دیدنی‌اند، اما اصل قصه‌گویی این نوع سینما را  فراموش می‌کنند و از همین جاست که تمام مشکلات آن‌ها آغاز می‌شود). آلیس اما - هم‌چون برخی دیگر از فیلم های کمپانی دیزنی - هم و غم‌اش را بر روایت قصه می‌گذارد و از این روست که در ارتباط با تماشاگر موفق است.  </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Tim-Burton-tim-burton-169754_330_428.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اما مشکل از آن‌جا می‌آغازد که سازنده فیلم هر کارگردان حرفه‌ای هالیوودی دیگری غیر از برتون هم می‌توانست باشد. امضای این سینماگر مولف را نمی‌توان پای صحنه‌ها دید. به ‌جای برتون، کمپانی دیزنی را می بینیم و هالیوود را. و این البته غم‌انگیز است. به جای این همه فخرفروشی تصویری، می‌شود باز صحنه‌ای از «ادوارد دست قیچی» را دید که ادوارد با دست‌هایش که به شکل قیچی است، می‌خواهد دختر مورد علاقه‌اش را نوازش کند، اما صورتش را زخم می‌کند و ما را رهنمون می‌کند به تم مورد علاقه برتون؛ تنهایی هنرمند و این که از سوی جامعه‌اش درک نمی‌شود؛ می شود به راحتی با این صحنه گریست. </p>

<p>اما در «آلیس» همه چیز حماسی است؛ از نوع و شکل هالیوودی. فیلم همه چیز دارد؛ غیر از مهم‌ترین چیزی که باید داشته باشد: رفتن به درون آلیس و حس کردن او. با آن که تمام فیلم درباره آلیس است و این شخصیت در اکثر صحنه ها حضور دارد، اما ما به درون دنیای او و احساساتش راهی نداریم. آلیس بیرون از ما می‌ایستد و در جهان برتون که حتی قهرمان تثبیت شده‌ای چون بتمن را به یک آدم تنها و محتاج عشق بدل می‌کرد، آلیس یک قهرمان کامل می‌شود و بی‌نیاز به نظر می‌رسد. آدم‌های قصه تخت هستند و تنها به بد یا خوب کامل بدل می‌شوند؛ در حالی که برتون در عمق دادن به افسانه و چند لایه کردن شخصیت‌ها زمانی استاد بود.  </p>

<p>اما شاید غم‌انگیزتر این است که می‌بینیم برتون حواس‌اش هست که چطور دارد دنیای شخصی و علایق‌اش را فدای هالیوود می‌کند و برای همین - و برای اثبات عکس آن به خودش یا شاید به ما - سعی دارد در فیلم، با علامت‌هایی کاملاً افزوده شده، حداقل نشان کم رنگی از خود باقی بگذارد. </p>

<p>یکی از این نشانه‌ها، تم تداخل رویا و واقعیت و از بین بردن مرز آن‌هاست که ریشه در فیلم های قبلی برتون دارد و اینجا برتون با دیالوگ های مشخص و روشنی در این زمینه سعی دارد فیلم را به این تم مورد علاقه‌اش نزدیک نشان دهد. در نهایت هم با هوشیاری مرز خیال و حقیقت را روشن نمی‌کند (در صحنه گفت‌و‌گوی آلیس با دوست پدرش در انتهای فیلم، زخم‌های آلیس از دنیای دیگر بر روی دستش دیده می‌شود). </p>

<p>اما حد تیم برتون - حدی که خودش با فیلم‌هایش برای ما ساخته -این قدر کم و ناچیز و در حد اشاره‌های گذرا یا به عمد اضافه شده نیست. برای همین «برتونی»‌ترین صحنه و دیالوگ فیلم هم آن‌چنان که باید تکان‌دهنده نیست: صحنه ملاقات هتر و آلیس در تنهایی که آلیس می‌گوید یادش هست که در تصورش شخصیتی نیمه دیوانه خلق کرده و هتر برای اثبات عشق - ارتباطش به آلیس اشاره می کند که خالق او (یعنی آلیس) هم حتماً باید نیمه‌دیوانه باشد که این شخصیت را خلق کرده! اما ما به خالق نیمه دیوانه «ادوارد دست قیچی» و «پی وی» بیش از خالق حسابگر «آلیس» احتیاج داریم.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/03/post_412.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/03/post_412.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد فيلم</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 18:20:25 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>امیر تیمور؛ سمبل وحدت ازبکستان </title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>میهمان برنامه‏ی امروز «همسایگان» خانم مریم سطوت، مهاجر سیاسی در دوران شوروی سابق در تاشکند است که گفت‏وگوی صمیمانه‏ و خودمانی‏ای با هم داشتیم. نام مریم سطوت شاید برای بسیاری از خوانندگان سایت زمانه آشنا باشد. چون مدتی پیش، مطلبی از ایشان در ارتباط با سفری که به تاشکند، پایتخت ازبکستان داشتند، در این سایت به چاپ رسیده بود.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100312_hamsayagan_maryam_Satwat_Shahzoda.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>احساس کردم که خانم سطوت هنوز ناگفته‏های زیادی از تجارب زندگی نسبتاً طولانی خود در تاشکند در دوران شوروی سابق دارند. برنامه‏ی همسایگان نیز جایی است برای تقسیم دیده‏ها و تجربه‏ها در میان هم‏زبانان خود.</p>

<p>خانم مریم سطوت شش سال در تاشکند زندگی کرده است و با روزنامه‏ی تاجیک‏زبان «آواز تاجیک» در شهر تاشکند، همکاری می‏کرد. وی از دوستان نزدیک روزنامه‏نگار قربانی تاجیک، زنده یاد محی‏الدین عالم‏پور، بود و در صحبت‏های خود از او نیز یاد می‏کند.</p>

<p>اما در برنامه‏ی امروز، از نوروز شروع می‏کنیم. نوروز در دوران شوروی:</small></strong> </p>

<p>همان‏طور که می‏دانید در منطقه‏ی ازبکستان، تاجیک‏ها و روس‏ها نیز در کنار ازبک‏ها زندگی می‏کنند. در سطح شهر تاشکند، برگزاری نوروز را آن گونه که در ایران همه‏ی مردم به آن مشغول‏اند، جشن می‏گیرند، خرید می‏کنند و سفره‏ی هفت‏سین پهن می‏کنند، اصلا نمی‏شد دید.</p>

<p>اما وقتی از دوستان تاجیک‏ام در روزنامه‏ی تاجیکی زبان «آواز تاجیک» که دو سال با آن همکاری می‏کردم، پرس‏وجو کردم، گفتند که آن‏ها این روز را بیشتر در خانه‏های‏شان برگزار می‏کنند. ولی باز نه به آن مفصلی که ما در ایران برگزار می‏کردیم. سنت سفره‏ی هفت‏سین آن اهمیت و نقشی را که برای ما دارد، برای آن‏ها نداشت. برگزاری نوروز برای آنان، بیشتر جنبه‏‏ی اجرای سنت دید و بازدید‏های فامیلی را در خود دارد. </p>

<p><strong>به نظر شما، سیاست شوروی روی شیوه‏ی برگزاری نوروز در این منطقه مؤثر بود؟ و اساساً چرا مردم نوروز را به خانه‏های‏شان برده بودند؟ </strong></p>

<p>شاید چون این جشن در کل جامعه اجرا نمی‏شد، تاثیر خود را روی تاجیک‏های منطقه هم گذاشته بود. چون اکثر آن‏ها تاجیک‏هایی بودند که دیگر حتی در شناسنامه و مدارک شناسایی‏شان هم به عنوان ازبک شناخته می‏شدند. خود تاجیک‏ها می‏گفتند که پدرانشان تاجیک بوده‏اند، اما بعداً هویت‏شان تغییر داده شده بود و به عنوان ازبک شناخته می‏شدند.</p>

<p>از یک سو، نوروز از سوی دولت به عنوان یک جشن رسمی و جمعی برگزار نمی‏شد، از سوی دیگر ازبک‏ها هم آن را برگزار نمی‏کردند و روس‏ها نیز که اصلاً آن را نمی‏شناختند. در نتیجه‏ برای تاجیک‏های منطقه هم تبدیل به سنتی شده بود که بیشتر در خانه با آن روبرو بودند.</p>

<p>البته ازبک‏ها نوروز را می‏شناختند و به ما می‏گفتند که در دوشنبه، این جشن را خیلی مفصل برگزار می‏کنند. یکی از دوستان من، زنده‏یاد آقای عالم‏پور، عکاس و خبرنگار تاجیک، به من می‏گفتند که شما باید نوروز به شهر دوشنبه بیایید تا ببینید که نوروز در تاجیکستان هم مانند ایران باشکوه برگزار می‏شود. ولی در خود ازبکستان و در تاشکند که من زندگی می‏کردم، این‏طور نبود. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/baysun6.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>صحبت از برگزاری نوروز باشکوه در تاجیکستان، مربوط به چه سال‏هایی می‏شود؟</strong> </p>

<p>به یاد آوردن تاریخ دقیق آن برای‏ام کمی سخت است؛ اما فکر می‏کنم در فاصله‏ی سال‏های میان ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ بود. </p>

<p><strong>یعنی در دوران پروستریکا؟</strong></p>

<p>بله بعد از روی کار آمدن گارباچف. </p>

<p><strong>خانم سطوت، از زندگی اقوام ازبک، تاجیک و روس در کنار هم صحبت کردید. نوشته‏تان را هم با همین موضوع شروع کرده بودید و در آن‏جا هم از زندگی این اقوام در صلح و صفا در کنار هم می‏گویید. آیا این حالت را در کشورهای دیگر هم تجربه کرده‏اید یا این که منحصر به  ازبکستان بود؟ </strong></p>

<p>زمانی که من در تاشکند زندگی می‏کردم، روس‏ها تقریبا ۳۰درصد جمعیت شهر را تشکیل می‏دادند و اکثر مراکز دولتی و ادارات در دست آنان بود. ازبک‏ها را هم می‏شد در این مراکز دید، اما تعدادشان کم‏تر بود و بیشتر به عنوان کارمند مشغول به‏کار بودند و یا شاید در ارگان‏های مشخصی حضورشان نمود داشت.</p>

<p>تعداد تاجیک‏ها هم در منطقه بسیار کم بود و  حضور نامحسوسی داشتند. با وجودی که تیراژ روزنامه‏ی تاجیکی‏ای که ما منتشر می‏کردیم بالا بود، اما تاجیک‏ها را در سطح شهر نمی‏شد دید. چون دیگر به زبان تاجیکی هم صحبت نمی‏کردند و زبان‏شان یا روسی و یا ازبکی بود.</p>

<p>در سفری که این‏بار به آن‏جا داشتم، متوجه شدم که تعداد روس‏ها به شدت کم شده است. ابتدا فکر کردم شاید الان که دولت در دست ازبک‏ها است و پست‏های مهم دولتی را آن‏ها دارند، به روس‏ها فشار آمده و یا محدودیت‏های قومی برای‏شان ایجاد کرده‏اند.</p>

<p>اما وقتی بیشتر جویا شدم، متوجه شدم که مساله‏ فقط کاری بوده است. میزان بیکاری بالا رفته و روس‏ها به دنبال کار، به کشورهای بلاروس سفر کرده‏اند.</p>

<p>روس‏هایی که می‏توانسته‏اند بروند و امکانات داشتند، رفته بودند و آن‏هایی که مانده بودند، نه تنها دیگر در جامعه موقعیت‏های برتر را نداشتند، بلکه در موقعیت‏های شغلی و مالی ضعیف‏تری زندگی می‏کردند. می‏شد دید که خانه‏های اعیانی شهر دیگر متعلق به ازبک‏ها و نه روس‏ها است.</p>

<p>اما از سوی دیگر، مسئولین دولتی از این که روس‏ها از منطقه بروند هم به شدت ناراحت و نگران بودند. آن‏ها می‏گویند که متخصصین منطقه‏ اکثرا روس هستند. هنوز زمان زیادی لازم است تا نسلی از ازبک‏ها رشد کند و بتواند تخصص بگیرد و حیف است روس‏ها که متخصصین خوبی هم هستند، از منطقه بروند. به همین دلیل، من زمینه‏ای را نمی‏دیدم که روس‏ها از زاویه‏ی مسایل قومی اذیت شده باشند و به این دلیل از تاشکند رفته باشند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/18taschkent.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>تاشکندی که در دوران شوروی ترک کرده بودید، چقدر با تاشکندی که سال ۲۰۰۸ دیدید، تفاوت کرده بود؟</strong> </p>

<p>در گذشته، بیشتر روس‏ها بودند که لباس‏های شیک‏تری می‏پوشیدند. خانم‏های روس اغلب لباس‏های اروپایی بر تن داشتند و ازبک‏ها اکثراً لباس‏های محلی خود را می‏پوشیدند. این تفاوت در پوشش، در سطح شهر خیلی محسوس بود. اما این‏بار بیشتر ازبک‏ها لباس‏های اروپایی بر تن داشتند و تعداد روس‏ها خیلی کم شده بود.</p>

<p>چیز دیگری که خیلی جلب توجه می‏کرد، این بود که ازبک‏هایی که پوشش محلی داشتند، در کنار دیگرانی که لباس‏های اروپایی بر تن داشتند، همه جا در کنار هم دیده می‏شدند. هیچ تفاوت احساسی و رفتاری هم در میان آنان دیده نمی‏شد.</p>

<p>البته در گذشته هم من برخورد خاصی در میان روس‏ها و ازبک‏ها نسبت به هم نمی‏دیدم، اما خود ازبک‏ها کم‏تر تمایل داشتند در جاهایی که روس‏ها بیشتر رفت و آمد دارند، دیده شوند. مثلا در کافه‏های مدرن‏تر و یا خیابان‏های شیک‏تر شهر، روس‏ها بیشتر دیده می‏شدند. اما الان دیگر این‏طور نیست. در خیابان اغلب ازبک‏ها و ازبک‏هایی که بیشتر به سبک غربی لباس پوشیده‏اند را می‏توان دید. </p>

<p><strong>در مطلب‏تان اشاره کرده‏اید که افراد نسبتاً مدرن به  زنانی که با روسری در جمع ظاهر می‏شدند، با دیده‏ی تحقیرآمیز نگاه می‏کردند. ممکن است در این باره توضیح بیشتری بدهید؟</strong> </p>

<p>در گذشته این‏طور بود. آن زمان جامعه طوری تقسیم شده بود که روس‏ها موقعیت برتر را در جامعه داشتند و ازبک‏ها از موقعیت پایین‏تری برخوردار بودند. اکثر ازبک‏ها هم روسری سر می‏کردند. البته نه مثل ایران، اما چیزی شبیه به روسری بر سر داشتند.</p>

<p>اما اتفاقاً در سفر اخیر این برخورد را دیگر حس نمی‏کردم. در این دوره کسانی که روسری سر داشتند، کسانی که بدون روسری بودند و کسانی که اروپایی پوشیده بودند یا نپوشیده‏ بودند، در بازار، خیابان، مغازه‏ها، همه جا خیلی راحت در کنار هم زندگی می‏کردند.</p>

<p>به خصوص که در ازبکستان چه در گذشته و چه امروز حضور خانم‏ها در خیابان خیلی محسوس است. چون بسیاری از زنان در حال کار کردن هستند و انجام خیلی از مشاغل بر عهده‏ی زنان است.</p>

<p>به همین دلیل، تعداد زنانی که در خیابان دیده می‏شوند زیادند؛ آن‏ها یا در حال رفت و آمدند یا در مغازه فروشندگی می‏کنند یا در رستوران کار می‏کنند و یا در بازار نشسته‏اند و فروشنده هستند. به همین نسبت هم زن بی‏روسری و زن باروسری را هم می‏بینید که در بازارچه کنار هم نشسته‏اند و جنس می‏فروشند. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/amirtr.JPG' /><br/>
<small><small>مجسمه‌ی امیر تیمور در تاشکند</small></small>


</p>

<p><strong>به نظر شما، سنت‏گرایی در سال‏های بعد از فروپاشی شوروی، بر مدرنیسمی که در سال‏های ۸۰ به آسیای میانه راه یافته بود، غلبه کرده است؟ و فکر می‏کنید این سنت‏گرایی یا روی آوردن به اسلام چقدر ممکن است برای ازبکستان تهدید کننده باشد؟ رییس جمهور ازبکستان بارها از هجوم فرهنگ اسلامی کشورهای همسایه ابراز نگرانی کرده است. آیا شما زمینه‏‏ای برای این نگرانی احساس کردید؟ </strong></p>

<p>بله؛ در گذشته و زمانی که من در تاشکند زندگی می‏کردم، نمود مذهبی در شهرها و در میان مردم دیده نمی‏شد. ولی همان زمان هم یکی از دوستان تاجیک‏ام، مرا یک روز آخر هفته برای ناهار به منزل‏شان که خارج از شهر تاشکند بود، دعوت کرد. وقتی به آن‏جا رفتم، او را در خانه، با قیافه‏ی دیگری دیدم و کلاً فردی که در اداره می‏شناختم با شخصیتی که در خانه دیدم، خیلی تفاوت داشت.</p>

<p>در منزل این دوست تاجیک، زن‏ها جدا از مردها غذا می‏خوردند. دوست من در خانه روسری بر سر داشت. فضای خانه‏ی او و فرهنگ حاکم بر آن با اداره کاملا تفاوت داشت. در حالی که او دانشگاه را تمام کرده بود، لیسانس داشت و کار می‏کرد.</p>

<p>حتی وقتی ازدواج می‏کرد، از او پرسیدم که همسرش را چگونه انتخاب کرده است. پاسخ داد: «من انتخاب نکردم، برای‏ام انتخاب کرده‏اند. این وظیفه‏ی پدر و مادرها است». حتی برای دختری در این سطح هم باز پدر و مادرها انتخاب می‏کردند. یعنی در خانه‏ها هم‏چنان سنت‏ها و یک سری تفکرها و آداب و رسوم سنتی وجود داشت. ولی در جامعه دیده نمی‏شد.</p>

<p>اما در سفر دو سال پیش، به طور وسیع در جامعه با این مساله برخورد کردم. اولاً مسجدهای زیادی ساخته شده بودند که قبلا وجود نداشتند. دوماً متوجه شدم که از بسیاری از مراکز قدیمی و باستانی و مقبره‏های شخصیت‏های علمی که در بخارا و سمرقند کم هم نیستند و به هیچ‏وجه به اسلام ربطی پیدا نمی‏کنند، استفاده‏های اسلامی می‏شود.</p>

<p>در نوشته‏ام مثالی زده‏ام که در رصد‏خانه‏ی اولوق‏بیگ در حال بازدید بودیم. راهنمای ما در حال توضیح این مساله بود که چگونه اولوق‏بیگ در این رصدخانه کار می‏کرده و با چه محاسبات دقیقی ساعت‏های روز را محاسبه می‏کرده  است. طوری که تفاوت محاسبات او با امروز شاید تنها در حد ساعت و دقیقه باشد.</p>

<p>در همین حال چند پیرزن به رصد‏خانه آمدند و نگاه می‏کردند. من از علاقه‏ی آن‏ها به رصدخانه تعجب کرده بودم. راهنمای ما ضمن عذرخواهی از ما، به سوی خانم‏های مسن رفت و برای آنان دعا خواند که مثلا امیدوارم خدا شما را به خواسته‏های‏تان برساند و… بعد هم هرکدام از این خانم‏ها پولی به او دادند.</p>

<p>وقتی برگشت، ماجرا را از او پرسیدم. گفت: آن‏ها خواسته‏اند من برای‏شان دعایی بخوانم. چون فکر می‏کنند این مکان یک مقبره‏ی مذهبی است و کسی که این‏جا خوابیده، فردی مذهبی است. پرسیدم که چرا به آن‏ها نمی‏گوید، این‏جا مکان مذهبی‏ای نیست. گفت: نه بگذار باور کنند! این باورها بد نیست که مردم داشته باشند.</p>

<p>این صحنه را در جاهای دیگری هم دیدم؛ مثلا برای بازدید یک مدرسه‏ی علمی رفته بودیم و می‏دیدم که مردم وقتی وارد می‏شوند، در مدرسه را می‏بوسند. در حالی که این مکان، یک مرکز علمی بود. درک من این بود که از این موضوع بیشتر سوء‏استفاده و یا استفاده‏های مالی می‏شود. که می‏تواند نشان از گسترش فرهنگ مذهبی باشد. این پیرزن‏ها که طی این ۲۰ سال به دنیا نیامده بودند. </p>

<p><strong>با توجه به این که مردم در دوران شوروی خط عربی را نمی‏توانستند بخوانند، هرنوشته‏ای را به این خط می‏دیدند، فکر می‏کردند آیه‏ای از قران است. همین موجب یک سری از این اشتباهات می‏شود. به نظر شما، این نوع برخوردها بیشتر ترویج خرافات به جای دست پیدا کردن مردم عادی به دانش دینی است؟ و این موضوع تا چه حد برای جامعه خطر دارد؟ </strong><br />
 <br /><br />
من فکر می‏کنم، کلاً خود دروغ گفتن به مردم خیلی خطرناک است. چون این دروغ می‏تواند امروز یک دروغ خیلی بی‏خطری مانند آن‏چه در رصدخانه‏ی اولوق‏بیگ افتاد، باشد که خود این شخص هم فکر می‏کرد از این طریق کمکی به این پیرزن‏ها می‏کند و از نظر روحی به آن‏ها آرامش می‏دهد. ولی در جای دیگری می‏تواند دروغی باشد که ضربه‏ی خطرناکی به آدم‏ها بزند.</p>

<p>یا این که دیدم، مجسمه‏ی تیمور در جایگاه مجسمه‏ی لنین ساخته شده است و این که امروز تیمور به عنوان سمبل وحدت ازبکستان شناخته می‏شود. بدون این که یک ذره در تاریخ، در کتاب‏های تاریخی، در موزه‏ی تیمور به جنگ‏ها و خون‏خواری تیمور اشاره شود و گفته شود که او چقدر مردم را کشته و چقدر خون ریخته است. این هم دروغ دیگری است که ضربه می‏زند و نمی‏تواند وحدت‏بخش باشد.</p>

<p>همان‏طور که در مطلب‏ام هم نوشته بودم، سمبل وحدت می‏توانست علی‏ شیرنوایی باشد، شخصیتی فرهنگی، شخصیتی که مردم سال‏ها با شعرهای او زندگی کرده‏اند. در خانه‏ها پدرها شعرهای او را برای بچه‏ها خوانده‏اند و آن‏ها با این شعرها بزرگ شده‏اند. این می‏تواند یک نقطه‏ی وحدت‏دهنده برای ازبک‏ها باشد. ولی خُب، می‏بینیم که سیاست امروز راه دیگری را پیش می‏برد. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>




<hr /><span style="font-size: 12px;">عکس‌ها از مریم سطوت</span>























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/shahzadeh/2010/03/post_162.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/shahzadeh/2010/03/post_162.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">با همسایگان</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 16:47:41 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>فدرالیسم یا خودمختاری؟</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>ساختار امروز سیاسی ایران، ساختاری متمرکز است. این ساختار بسیار تمرکز‌گرا، موجب نارضایتی‌هایی گاه پراکنده و گاه به صورت حرکت‌ها و جنبش‌های اجتماعی در نیم‌قرن اخیر شده است. مردم مناطق مختلف ایران مثل کردستان، بلوچستان، خورستان و یا ترکمن‌صحرا عملا نقشی در این ساختار سیاسی ندارد، از نظر فرهنگی نیز مثلا نمی‌توانند به زبان خود در سیستم آموزشی بخوانند و یا بنویسند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast//2010/20100311_Federlaism_Pantea.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>بسیاری از جامعه‌شناسان و تحلیل‌گران بر این باورند که یکی از راه حل‌ها برای تمرکز‌زدایی، فدرالیسم است. برخی از گروه‌های سیاسی مثل کردستان تا ۱۰ سال پیش از خود مختاری به عنوان راه حل نام می‌بردند. در یک دهه‌ی اخیر است که نه تنها احزاب و گروه‌های سیاسی بلکه جامعه‌شناسان نیز از فدرالیسم به عنوان یک ساختار سیاسی دموکراتیک و غیر متمرکز نام می‌برند. در این برنامه به این موضوع خواهیم پرداخت که فدرالیسم چیست؟ چه تفاوت‌هایی با خود مختاری دارد و اساسا چرا مدل مورد نیاز ساختار سیاسی ایران مطرح می‌شود؟</small></strong></p>

<p><strong>ناصر ایران‌پور تحلیل‌گر سیاسی بر این باور است که ساختار ملیت‌های مختلف در ایران نیاز به فدرالیسم را مطرح می‌سازد</strong>:</p>

<p>تنوع ملی-قومی در ایران این امر را ایجاب می‌کند. با توجه به این‌که‌ واژه‌ی قومی در ایران بار منفی پیدا کرده است من واژه‌ی ملی-قومی را به کار می‌برم، زیرا در واقع هرکدام از ملیت‌های ساکن ایران، خودشان را ملت به حساب می‌آورند و نه قوم، قوم واژه‌ای بیشتر معطوف به فرهنگ است ولی ملت بیشتر یک مفهوم سیاسی است.</p>

<p>از این لحاظ کنش‌گران جنبش‌های ملی ایران خودشان را وابسته به یک ملت معین می‌دانند و نه یک قوم.<br />
همان‌طور که می‌دانید در کردستان چندین دهه است که جنبش ملی در جریان است و انتظار می‌رود در آینده‌ی نزدیک بخش‌های دیگر ایران نیز مثل آذربایجان، بلوچستان، خوزستان و ترکمن صحرا در واقع به این فصل حق‌طلبی ملی بپیوندند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/iranpor.jpg' /><br/>
<small><small>ناصر ایران‌پور، تحلیل‌گر سیاسی</small></small>


</p>

<p>فدرالیسم، تنها راهی که ما می‌توانیم از طرفی حقوق این ملیت‌ها را در نظام سیاسی ایران بگنجانیم و از طرف دیگر وحدت ایران را حفظ کنیم. یک دلیل دیگر نیز هست که در سال‌های اخیر بهای کمی به آن داده شده است و آن ارتباط فدرالیسم با دموکراسی است، می‌دانیم که ساختار سیاسی ایران وحشتناک متمرکز است، قبل از انقلاب خودش را در نظام پادشاهی دیده بود و بعد از انقلاب در نظام ولایت فقیه، تنها در نظامی متمرکز است که ما می‌توانیم ساخت اقتداری شاه ایران را داشته باشیم یا ولی فقیه به اقتدار آقای خامنه‌ای، از این لحاظ دموکراسی ایجاب می‌کند که ما یک نظام فدرال در ایران ایجاد کنیم.</p>

<p><strong>بن‌مایه‌ی فدرالیسم را تمرکز زدایی تشکیل می‌دهد، فدرالیسم به معنی تقسیم قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حداقل در دو سطح ایالتی و مرکزی است، از یک سو کل نظام سیاسی کشور به ۳ قوه‌ی مقننه، قضاییه و اجرایه تقسیم می‌شود و از سوی دیگر قدرت بین دولت مرکزی و دولت‌های ایالتی تقسیم می‌گردد.</p>

<p>عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کوموله کردستان ایران نه تنها فدرالیسم را موجب جدایی و تجزیه‌طلبی نمی‌داند بلکه آنرا موجب وحدت خلق‌ها در ایران به‌شمار می‌آورد</strong>:</p>

<p>ایران از نظر جغرافیایی کشور بسیار پهناوری است و از نظر اقلیمی، زبانی و حتی مذهبی بسیار متنوع است. من فکر می‌کنم به طور کلی در دنیای امروز، به این سمت پیش می‌رویم که  انتخاب کنندگان با انتخاب شوندگان هر چه بیشتر نزدیک باشند، بتوانند آن‌ها را تحت‌تاثیر قرار دهند و کنترل کنند تا مردم از نزدیک‌تر بتوانند در اداره‌ی امور منطقه و محل خود شرکت کنند، ما به این عدم تمرکز در ایران احتیاج داریم.</p>

<p>ایران یکی از آن کشور‌های ساده‌ی ملت-دولتی نیست. مثلا فرض کنید از آن الگویی  که در فرانسه همیشه مثال زده می‌شود بلکه همیشه حضور خلق‌های گوناگون در داخل ایران، همواره یک واقعیت تاریخی بوده است که ریشه‌اش در امپراطوری‌های گذشته‌‌ی ایران باستان و همچنین حتی بعد از اسلام است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/AbdollahMohtadi1.jpg' /><br/>
<small><small>عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کوموله کردستان ایران</small></small>


</p>

<p>کما این‌که ما می‌بینیم در گذشته‌ی خیلی دور ما ساتراپ‌ها و ساتراپ‌نشین‌ها را در ایران داشتیم و همیشه این‌طور اداره می‌شده است، این نظام فوق متمرکز کنونی که نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم در ایران به وجود آمده است و تثبیت شده، با نادیده گرفتن همه‌ی این تنوعات به وجود آمده است.</p>

<p>بنابراین از یک نقطه نظر کلی دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی ایران را ضروری می‌دانم از این طریق به بهترین نحوی به مشارکت در زندگی دسته‌جمعی عمومی مردم ایران در حیات اجتماعی و سیاسی ایران جلب می‌شوند، از نقطه نظر دموکراتیزه کردن زندگی اجتماعی و سیاسی در ایران این را لازم می‌دانم، از نقطه نظر احقاق حقوق خلق‌های مختلفی که در ایران زندگی می‌کنند، لازم می‌دانم و یک کارکرد دیگر آن‌هم تامین وحدت در عین تنوع برای ایران خواهد بود.</p>

<p><strong>یعنی در واقع آن نگرانی‌هایی که وجود دارد که مسئله‌ی فدرالیسم ممکن است به پراکندگی و تجزیه‌ی ایران بیانجامد را رد می‌کنید و معتقدید که به وحدت ایران می‌انجامد؟</strong></p>

<p>صددرصد، مگر این‌که بخواهیم بگوییم که با زور و شمشیر و داغ و درفش ما یک حکومت متمرکز دیکتاتوری و استبدادی را در ایران حفظ می‌کنیم وگر نه شما به چه طریق دیگری می‌توانید تمام این تنوعات داخلی را در ایران هم راضی و هم متحد نگه دارید؟ بنابراین بله به نظر من ساختار فدرالی برای آینده‌ی ایران اتفاقا یکی از عوامل نگه‌دارنده و قوام درونی جامعه‌ و کشور ایران خواهد بود.</p>

<p><strong>در ایران در یک دهه‌ی گذشته گفتمان خود‌مختاری به گفتمان فدرالیسم تبدیل شده است، ناصر ایران‌پور در مورد تفاوت بین خود‌مختاری و فدرالیسم</strong>:</p>

<p>معمولا اگر یک منطقه‌ی معین مد نظر باشد، می‌گویند خودمختاری اما اگر کل یک کشور تمرکز زدایی شود و ترکیبی از خود‌مختاری‌های مختلف باشد، طبیعتا در این مورد مشخص فدرالیسم می‌گویند. فدرالیسم، در سطح یک کشور وسعت یافته است ولی خودمختاری محدود و معطوف به یک منطقه‌ی معین است. هنگامی که ما سخن از فدرالیسم به میان می‌آوریم و می‌گوییم فدرالیسم مجموعه‌ای از خود‌مختاری‌های مختلف است، دولت‌های دیگر باید طبق تعریف خود فدرالیسم در حاکمیت مرکزی هم‌زمان شرکت داشته باشند. خودمختاری چیزی جز تقسیم قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و.. نیست.</p>

<p><strong>منتقدین فدرالیسم مطرح می‌کنند مدل‌هایی که از فدرالیسم در کشور‌های مختلف وجود دارد مثلا در آمریکا یا در آلمان، به این صورت است که تقریبا یک بازار مشترک در این کشور‌ها وجود دارد و این‌ها منافع اساسی‌شان در این است که در آن بازار باهم باشند، در نتیجه در یک حاکمیت فدرالیسم جذب می‌شوند، در مورد ایران این‌گونه نیست و ما در ایران قومیت‌های مختلف داریم، نظرتان راجع به این انتقاد چه هست؟</strong></p>

<p>در این انتقاد یک نکته‌ی درست وجود دارد آن‌هم قضیه‌ی بازار مشترک است، اما من معتقدم ما در ایران هم یک اقتصاد و بازار مشترک داریم. فدرالیسم اتفاقا مناطق مختلف را به یک‌دیگر نزدیک می‌کند زیرا ایجاب می‌کند که این مناطق یا یکدیگر ارتباط داشته باشند.</p>

<p>یکی از جنبه‌های نیرومند فدرالیسم، هم‌گرایی، همبستگی و همکاری با هم است تا بتوانند هم‌زمان همه در حاکمیت شرکت داشته باشند، زمانی که من در حاکمیت شرکت داشته باشم و سهیم باشم، حاکمیت از آن من هم باشد طبیعتا این بازار مشترک هم به‌وجود می‌اورد، کما این‌که می‌دانیم در کشور‌های اروپایی چند سال قبل مرز را برداشتند و اتحادیه‌ی اروپا به وجود آمد. این اتحادیه‌ی اروپا یک شکل از فدرالیسم است بنابراین این استدلال نه دلیلی بر علیه فدرالیسم بلکه به نفع آن است.</p>

<p>اگر مقصود این است که کشور‌های مدل فدرالیسم که در دنیا استقرار یافته‌، مناسب حال ایران نیست به این دلیل است که ایران نمونه‌ی خاص خودش را می‌خواهد. شاید ۲۴ دولت فدرالیستی در جهان داشته باشیم، ۲۴ نوع فدرالیسم هم در دنیا داریم، یعنی این‌که هر کشوری با توجه به وضعیت تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خودش نظام فدرالی را ایجاد می‌کند، ایران اساسا یک کشور فدرال بوده است حتی اگر که اسم فدرال هم بر رویش نبوده است. بعضی از کشور‌های جهان هم  با این‌که اسم فدرال بر آن‌ها نیست، فدرالی هستند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/KurdishVillageChildren.jpg' /><br/>
<small><small>عبدالله مهتدی: «با دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی ایران حقوق خلق‌های مختلفی که در ایران زندگی می‌کنند احقاق می‌شود و در عین تنوع، وحدت نیز تامین می‌شود»</small></small>


</p>

<p>این رضا شاه بود که این ساختار‌ها را از بین برد، یک حکومت متمرکز ایجاد کرد، بر اساس ایدئولوژی دولت-ملت، بر اساس یک زبان، حتی یک دین و از آن بدتر یک مذهب. یعنی بقیه را دفع کرد و خواستند یک چیزی به وجود بیاورند که اسمش را هم ملت ایران گذاشتند که به قول خودشان به دنیای متمدن راه پیدا کنند، ساختن ملت ایران چندین دهه است که با شکست روبه‌رو شده لذا مدلی که ما برای ایران ایجاد می‌کنیم ریشه در تاریخ ایران دارد، ایران یک کشور متمرکز نبوده است.</p>

<p>ایران را قبلا ممالک محبوسه نامیده‌اند زیرا ترکیبی از ممالک مختلف است. واژه‌ی پادشاه به معنای شاه شاهان نیز از همین سرچشمه گرفته است که ما در ایران حکومت‌های مختلف داشتیم، یعنی فدرالیسم ریشه در تاریخ ایران دارد و ایران دولتی متمرکز نبوده است و آثاری هم که مربوط به تخت جمشید است، این امر را به خوبی نشان می‌دهد که همیشه این تنوع به رسمیت شناخته شده و همیشه نیز ملت‌های مختلف در اراده‌ی مناطق خودشان شریک بوده‌اند.</p>

<p>در سیستم فدرالیسم در ایالت‌های مختلف سیستم پارلمانی ایجاد می‌شود، دولت‌های ایالتی دارای قوه‌ی مجریه، قضاییه و مقننه خواهند بود، دولت مرکزی نیز مجلسی خواهد داشت که از سوی کلیه‌ی مردم کشور انتخاب خواهند شد.</p>

<p><strong>در بسیاری از کشور‌های دنیا از جمله آمریکا، بلژیک، سوییس، آلمان، انگلستان و کانادا سیستم فدرالی موجود است، در هر کدام از آن‌ها به دلیل شرایط خاص ملی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی نوع خاصی از فدرالیسم حاکم است. موضوعات فرهنگی معمولا در حیطه‌ی کار دولت‌های ایالتی قرار دارد. عبدالله مهتدی در مورد شکل عملی فدرالیسم می‌گوید. چه موضوعاتی در اختیار تصمیم‌گیری دولت مرکزی است و چه مسائلی در حوزه‌ی تصمیم‌گیری ایالت‌ها خواهد بود</strong>:</p>

<p>مسئله‌ی سیاست خارجی، مسئله‌ی ارتش و دفاع از مرز‌های کشور، پول و سیاست‌های کلان اقتصادی، شبکه‌ی اصلی ارتباطات و منابع اصلی انرژی، مسائلی است که باید در اختیار دولت مرکزی باشد، بقیه‌ی مسائل مثل اداره‌ی امور داخلی و فرهنگ و آموزش، امنیت داخلی، شهرداری‌های مناطق مختلف در حیطه‌ی حکومت‌های منطقه‌ای می‌افتد.</p>

<p><strong>و سخن آخر آن‌که عبدالله مهتدی پیوند عمیقی بین جنبش خلق‌های مختلف در ایران و جنبش آزادی‌خواهی ۹ ماه اخیر مشاهده می‌کند.</strong></p>

<p>من در واقع رابطه‌ی خیلی نزدیک و حیاتی بین این‌ها می‌بینم ولی مشکل این است که هنوز از این موضوع غفلت شده است، هم از سوی جنبش دموکراسی‌خواهی در ایران اگر هم نگوییم از طرف رهبرانش، از طرف شخصیت‌های نمادینش و هم  از طرف نویسندگان و قلم به‌دستان و متفکران غفلت شده است.</p>

<p>به نظر من هنوز عنایت و توجه کافی به این مسئله نشده است و‌گر نه پیوندهای خیلی عمیق این‌ها را به هم ربط می‌دهد، اصولا من آن چیزی را که جنبش سبز یا جنبش دموکراسی‌خواهی ایران هست،اصلا ادامه‌ی ساده‌ی جنبش اصلاح‌طلبی نمی‌دانم، گر چه ربط‌ها و لینک‌ها جنبش دموکراسی‌خواهی با اصلاح‌طلبی وجود داشت و هنوز هم دارد.</p>

<p>جنبش دموکراسی خواهی کنونی بیشتر ادامه‌ی جنبش‌های اجتماعی از قبیل ۱۸ تیر، جنبش دانشجویی، جنبش زنان و جنبش کارگری و از این قبیل جنبش‌های اجتماعی ایران است، این‌ها خیلی باهم ربط دارند و خیلی از تحقق دموکراسی در ایران نفع می‌برند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/analysis/2010/03/post_1402.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/analysis/2010/03/post_1402.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> ایران</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 16:14:50 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تیرباران ۱۲ مقام مهم حکومت پهلوی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><em><center>سه‌شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۵۷ برابر سیزدهم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em></p>

<p><strong>تیرباران ۱۲ مقام مهم حکومت پهلوی</strong></p>

<p>به گزارش روزنامه اطلاعات، نیمه شب گذشته، ۱۱ تن دیگر از فرماندهان نظامی حکومت سابق و کارکنان ساواک که به حکم دادگاه انقلاب اسلامی ایران محکوم به اعدام شده بودند، در مقابل جوخه آتش قرار گرفتند و تیرباران شدند.</p>

<p>اسامی اشخاصی که اعدام شده اند به این شرح است:<br />
۱. سپهبد نادر جهانبانی، رئیس سابق سازمان ورزش<br /><br />
۲. سرلشگر محمد ولی زند کریمی، رئیس سابق اداره زندان‌ها<br /><br />
۳. محمود جعفریان، قائم مقام حزب رستاخیز و معاون سابق رادیو و تلویزیون و مدیر عامل سابق خبرگزاری پارس<br /><br />
۴. پرویز نیکخواه، تئوریسین رژیم پهلوی<br /><br />
۵. غلامحسین دانشی، روحانی و نماینده مجلس شورای ملی<br /><br />
۶. منوچهر وثوقی، افسر گارد جاویدان<br /><br />
۷. محمد نوید معروف به نبوی کارمند ساواک<br /><br />
۸. میراحمد کوچ اصفهانی، کارمند ساواک<br /><br />
۹. حسین شه کمان از طرفداران رژیم سابق که متهم به جنایاتی با چند نام مستعار شد.<br /><br />
۱۰. عبدالله منوچهری قشقائی، کارمند ساواک<br /><br />
۱۱. حسین فرزین، سردسته اشرار طرفدار رژیم سابق</p>

<p>در آغاز دادنامه، دادستان دادگاه انقلاب کیفرخواست خود را علیه سپهبد نادر جهانبانی به این شرح قرائت کرد: «آقای سپهبد نادر جهانبانی در سمت‌های مهم و حساس نظامی و این اواخر در تصدی مشاغل ورزشی و نظایر آن با رژیمی که با ساقط کردن حکومت ملی و شرعی به طریق غاصبانه و با اراده اجنبی در ایران سلطه پیدا کرد و مملکت را در جهت منافع اجنبی و در جهت خلاف شرع و خلاف مصلحت ملت و مملکت به قهقرا می‌برد و به نابودی می‌کشاند، با اقدام علیه امنیت به قیام برای متزلزل کردن اساس استقلال و فساد در ارض و محاربه با خدا و رسول نایب امام متهم هستند. دلایل اتهام‌ها تصدی مشاغلی است که شایع است و احتیاج به توضیح یک به یک نیست...»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/jahaanbaani2.jpg' /><br/>
<small><small>سپهبد نادر جهانبانی، رئیس سابق سازمان ورزش</small></small>


</p>

<p>سپهبد جهانبانی در جواب رئیس دادگاه که از وی خواست به آخرین دفاع خود بپردازد گفت: «من دفاع خاصی ندارم ولی من هیچ وقت کاری بر ضد انقلاب نکرده‌ام، ولی به هرحال مهم نیست و من آماده اعدام هستم.»</p>

<p>به گزارش روزنامه اطلاعات پس از زند کریمی، محمود جعفریان در صندلی اتهام نشست و گفت: «من به حقانیت محکمه عدل اسلامی ایمان دارم، امیدوارم اگر قرار است من قربانی شوم همسر و فرزندان و هموطنانم از این پس در هوایی آزاد و به دور از هرگونه اختناق تنفس کنند.»</p>

<p>بعد از جعفریان نوبت سخن به نیکخواه رسید. به نوشته این روزنامه نیکخواه که «به او لقب نظریه‌پرداز رژیم دست‌نشانده سابق را داده بودند، از این‌که برای دومین بار است که در صندلی اتهام خیانت به وطن نشسته است اظهار تأسف کرد. وی گفت امیدوارم بودم انقلابیون امروز که به آن‌ها اعتقاد دارم که فرصت دیگر به من می‌دادند (جعفریان بامداد روز جمعه همراه با سپهبد صدری، سرگرد قوامی و سروان ژیان‌پناه محاکمه و به اعدام محکوم شده بود ولی به علت اعتراض به حکم دادگاه دیشب برای آخرین بار از خود دفاع کرد).»</p>

<p>بنا به همین گزارش غلامحسین دانشی، نماینده آبادان در مجلس شورای ملی که جزو اعدام شدگان بود، گفت: «اگر من می‌خواستم از مجلس استعفا کنم ساواک مرا می‌کشت. من حتی نمی‌توانستم جزو گروه مخالفین دولت در مجلس باشم. زیرا مخالفین دولت را در مجلس خود دولت انتخاب می‌کرد تا علیه دولت حرف بزنند!»</p>

<p>همچنین محمد نوید معروف به نبوی، کارکن ساواک معروف به شکنجه‌گر جلاد خانه ساواک به دادگاه گفت: «متأسفم که من نه تنها این دنیا را از دست داده‌ام، بلکه در آن دنیا نیز باید عذاب بکشم. من از مال دنیا هیچ چیز ندارم، یک خانه که پنج سال پیش قسطی خریدم و هنوز هم بدهکارم. وظیفه من تنها خبرچینی از درجه‌داران در شهرستان‌ها بود. به نام خدای بزرگ و به نام خلق مسلمان ایران، قسم می‌خورم که هرچه می‌گویم حقیقت دارد.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/nikkhaah45.jpg' /><br/>
<small><small>پرویز نیکخواه، تئوریسین رژیم پهلوی</small></small>


</p>

<p>به نوشته روزنامه اطلاعات،  میراحمد کوچ اصفهانی، شکنجه‌گر دیگر ساواک گفت: «من یک بازجوی متخصص هستم که دوره‌های تخصصی را در دانشکده ساواک؛ در تهران واقع در خیابان ملک دیدم و این تخصص را در زندان‌های شیراز و تهران و اوین بیشتر کردم. من بازجوی آیت‌الله طالقانی نیز بود. ایشان می‌دانند که من شکنجه‌گر نیستم.»</p>

<p>حسین شه‌کمان اعدام شده دیگر گفت: «من ستواندوم بود. من روی پای خودم ایستادم. یک ساله بودم که مادرم مرد و در دوازده سالگی پدرم را از دست دادم. نامادری بیرحم مرا پرورش داد.» وی ادامه داد:</p>

<p>«من گروهبان سوم بودم، یک برادر ناتنی داشتم که یک روز مرا جلوی همسرم مسخره کرد و گفت مثل گروهبان‌ها حرف می‌زنی. درس خواندم و دیپلم گرفتم و افسر شدم. من یک درد کشیده هستم و درد جامعه را می‌فهمم. من کسی نیستم که قادر باشم شکنجه بدهم. من هم از این دنیا چیزی نصیب نبردم. آخرین حقوقم ۴۲۰۰ تومان بوده که دو هزار تومانش را اجاره می‌دادم.»</p>

<p>یکی دیگر از اعدام‌شدگان، حسین فرزین از باج‌گیرهای معروف تهران بود. به گزارش اطلاعات حسین فرزین، قمه‌کش و باج‌گیر معروف ساکن خیابان ایرانمهر، آخرین نفری بود که از اتهامات خود دفاع کرد، وی متهم بود که در شهر ری به مردم مبارز با قمه در صحن مطهر عبدالعظیم حمله کرده بود و با همکاری دولت بختیار از زندان آزاد شده بود تا با همدستان خود با چوب و چماق اموال مردم را آسیب بزند. وی که از طرفداران تظاهرات قانون اساسی بود و این گروه را رهبری می کرد، گفت:</p>

<p>«من از رژیم سابق متنفرم و پرونده‌ای هم که جلوی شماست نشان می‌دهد که چندین بار توسط رژیم سابق زندانی شده‌ام.» قاضی دادگاه گفت: «رژیم گذشته هم تو را قبول نداشت!» فرزین گفت:</p>

<p>«من با کمیته انقلاب همکاری داشته‌ام و کارتی که از کمیته به من داده شده در پرونده من ضبط است. برای من توطئه‌چینی شده است.» ساعت هفت بامداد امروز متهمان پس از دو ساعت شور دادگاه انقلابی، به مرگ محکوم شدند و حکم اعدام، بلافاصله پس از صدور حکم دادگاه درباره آنان اجرا شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/parviznikkhaaah12.jpg' /><br/>
<small><small>محمود جعفریان، قائم مقام حزب رستاخیز </small></small>


</p>

<p><strong>حمله به اتومبیل قطب‌زاده و تیراندازی</strong></p>

<p>صدای انقلاب اسلامی، دیشب در اخبار ساعت هشت خود اعلام کرد: مقارن ساعت پنج بعد از ظهر امروز عده‌ای خانم‌ها که به وسیله گروهی از آقایان حمایت می‌شدند در جلوی خیابان جام جم اجتماع و اقدام به دادن شعار و تظاهرات علیه دولت قانونی موقت و سرپرست صدا و سیمای انقلاب اسلامی ایران نمودند که پس از ۴۵ دقیقه درگیری و حتی مشاجره لفظی بین موافقین و مخالفین مأمورین حفاظتی دخالت نمودند و چون آن‌ها قصد ورود به جام جم به بهانه صحبت با سرپرست صدا و سیمای ایران وارد خیابان جام جم شد که ناگهان تظاهر کنندگان به این‌گونه اعمال و توهینات اکتفا نکرده، بلکه یکی از بانوان از داخل کیف خود اقدام به شلیک یک تیر نمود که نوع اسلحه و محل اصابت آن مشخص نگردید.</p>

<p>در همین زمان یکی دیگر از بانوان با چاقو به یکی از پرسنل نیروی هوایی ملی اسلامی ایران که عهده‌دار نگهبانی شبانه روزی تلویزیون می‌باشد، حمله کرد. خوشبختانه به وی آسیبی نرسید. لذا برای جلوگیری از هرگونه حادثه سوء بعدی اقدام به شلیک تیر هوایی گردید که تظاهر کنندگان متفرق و با دو دستگاه اتوبوس آبی رنگ محوطه را ترک نمودند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/saaadeghghotbzaade.jpg' /><br/>
<small><small>صادق قطب‌زاده، سرپرست صدا و سیمای انقلاب اسلامی ایران</small></small>


</p>

<p><strong>بنیاد مستضعفین ایجاد شد</strong></p>

<p>شورای انقلاب اسلامی ایران دیروز طی صدور اعلامیه‌ای ایجاد بنیاد مستضعفین را اعلام داشت. متن اطلاعیه به این شرح است:</p>

<p>«در پی فرمان امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران درباره مصادره اموال منقول و غیرمنقول خاندان پهلوی و کارگردانان اصلی رژیم پیشین و صرف آن در امور رفاهی مستضعفان و محرومان، شورای انقلاب اسلامی اقدام به ایجاد موسسه‌ای به نام بنیاد مستضعفین کرده و وظیفه این بنیاد شناسایی و ضبط این اموال اعم از املاک و سپرده‌های بانکی و پول نقد و غیره و ایجاد واحد‌های مسکونی برای محرومان است.»</p>

<p>مرکز این بنیاد فعلاً در تقاطع خیابان پهلوی و پاستور روبه‌روی کلانتری مرکز واقع شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/mostazafiin1.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>از اقدامات ضد امپریالیستی حمایت می‌کنیم</strong></p>

<p>سازمان چریک‌های فدائی خلق اطلاعیه جدیدی صادر کرد. در این اطلاعیه که در روزنامه اطلاعات منتشر شد، آمده است: «ما طی اعلامیه‌ها و بیانیه‌ها و مصاحبه‌ها مواضع خود را نسبت به تحولات اخیر و دولت موقت اعلام کرده‌ایم گفته‌ایم که تجدید سازمان ارتش سابق و گماشتن فرماندهان طرفدار آمریکا در رأس آن که مورد حمایت دولت است بزرگ‌ترین خطری است که انقلاب ایران را تهدید می‌کند.»</p>

<p>این سازمان نوشت: «گفته‌ایم که برای حل مسایل انقلاب باید راه حل‌های انقلابی به کار گرفت نه راه حل‌های محافظه‌کارانه.» سازمان چریک‌های فدائی افزود:</p>

<p>«گفته‌ایم که میزان حمایت ما از دولت بازرگان یا از هر دولت دیگر بستگی دارد به پیگیری آن‌ها در مبارزات ضد امپریالیستی و چگونگی دفاع از حقوق دموکراتیک خلق‌ها در چهارچوب برنامه حداقل ما گفته‌ایم که از اقدامات دولت در جهت تقویت نهاد‌های دمکراتیک پشتیبانی می‌کنیم....»</p>

<p>در ادامه این اطلاعیه آمده است: «اما وقتی پشتیبانی فدائیان از دولت بازرگان به صورت تیتر روزنامه در‌می‌آید، این امکان وجود دارد که برخی تصور کنند موضع ما در برابر جنبه‌های محافظه کارانه‌ی دولت تغییر کرده است. از این رو از مطبوعات خواستاریم که با چاپ نامه سرگشاده ما به دولت بازرگان امکان هرگونه توهم را از میان ببرند. در پایان اگر این نکته لازم است که ما در مصاحبه گفته‌ایم که شوروی را با همه انحرافاتش کشوری سوسیالیستی می‌دانیم اما در روزنامه کیهان سوسیال دمکرات چاپ شده است.»</p>

<p>

</p>

<p><strong>اشرف دهقانی به ایران باز‌می‌گردد</strong></p>

<p>جلال طالبانی، رهبر جنبش خودمختاری کردستان عراق با اشرف دهقانی دختر مبارز ایرانی دیدار کرد. بنا به اطلاعاتی که خبرنگار اعزامی اطلاعات به مرز ایران و عراق به دست آورده است، این دیدار چندی پیش در یکی از کشورها صورت گرفته و در جریان آن چند نفر ایرانی نیز حضور داشته‌اند.</p>

<p>به نوشته روزنامه اطلاعات «اشرف دهقانی که چند سال پیش به طرز شگفت‌آوری از زندان ساواک فرار کرد، در این دیدار به جلال طالبانی گفته است که امیدوار است به زودی به ایران بازگردد.»</p>

<p>وی این موضوع را هنگامی عنوان کرد که حکومت طاغوتی هنوز در ایران بر سر کار بود. بنا به این گزارش اشرف دهقانی که در آن هنگام همچنان مشغول فعالیت و تماس با مبارزان داخلی ایران بوده، گفته است که هر لحظه که شرایط را برای بازگشت به ایران مساعد ببیند به میان هموطنان خود بازخواهد گشت.</p>

<p>خبرنگار اعزامی اطلاعات با وجودی که از محل دیدار جلال طالبانی و اشرف دهقانی آگاهی دارد، اما به این علت که ممکن است اشرف دهقانی مایل به افشای این موضوع نباشد، از نوشتن نام این کشور خودداری می‌کند و فقط به آگاهی می‌رساند که این دیدار در یک کشور عربی (غیر از عراق) صورت گرفته است.</p>

<p><strong>سرگرد یگانه: رژیم پهلوی مذهبی‌ها را ترور می‌کرد</strong></p>

<p>به نوشته اطلاعات، یکی از پاسداران پاسگاه پلیس راه بندر عباس به سوی اتومبیلی که به فرمان ایست وی توجه نکرده بود تیراندازی کرد و در نتیجه راننده اتومبیل به نام ظهروی جافورزاده کهنوجی، راننده سازمان بهداری و بهزیستی استان ساحلی کشته شد.</p>

<p>خبرنگار اطلاعات در همین صفحه طی خبری نوشت: «براساس مدارک به دست آمده هر روز پانصد قالب یخ وسیله نیروی دریائی بندر عباس برای خنک نگهداشتن استخر ویلای شهریار شفیق خواهر زاده شاه سابق خریداری می‌شده است. این استخر دو مأمور خنگ نگاه داشتن آب داشت!»</p>

<p>در زنجان چهار پاسبان محاکمه شدند. به گزارش خبرنگار اطلاعات از زنجان محاکمه چهار سرپاسبان به نام‌های آیت‌الله سلیمانی، یوسف عمادی، کاظم ایمانی و سیف علی خمسه و پاسبان رضا قاسمیان و سرگرد یگانه در دادگاه انقلابی زنجان آغاز شد.</p>

<p>اتهام این عده شرکت در کشتار ۲۲ بهمن‌ماه زنجان است. سرگرد یگانه در دادگاه گفت: «در رژیم سابق اگر افسری به مذهب واقعی گرایش پیدا می‌کرد، بلافاصله ترور می‌شد و این ترورها را به گردن مارکسیست‌های اسلامی یا کمونیست‌ها می‌انداختند.»</p>

<p>سرگرد یگانه سرتیپ کهالی، فرمانده گارد اعزامی به زنجان را خائن به مملکت خواند. در سلماس نیز، سروان امامی، رئیس کلانتری، ستوان یکم شهبازی رئیس زندان، سرپاسبان هبوتی، پاسبان جواد قاسم‌زاده، استوار حسن عاطفی، پاسبان اصغر علیزاده، پاسبان حسن مجیدی و پاسبان میرقاسم فرقت به اتهام اعمال ضد انقلابی در سلماس آذربایجان دستگیر شدند.</p>

<p>در تهران یکی از پاسداران انقلاب به نام اکبر عبداللهی که مأمور گشت بود، توسط یکی دیگر از پاسداران هدف گلوله قرار گرفت. وی پس از چند روز در بیمارستان دکتر علی شریعتی تهران جان سپرد.</p>

<p>در منطقه همدان، راهزنان از مردم سلب آسایش کردند. به گزارش روزنامه اطلاعات، یک گروه از رزمندگان پایگاه حر (شاهرخی پیشین) با همیاری سایر نیروهای انقلابی همدان و با حمایت یک فروند هلی‌کوپتر به قلعه مخروبه‌ای که مقر راهزنان بود و در منطقه آهاروند قرار داشت، حمله بردند و در پی یک نبرد خونین فضل‌الله دهی (رهبر راهزنان) را از پای درآوردند.</p>

<p>وی که رهبری گروهی از راهزنان را در دست داشت در راه همدان، آهاوند دست به غارت و چپاول اموال مردم می‌زد. علی جانی از سوی یکی از بستگان خود که در این روستا ساکن است با اعلام مطالب بالا افزود:</p>

<p>«در پی این حمله، راهزنان که قنبر نجات، عزت، حسنعلی و حسن غلامی، اعضای یک خانواده و خداوری، خیراله همت و اکبر روشنی (اعضای یک خانواده) هستند، رهبری گروهی از دیگر راهزنان را به صورت جمعی در دست گرفته‌اند و در مناطق همدان، قلعه و چند ناحیه دیگر دست به غارت اموال مردم می‌زدنند. ساکنین این مناطق از دولت و کمیته‌های انقلابی تقاضا دارند هرچه زودتر جلوی اعمال ضد انقلابی رهزنان گرفته شود.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/demonstration-257.jpg' /><br/>
<small><small>تظاهرات زنان در اعتراض به اجباری شدن حجاب</small></small>


</p>

<p><strong>راهپیمایی زنان در ارومیه</strong></p>

<p>به دنبال راهپیمایی و تظاهرات در برخی شهرهای کشور در ارومیه نیز تظاهراتی علیه حجاب اجباری برگزار شد. به گزارش روزنامه اطلاعات، در پی اجتماع دیروز صبح بانوان شهرستان ارومیه که در محل دانشگاه این شهر تشکیل شد، بعد از ظهر دیروز نیز بانوان در خیابان‌های ارومیه به راهپیمایی پرداختند و طی شعارهای خود، خواستار برقراری حقوق سیاسی و اجتماعی متساوی با مردان و آزادی در انتخاب نوع حجاب و پوشش شدند.</p>

<p>در جریان این راهپیمایی گروهی از جوانان و عوامل ناشناخته شعارهایی علیه آزادی زنان دادند و پاسداران کمیته ارومیه با شلیک تیرهای هوایی و یورش به سوی تظاهر کنندگان آنان را متفرق کردند.</p>

<p>ساعتی بعد از این اقدام گروهی از جوانان ارومیه به طرفداری از حجاب به راهپیمایی و تظاهرات خیابانی پرداختند. گروهی از مردم ارومیه (رضاییه) در یک راهپیمایی خرید و فروش اسلحه را محکوم کردند. در دانشگاه ارومیه نیز تظاهرات وسیعی از سوی گروه‌های مختلف زنان به طرفداری از حقوق زن برپا شد.</p>

<p><strong>صد و شصت نفر از تلویزیون اخراج شدند</strong></p>

<p>هزینه تحصیلی تعداد زیادی از کارکنان سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران که در خارج از کشور به تحصیل اشتغال دارند قطع شد. این عده به دو گروه تقسیم شده‌اند، گروه اول کسانی که صرفاً به دلیل روابط نه ضوابط بورس گرفته و به خارج رفته‌اند و گروه دوم کسانی که تحصیل آن‌ها مورد نیاز سازمان نیست.</p>

<p>در بخشنامه به امضاء صادق قطب‌زاده، سرپرست موقت سازمان رادیو و تلویزیون اسلامی این دو گروه به این شرح اعلام شده است:</p>

<p>اسامی برخی از افراد گروه اول به شرح زیر است: ایراندخت اربابی، سیروس اخلاقی، پرویز ایل بیگیان، غلارضا دانشور، فریرز دمان پور، سیمیندخت رحیمی لاریجانی، نیلوفر شاه‌بختی، روشن صابری، طهماسب طهماسبی، حمید غروی خوانساری، فیروزه فرازمند، زهرا کاظمی آزاد، شهرام کیوان فر، محمود کیهانی، حسن لاهوتی، محدرضا متین رزم، آذر میرزاده، میناوزیری، منوچهر عسگری نسب، شیرزاد بزرگمهر، کیومرث درم بخش، ژاله امین، ابراهیم ابراهیم‌زاده،نادعلی همدانی، محمود محمدیوسف، مریم معترف، سوسن دیهیم، قباد شیوا، نادر پیروان، فرشته سعادت، سیما دبیر آشتیانی، بهمن علامه جعفری، سهیلا نجم، ترانه حائری، ژولیت وارهانیان، مرتضی اصفهانی، همایون مجد، رحیم تیموریان، مسعود سلطان عربشاهی، مریم قراچه داغی و چند تن دیگر.</p>

<p>در میان گروه دوم نیز از این افراد می‌توان نام برد: زهرا دبیردانش، ناهید ریاضی، دریا قادری، میترا دیوشلی، ایرج صهبائی، مازیار نصیری، عفت هاشمی موسوی، جمشید صدری،آرزو سادات خمسی.</p>

<p>همچنین به گزارش روزنامه اطلاعات ۷۵ نفر دیگر از کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران از کار برکنار شدند ولی برای جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم از انتشار اسامی خودداری شد. اطلاعیه رادیو تلویزیون که به امضای صادق قطب‌زاده رسیده است، به شرح زیر است:</p>

<p>«پیرو پاکسازی که در سازمان رادیو تلویزیون ملی اسلامی ایران انجام می‌گیرد از امروز ۷۵ نفر دیگر از کارمندان این سازمان از کار برکنار می‌شوند. این افراد عمدتاً مانند فهرست ۵۰ نفری اول شامل کسانی است که یا در خدمت مستقیم و غیرمستقیم به رژیم طاغوتی پهلوی بوده‌اند و یا سوء استفاده نموده‌اند. چون در فهرست منتشر شده قبلی نوعی اتهام تفکیک نشده بود و موجب بروز سوء تفاهماتی گردید. لذا به منظور جلوگیری از هر نوع سوء تفاهم از انتشار رسمی اسامی خودداری به عمل می‌آید.»</p>

<p><strong>تنها راه نجات</strong></p>

<p>ما کارگران عضو هفت سندیکای کارگری (زهتاب کشتارگاه تهران و حومه، کله پاک کن، شماع، سیراب پاک کن، جگری، دباغ، مغزی) تنها راه نجات ملت ایران را در برقراری حکومت عدل اسلامی می‌دانیم و خواهان جمهوری اسلامی به هدایت و رهبری امام خمینی هستیم. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_37.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_37.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 15:09:27 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«از انسان‏هایی که دوروبرت هستند ساده نگذر»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>«سایه اسکای» دختر جوان هم‏جنس‏گرا و خواننده‏ی رپ است که چند ماه پیش، زمانی که ترانه‏ی «یک زن ایرانی» را در مورد حقوق زنان و هم‏جنس‏گراها خوانده بود، با او گفت‏وگویی داشتم.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast//2010/20100312_Lida_Saye_Sky_hagh_Koshi_.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>سایه‏ اسکای که آن زمان در ایران و در شرایط سختی به‏سر می‏برد، این‏ روزها پس از تحمل مشکلات و فشارهای زیادی مجبور به ترک ایران شده و الان در ترکیه به‏سر می‏برد.</p>

<p>این خواننده‏ی جوان رپ به تازگی ترانه‏ی جدیدی به نام «حق‏کشی» را اجرا و منتشر کرده است و در آن حرف تازه‏ای می‏زند. سایه این بار از ترانس‏ها و حقوق آن‏ها می‏گوید.</p>

<p>این ترانه بهانه‏ای شد تا دوباره به سراغ سایه اسکای بروم و با او گپی بزنم. ابتدا از سایه پرسیدم که آیا «حق‏کشی» را در ایران ساخته و اجرا کرده است یا در ترکیه؟</small></strong></p>

<p>این آهنگ را خیلی پیش از این در ایران درست کرده بودم. آهنگ دیگری هم دارم که آن را در ایران ساخته‏ام. من هر سه آهنگ‏ام را در ایران ساخته‏ام. این آهنگ را هم بعد از حق‏کشی بیرون می‏دهم. ولی در ایران که بودم، نتوانستم آن را پخش کنم، صبر کردم بیرون بیایم. امنیت کامل داشته باشم و بعد آن را پخش کنم. وگرنه حق‏کشی را هم در ایران ضبط کرده بودم.</p>

<p><strong>در گفت‏وگوی اول‏مان در مورد احساس خشمی که در صدا و شعرهایت هست، با هم صحبت کردیم. آن موقع گفتی چون بار اولی است که می‏خواهی این پیام را برسانی، احساس می‏کنی باید مقداری محکم‏تر آن را برسانی. ولی من هنوز هم این خشم را در تو حس می‏کنم. همین‏ که اول آهنگ‏ات می‏گویی:  اگه جرأت داری، بیا این آهنگ را گوش کن تا من تو را متوجه کنم که داری اشتباه می‏کنی، نشان می‏دهد خیلی از دست جامعه عصبانی هستی.</strong></p>

<p>در جامعه‏ای که خفقان هست، وقتی یکی منفجر می‏شود، عصبانی هم هست. البته من اول این را اصلاح کنم؛ خیلی‏ها به من گفتند که تو ضد مرد هستی. اما پاسخ من این است که من ضد مرد نیستم. ضد مردهایی هستم که حقوق زن را پایمال می‏کنند. خیلی از آقایان هستند که خیلی خوبند و من با آن‏ها هیچ مشکلی ندارم. کسی که خوبه؛ خوبه. ما با آن بده سروکار داریم.</p>

<p>ما با کسی که حق ما را متوجه نمی‏شود، با آن که فکر می‏کند همه چیز به خاطر قدرت فیزیکی و مالی و این‏جور مسائل در دست اوست، سروکار داریم. روی صحبت من با این آقایان است.</p>

<p>من از تهران، از دل تهران آمده‏ام، اما جامعه‏ی ایران خیلی مردسالار است. همین تکه‏ی اول آهنگ‏ام که می‏گوید: «اوا رو، دختری یا پسری خوشگله؟!» شما عین این کلمه‏ها را روزمره در خیابان می‏شنوید و این خیلی دردناک است. دارد با یک انسان صحبت می‏کند، حق انسان این نیست که با او به خاطر شخصیت‏اش، نوع پوشش‏اش، جنسیت‏اش و … این‏طور صحبت کنند.</p>

<p>من با این فوق‏العاده مخالف‏ام. باید متوجه بشوند، باید بفهمند که دیگر دوره‏ی زور و تهدید گذشته است خشم من، آن‏قدر باید باشد که ‏آن‏ها را متوجه کند. تلنگری به آن‏ها باشد و فکر کنند: «داره به ما می‏گه ها! چی داره می‏گه؟». من به این معتقدم که باید باشد. به خاطر این که اگر آن‏ها فکر می‏کنند، زور فیزیکی‏شان زیاد است، من با تفکرم زورم را جلو می‏برم.</p>

<p><strong>به موضوع آهنگ‏ات «ترانس‏»ها برگردیم. در مورد ترانس‏ها برای ما مقداری توضیح بده. در مورد شرایط آن‏ها در ایران برای‏مان بگو. فکر می‏کنی، آن‏ها به نسبت هم‏جنس‏گراها، در شرایط بدتری به سر می‏برند؟</strong></p>

<p>شرایط که بد است؛ بعضی‏جاها بدتر و در جاهایی هم خیلی بد می‏شود. من به خاطر این آهنگ‏ام پنج روز متوالی به پارک دانشجو یا چهار راه کالج، جایی که ترانس‏ها جمع می‏شوند و یا تقریباً می‏توان آن‏ها را دید، رفتم که با آن‏ها صحبت کنم و مشکلات‏شان را بفهمم.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/hagh koshi.jpg' /><br/>
<small><small>«حق‌کشی»، آهنگی که به مسایل ترنس‌سکسشوال‌ها می‌پردازد</small></small>


</p>

<p>من تازه بعد از پنج ساعت توانستم با یک ترانس صحبت کنم. این‏قدر که این ترانس می‏ترسد، این‏قدر که نگران و آشفته است و استرس دارد؛ اصلا نمی‏تواند صحبت کند. تا می‏خواهد صحبت کند، می‏زند زیر گریه. دولت به آن‏ها یک کارت می‏دهد که در خیابان با مشکلی مواجه نشوند. آن‏جا که در آهنگ‏ام می‏گویم: «یه نامه تو دست‏اشه که نده کسی بهش گیر» به این موضوع اشاره می‏کنم.</p>

<p>اما با وجود داشتن این کارت، خیلی از همین پلیس‏ها، بسیجی‏ها، ماموران مخفی و مردم آن‏ها را در کوچه و خیابان گیر می‏آورند، می‏زنند، از ماشین پرت‏شان می‏کنند بیرون و یا به ‏آن‏ها می‏خندند. من این را واقعا نمی‏توانم تحمل کنم.</p>

<p>من با اصرار فراوان و بعد از این که رزومه‏ام را نشان دادم و گفتم می‏خواهم از حقوق شما دفاع کنم، توانستم با آن‏ها صحبت کنم. اما مرتب خواهش می‏کردند که آدرس‏شان را به کسی ندهم و یا در مورد آن‏ها با کسی صحبت نکنم. یعنی آن‏قدر استرس زیاد بود که یک ساعت اول فقط داشتم آن‏ها را آرام می‏کردم که به من اعتماد کنند و باور کنند که من فقط می‏خواهم دردشان را بازگو کنم.</p>

<p>من واقعاً خون‏ام به جوش می‏آید وقتی این چیزها را می‏بینم. نمی‏توانم تحمل کنم. باید فریاد بزنم.</p>

<p><strong>فکر می‏کنی، در آینده بازهم کارهای مشابه از تو ببینیم؟ تا کنون دو کار در مورد هم‏جنس‏گراها و ترانس‏ها از تو شنیده‏ایم. قصد داری باز هم در همین زمینه‏ها کار کنی؟ یا موضوعات دیگری را در نظر داری که به آن‏ها بپردازی؟</strong></p>

<p>برنامه‏های مختلفی دارم؛ اما آهنگ سوم‏ام مختص لزبین‏ها است و در این ارتباط مسائلی را در جامعه‏ی ایرانی می‏شکافد. آن هم الان آماده است. منتظرم کار «حق‏کشی» تمام شود و به طور کامل پخش بشود و مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد، بعد این کار را که اسم آن «بیداری» است، منتشر کنم. در این کار همه چیز را بازگو کرده‏ام و فکر می‏کنم حق هم‏جنس‏گراها را به‏جا آورده‏ام.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/SAYEH.jpg' /><br/>
<small><small>سایه اسکای، خواننده‌ی رپ همجنسگرای ایرانی</small></small>


</p>

<p>آهنگ «یک زن ایرانی» میکسی راجع به زن، هم‏‏جنس‏گراها و همین‏طور خشمی که وجود داشت بود. آهنگ دوم «حق‏کشی» هم در مورد ترانس‏ها بود. آهنگ سوم مختص لزبین‏ها است و داستان واقعی یکی از نزدیکان من را بازگو می‏کند.</p>

<p>این داستان را من خودم لمس کرده‏ام و داستانی است که خیلی از لزبین‏ها با آن سروکار دارند. فکر می‏کنم آن هم خیلی مورد توجه قرار بگیرد. بعد از آن برنامه‏های جدیدی دارم که بعدها مفصل در باره‏ی آن‏ها خواهم گفت.</p>

<p><strong>به بقیه چه پیشنهادی می‏کنی یا چه انتظاری از آن‏ها داری که شرایط بتواند مقداری تغییر کند؟</strong></p>

<p>هر ایرانی‏ای که الان حرف‏های مرا دارد می‏شنود، هر ایرانی‏ای که آهنگ‏های مرا شنیده است، این را بداند که اگر ما خودمان به هم کمک نکنیم، چیزی از ما باقی نمی‏ماند.</p>

<p>ارزش انسان خیلی بیشتر از این حرف‏ها است که بخواهی ساده از او بگذری. این کار را نکن! ساده از انسان‏هایی که دوروبرت هستند، نگذر و اگر می‏توانی هر کمکی بکنی، این کار را بکن. به خودت کمک می‏کنی.</p>

<p>من در ترکیه هیچ کسی را ندارم و واقعا این‏جا خیلی تنها هستم. نمی‏دانم پناهندگی من را این‏جا خواهند پذیرفت یا نه. اگر کسی می‏تواند کمک کند، این کار را بکند. چون من فکرهای خیلی زیادی در سرم دارم، ولی نیاز به ارتباط و حمایت کننده دارم. دست‏ام خالی است.</p>

<p>فقط کسانی که آهنگ را می‏شنوند، با بولوتوث، اینترنت و هر امکان دیگری، آن را پخش کنند که همه بتوانند بشنوند. خوشحال‏ می‏شوم اگر همه بتوانند صدای‏ام را بشنوند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://www.zamaaneh.com/degarbash/2010/03/post_31.html</link>
<guid>http://www.zamaaneh.com/degarbash/2010/03/post_31.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفت‌وگو</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 14:54:38 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«محمد جلالی آخرین شاعر ملی است»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>انتشار هم‏زمان سه کتاب شعر از محمد جلالی (م. سحر) شاعر ایرانی ساکن پاریس، با نام‏های «داوری»<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/morenews/2010/03/post_1199.html#fn1">1</a></sup>، «گفتمان‏ الرجال»<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/morenews/2010/03/post_1199.html#fn2">2</a></sup>، «قصه‏ی ما راسته»<sup class="footnote"><a href="http://zamaaneh.com/morenews/2010/03/post_1199.html#fn3">3</a></sup>، گفت‏وگوها و اظهارنظرهایی را در محافل ادبی و میان شخصیت‏های ادبی و نویسندگان ایرانی برانگیخت.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100311_Iraniane_Paris_Sahar.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>داریوش آشوری، نویسنده و پژوهش‏گر، م.سحر را در زمره‏ی شاعران کلاسیک دوران مشروطه به شمار می‏آورد و به دلیل حس قوی میهن‏پرستی وی در اشعارش می‏گوید: «محمد جلالی آخرین شاعر ملی است.»</p>

<p>دکتر صدرالدین الهی، نویسنده و روزنامه‏نگار، دو ویژگی در شعرهای م. سحر می‏بیند؛ احاطه‏ی او به زبان واژگان شعری و بیان شاعرانه و دیگری نوعی وطن پرستی ناب، دور از شعار و خالی از رنگ و نیرنگ.</p>

<p>شجاع‏الدین شفا، نویسنده و پژوهش‏گر نیز با خواندن سه کتاب تازه‏ی م. سحر در نامه‏ای خطاب به او، طنز وی را با کارهای عبید زاکانی در هفت قرن پیش مقایسه کرده و می‏نویسد: «در این راستا، من دو استاد طنز دیگر را نیز در حال حاضر شریک شما می‏شناسم؛ یکی از آن‏ها ایرج پزشک‏زاد و دیگری هادی خرسندی است و می‏توانم بگویم تفنگ بی‏صدای این سه تفنگ‏دار در رویارویی با جماعت آخوند، به مراتب کاراتر از تفنگ‏های پرصدا، ولی بی‏خاصیت سه تفنگ‏دار الکساندر دومای است.»</p>

<p>در گفت‏وگویی با محمد جلالی (م. سحر)، ابتدا از او در باره‏ی محتوا و مضمون کتاب‏های تازه‏اش می‏پرسم:</small></strong> </p>

<p>نام یکی از این کتاب‏ها «داوری یا عریضة‏النساء» (اندر باب بی‏شوهری در ایران)، دیگری «قصه‏ی ما راسته» و سومی «گفتمان الرجال» نام دارد.</p>

<p>کتاب «داوری» که یک مثنوی بلند حدود ۲۵۰ صفحه‏ای است، تحت تاثیر تصویری که در اینترنت دیدم، سروده شده است. این تصویر نشان می‏داد که تعدادی از زنان محجبه در ایران تظاهرات کرده بودند و روی پلاکاردی که در دست‏شان بود، نوشته شده بود «بی‏شوهری در ایران، خیانت است به قران!»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sahar-davari.bmp' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>این مثنوی به این صورت شروع شد و می‏خواست بیان احوال وضعیت زنان در ایران باشد. البته ادامه پیدا کرد و حدود ۲۵۰ صفحه شد. منتها در این مثنوی که به این صورت آغاز شد و تداوم پیدا کرد، داستان‏ها و مسائل مختلفی مطرح شده‏اند.</p>

<p>اسم داوری را هم من در آخر انتخاب کردم، چون به نظرم رسید  که این کتاب کیفرخواستی است علیه کسانی که در این ۳۰ سال جامعه‏ی ما را به این روز انداخته‏اند. یک منظومه‏ی طنزآمیز است که ضمن طنز، جد هم مطرح می‏شود و در واقع نقدی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از  ۶۰-۷۰ سال تاریخ معاصر ایران است.</p>

<p>در ارتباط با کتاب «گفتمان‏ الرجال»، من شروع کرده بودم به نوشتن دوبیتی‏های طنزآمیز با لحن دوبیتی‏های محلی و از تیپ دوبیتی‏های باباطاهر، از زبان گروه‏های مختلف اجتماعی.</p>

<p>وقتی مجموعه‏ی این دوبیتی‏ها تمام شد، اسم «گفتمان‏ الرجال» راگرفت. چون از قول رجال و گروه‏های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران صادر شده بودند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sahar-rejal.bmp' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>این کتاب هم نقد اجتماعی، فرهنگی و فکری جامعه‏ی ایران است. برای نمونه، دوبیتی‏های شیخ ابوال‏مدرن چپستانی یا دوبیتی‏های طوطی خان چپ آوازه، دوبیتی‏های حاج شیخ عبدالرفرم سکولاری، دوبیتی‏های آقابالاخان وجیه‏المله، دوبیتی‏های جناب دبیرنظام پلیس‏الاسلام و…</p>

<p>«قصه‏ی ما راسته» داستان زبان فارسی است و منظومه‏ی بلندی است که بر اساس وزن‏های عامیانه و فولکلوریک سروده شده است؛ «یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ‏کی نبود»... به این صورت، بر وزن متل‏ها و با لحن محاوره‏ای شعر عامیانه‏ی فارسی شروع شده و انتقادی است از کسانی که به دلایل ایدئولوژیک و سیاسی، نسبت به تاریخ و فرهنگ ایران بی‏مهری می‏ورزند، جایگاه زبان فارسی را تنزل می‏دهند و مدعی هستند که این هم زبان قومی است مانند بقیه.</p>

<p>در صورتی که نقش بسیار مهم، تاریخ‏ساز و فرهنگ‏ساز زبان فارسی را که زبانی مربوط به همه‏ی اقوام ایرانی است و نه تنها ایران، بلکه افغانستان، تاجیکستان و خیلی از کشورهایی که امروزه به زبان فارسی تکلم نمی‏کنند ( مانند هند، پاکستان و ترکیه) ولی این زبان نقش اساسی در بُن‏مایه‏ی فرهنگی و تاریخی این کشورها داشته است، نمی‏توان نادیده گرفت.</p>

<p>در هر صورت این شعر هم پاسخی است به آن سری از افکاری که به نوعی در پشت آن مساله‏ی سیاسی و جدایی‏خواهی است، ولی نیش حمله‏شان به زبان فارسی است. در واقع، داستان طنزآمیزی از ماجرای زبان فارسی است. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sahar-ghesse.bmp' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>برای این که از دنیای شعری شما دور نشویم، چند دوبیتی از کتاب گفتمان ‏الرجال را از زبان خود شما بشنویم: </strong></p>

<p>پس اجازه بدهید، دوتا دو بیتی از دوبیتی‏های دلال‏الاسلام، حاج‏ آقای عبدالبورژوای میدان باری را برای‏تان بخوانم:</p>

<p>ز تجارُم، به بازارُم گذر بی<br />سرُم شیخ و فقیه‏اُم تاج سر بی<br />خری سرگرم کار اقتصادُم<br />که طبق امر رهبر، کار خر بی!<br />مرا از علم و صنعت بی‏نیازی است<br />که از دلالی‏اُم اسلام راضی است<br />مو در ایران فروشی بی‏جوازُم<br />مراد از بورژوازی، بی‏جوازی است<br /></p>

<p>دوتا دوبیتی هم از دوبیتی‏های مولانا نورالدین ابن‏ابی‏الفَکور</p>

<p>سری لاهوتی و پایی زمینی<br />مو مشهورُم به روشنفکرِ دینی<br />گَهی با عاشقانُم هم نوایی <br />گَهی با قاتلانُم هم نشینی <br />به انسان کوبی ِ پوتین و نعلین<br />شفاعت از خدا خواهُم در این بین<br />مویُم مجموع ِ روشنفکری و دین<br />انا نَوعاً عجیباً ذوحَیاتِین </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/mim_sahar_2.jpg' /><br/>
<small><small>محمد جلالی (م. سحر)</small></small>


</p>

<p><strong>آقای جلالی، شما با وجود این که بیش از ۳۰ سال است در خارج از ایران زندگی می‏کنید، اما به قول داریوش آشوری عمیقاً ایرانی مانده‏اید و به ویژه آن‏چه در این سال‏ها در ایران و بر ملت ایران گذشته است را در شعرهای‏تان بازگو کرده‏اید. خودتان م.‏سحر را بیشتر یک شاعر اجتماعی می‏دانید یا تغزلی و حسی؟ </strong></p>

<p>من شعر را از خیلی کودکی شروع کردم. فکر می‏کنم خواندن و نوشتن را که یاد گرفتم، هشت یا ۹ ساله بودم که ابیات منظوم می‏نوشتم. در دبیرستان هم غزل می‏نوشتم. همیشه طبع‏ام بیشتر با غزل، تغزل و اشعار عاطفی جور بوده است.</p>

<p>اگرچه من هیچ‏وقت در ایران کاری منتشر نکردم. چهارساله‏ی دوره‏ی دانشگاه‏ام را در دانشکده‏ی هنرهای زیبا گذراندم، اما حتی نزدیک‏ترین دوستان من اطلاع نداشتند که من شاعری غزل‏سرا هستم.</p>

<p>من اصولاً طبع جنگی نداشتم و قصد این که از طریق شعر وارد دعواهای سیاسی بشوم در میان نبود. اما اتفاقاتی که افتاد و ما و نسل ما گرفتار آن طوفان‏ها شد را نمی‏شد ندیده گرفت و نمی‏شد در برابر این همه ویرانی، این همه خسارت و نابودی از لحاظ جانی، مالی، مهاجرت بزرگ، جنگ و… سکوت کرد.</p>

<p>در نتیجه من خود را ناگزیر می‏دانستم که عکس‏العمل نشان بدهم. این عکس‏العمل‏ها در شعر من بروز کرد. به همین دلیل بود که در سال ۱۳۵۸ که در این‏جا دانشجو بودم، اولین کتاب‏ام که مایه‏های اعتراض در آن هست، به اسم «یاد آر، ز شمع مرده یاد آر» در پاریس منتشر شد.</p>

<p>بعد هم ماجرای حزب توده و پیوستن آن‏ها به حکومت دینی‏ای که حاکم می‏شد، موجب شد نمایش‏نامه‏ی طنز آمیز «حزب توده در بارگاه خلیفه» را بنویسم.</p>

<p>بعد از آن کتاب «قمار در محراب» که انتقاد سرسختی از دست‏آویز کردن دین در قدرت و بازی گرفتن مذهب و ایمان مذهبی مردم برای کسب و حفظ قدرت است، منتشر شد. این سه کتاب هم ادامه‏ی همان روال است.</p>

<p>اما من عمیقاً خودم را یک شاعر غزل‏سرا می‏بینم و بیشتر کارهایی که شخصاً دوست دارم، تغزل‏ها و کارهای عاطفی و شخصی سروده شده‏، چه در اوزان نیمایی و چه در اوزان کلاسیک هستند. بیشتر خودم را در این‏گونه شعرها پیدا می‏کنم.</p>

<p>اما از این بابت هم اظهار پشیمانی نمی‏کنم که چرا شعر سیاسی گفته‏ام. ناگزیر بودیم بگوییم. همه فریاد کردند؛ هر کسی به زبان و صدای خود. من چنین فرصت و آمادگی‏ای را داشتم که این اعتراض را به زبان شعر بیان کنم و از این طریق صدای بی‏صداها باشم و امیدوارم توانسته باشم تا حدی صدای بی‏صدایان کشورم و نسل‏ام را انعکاس داده باشم.</p>

<p>صدای بی‏صدایان می‏زند موج<br />ز قعر جان آزادی‏پرستم</p>

<p>مو اون جانُم که جسمُم در سفر بی<br />چو با شب زیستُم نامُم «سحر» بی<br />مُرادی جُز حقیقت رهبرُم نیست<br />مرادُم را حقیقت راهبَر بی<br />گر این دل را میان ِ جنگ بُردُم<br />همینُم بس که دور از ننگ بُردُم<br />به خاکِ دیگران، در گوشه‏ی خویش<br />هنر ورزیدم و فرهنگ بُردُم</p>

<p>مو که دلداده‏ی مِهرِ دیارُم <br />از آن محسودِ اهلِ روزگارُم <br />که با دستِ هُنرپرورده‏ی شعر <br />فراروی بدی آیینه دارُم </p>

<p>به جز ایران که با وی زیسته ستُم<br />به دیّارو دیاری دل نبستُم <br />صدای بی صدایان می زند موج <br />
زقعرِ جان ِ آزادی پرستُم</p>

<p>نه هرگز درغمِ تشریف و جامه<br />نه لُطفِ خاص و نه تأییدِ عامه<br />فرود آرم غریو شعرِ خود را<br />چو مُشتی بر دهان ِ خویش‏کامه</p>

<p>دکتر صدرالدین الهی، از ورای سه کتاب اخیرتان، دو ویژگی در شعر شما دیده است؛ بیان شاعرانه و نوعی وطن‏پرستی ناب، دور از شعار و خالی از ننگ و نیرنگ و بر فراز این دو، جرأت گفتن و نترسیدن از این که چه خواهند گفت: </p>

<p>حقیقت این است که من هیچ نوع خودسانسوری را به خودم تحمیل نمی‏کنم. یعنی اصولا نمی‏توانم. فکر می‏کنم هر هنری همین‏طور است. در لحظه‏‏ی خلاقیت کسی نمی‏تواند فکر کند که اگر این را بگویم چه خواهد شد، فردا چه کسی بدش می‏آید و چه کسی خوش‏اش خواهد آمد. این صحبت‏ها در کار سرایش و سرودن شعر نیست. </p>

<p><strong>برخی از اشعار شما،رنگی انتقادی دارند و بسیاری از آنان از روی‏دادهای سال‏ها و به ویژه‏ ماه‏های اخیر تاثیر بسیار گرفته است. فاجعه‏ی مرگ ندا، دختر جوانی که در راهپیمایی اعتراضی دور از خشونت مردم ایران شرکت کرده بود، آخرین نگاه معصومانه‏اش را بر بی‏رحمی و شقاوتی که بر او گذشته، باز نگاه داشته است. شما نیز چند شعر در باره‏ی ندا گفته‏اید:</strong> </p>

<p>نـدای شهید ما</p>

<p>این دخت وطن فدای ایران شده است<br />خونش جاری برای ایران شده است<br />با چهره‏ی لاله گون و چشم ِ نگران<br />آزادی را «نــدا»‌ی ایران شده است</p>

<p><strong>شما جنبش اعتراضی مردم ایران در چند ماه اخیر را از نگاه یک شاعر چگونه دیدید؟ </strong></p>

<p>من هم مانند همه‏ی ایرانی‏ها، در این ۳۰ سال جز این که فلاکت و بدبختی جامعه را ببینیم و رنج بکشیم و غصه بخوریم، کار دیگری از دست‏مان برنمی‏آمد و کاری انجام نمی‏گرفت. در واقع همه چشم‏انتظار حرکتی بودند.</p>

<p>اما دیدن به حرکت درآمدن جامعه‏ی ایران، آن هم برای تحقق نظرگاه و کسب حقوق‏شان که همان مساله‏ی رأی بود و این که «رأی من کجاست»، فکر می‏کنم برای همه‏ی ایرانی‏ها خیلی شوربرانگیز و اشتیاق‏آفرین بود.</p>

<p>در میان ایرانی‏ها، برخی که شاخک‏های حسی‏شان قوی‏تر است، اگر شاعر یا هنرمند باشند، طبیعی است که متأثر می‏شوند.</p>

<p>بالطبع من هم متأثر شدم و طی این چند ماه، هر اتفاق مهم و هیجان‏انگیز و یا دردناکی که در جامعه اتفاق می‏افتاد، مرا متأثر می‏کرد و به تاثیر از آن، شعرهایی را هم می‏سرودم.</p>

<p>یکی از آن‏ها هم همان شعر «جنبش سبز» بود. این شعر قصیده‏ای بود که روز اول بعد از انتخابات و قبل از سخنرانی آقای سید علی خامنه‏ای سروده شده بود. این قصیده خطاب به ایشان است و ایشان را برحذر می‏داشت از کاری که ایشان سرانجام کردند و دستور کشتن دادند.</p>

<p>ما بی‌شماریم<br />صدها هزاریم<br />فریاد شوریم<br />فرزند کاریم<br />زاد ِزمستان<br />روح بهاریم <br />
چون صبح روشن<br />آئینه واریم<br />از شب پرستان <br />پروا نداریم<br />تاب و شکیبیم<br />قول و قراریم<br />با مهر میهن<br />پیمان گزاریم<br />چشم امیدی‏ام<br />شوق دیاریم<br />از بند ِ ایران<br />دل برنداریم<br />آزاده پودیم<br />آزاده تاریم<br />آزادگان را<br />گل در کناریم<br />چشم بدان را<br />پیکان ِ خاریم<br />با جور و بیداد<br />در گیر و داریم<br />سرخ شقایق<br />خون اناری‏ام<br />چون آب ِ جاری<br />درجویباری‏ام<br />آئینه‏ی دوست<br />بردست یاریم <br />در کام دشمن<br />چون زهر ماریم<br />قهر ِنیاکان<br />خشم ِ تباریم<br />جان عدو را<br />خنجرگذاریم<br />دشمن شکافیم<br />دشمن شکاریم<br />جوینده‏ی روز<br />درشام تاریم<br />آینده سازیم<br />آینده کاریم<br />ما بی‌شماریم<br />ما بی‌شماریم<br />ما بی‌شماریم<br />ما بی‌شماریم </p>

<p>▪ ▪ ▪ </p>

<p><strong>پانوشت‌ها:</strong></p>

<p>۱ـ داوری یا عریضةالنساء (اندر باب بی شوهری در ایران): این کتاب، منظومه ای ست طنزآمیز و بلند ( یک مثنوی ٢٣٥ صفحه ای) در زمینهء نقد سیاسی و فرهنگی و فکری و اجتماعی ایران معاصر.<br />
در مقدمه این کتاب می‌خوانیم : « ...  بی هیچ غرور کاذب یا تواضع مصنوعی ، صادقانه می گویم که در این منظومه ، فرهنگ ایران و زبان شعر فارسی به سخن درآمده است تا گوشه‌ای از آنچه را که بر ملت ایران و نسلهای سوخته و ارزش های برباد شدهء این کشور رفته است ، بازگو کند و برستمی که بر ایران و ایرانیان می‌رود، شهادت دهد!»<br /><br />
این کتاب به طرح ها و تلخنگاری های نقاش و گرافیست نامدار ایرانی ساکن پاریس ، «خاور» تزیین ومصور شده است. </p>

<p>۲ـ گفتمان الرجال: این کتاب منظومه‌ای‌ست، طنزآمیز شامل دوبیتی‌های به‌هم پیوسته از زبان گروه‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی گوناگون در نقد مسائل سیاسی و فرهنگی جامعه معاصر ایران. این کتاب نیز با طرح های «خاور» مصور شده است. </p>

<p>٣ـ قصه‌ی ما راسته: منظومه‌ای است بلند که در اوزان هجایی و فولکلوریک و به تأثیراز زبان و فرم متل‌ها و ترانه‌های محلی و مردمی فارسی سروده شد است. این منظومه به تاریخ زبان فارسی و کارکرد این زبان در قوام ملی و هویت فرهنگی و تاریخی ایرانیان می پردازد و به طنز خاص خود، برخی از داوری های سیاسی و غیر منصافانهء رایج در بارهء زبان فارسی را نقد می کند و با زبانی صمیمانه  و شوخ،  به برخی گفتارهای مرسوم ، پیرامون میراث فرهنگی ایران زمین خرده می‌گیرد. </p>

<p>هرسه کتاب از سوی«انتشارات پیام» منتشر شده‌اند و علاقمندان می‌توانند به نشانی‌های الکترونیک زیر از طریق ناشر یا سراینده این کتاب ها را تهیه کنند: </p>

<p>م.سحر(پاریس) : mim.sahar@yahoo.com و m.sahar@free.fr<br />
ناشر (لوکزامبورگ و آلمان): payam.bayan@yahoo.de </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/03/post_1199.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/03/post_1199.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و ادبیات</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 14:50:10 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>اعضای شبکه سایبری آمریکا را دستگیر کرده‌ایم</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>دادسرای انقلاب تهران در اطلاعیه‌ای، از دستگیری ۳۰ عضو «شبکه‌های سازمان‌یافته سایبری آمریکا» در ایران خبر داد.</p>

<p>این دادسرا امروز شنبه در اطلاعیه خود اعلام کرده که این افراد، در سلسله اقدامات «پیچیده» امنیتی در حوزه «فناوری اطلاعات و ارتباطات»، شناسایی و دستگیر شده‌اند.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/dadgahe engelab13march.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>آن‌طور که در این اطلاعیه آمده، بازداشت‌شدگان به طور مستقیم و غیرمستقیم زیرنظر شبکه‌ای به نام «ایران پراکسی» فعالیت می‌کرده‌اند.</p>

<p>این اطلاعیه افزوده که «تخلیه بانک‌های اطلاعاتی کشور، نفوذ و خرابکاری در سایت‌های اینترنتی، مبارزه با فلیترینگ، ایجاد امنیت برای کاربران شبکه مجازی، ایجاد بستر ارتباط امن تلفنی و دیتا برای مصاحبه با رادیو فردا، رادیو زمانه و شبکه تلویزیونی صدای آمریکا» از جمله فعالیت‌های متهمان این پرونده است.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">این اطلاعیه افزوده که «تخلیه بانک‌های اطلاعاتی کشور، نفوذ و خرابکاری در سایت‌های اینترنتی، مبارزه با فلیترینگ، ایجاد امنیت برای کاربران شبکه مجازی، ایجاد بستر ارتباط امن تلفنی و دیتا برای مصاحبه با رادیو فردا، رادیو زمانه و شبکه تلویزیونی صدای آمریکا» از جمله فعالیت‌های متهمان این پرونده است</span></div></p>

<p>دادسرای انقلاب تهران اضافه کرده است: «اعضای شبکه ایران پراکسی در ایران، با دریافت حقوق ماهیانه قابل توجه، بیش از ۷۰ میلیون فیلترشکن در اینترنت پخش کرده‌اند.»</p>

<p>این اطلاعیه می‌افزاید که «نرم‌افزارهای فیلترشکن شبکه ایران پراکسی، مجهز به قابلیت‌های تخلیه اطلاعات خصوصی و خانوادگی افراد» بوده است.</p>

<p>در بخش دیگری از این اطلاعیه، آمریکا به راه‌اندازی شبکه‌ پوششی برای «منافقین» با عنوان «شبکه فعالان حقوق بشر» متهم شده است.</p>

<p>دادستانی تهران از صادق نقاش‌کار و بهروز جاوید تهرانی به عنوان بنیانگذاران «شبکه فعالان حقوق بشر» در سال ۱۳۸۴ نام برده که در جریان حوادث ۱۸ تیرماه امسال دستگیر شده‌اند.</p>

<p>این اطلاعیه از کیوان رفیعی، اجمال حسینی و احمد باطبی نیز به عنوان اعضای «گمنام» این شبکه یاد کرده است.</p>

<p>دادسرای انقلاب تهران همچنین اعلام کرده که اعضای این شبکه از پیروان یکی از «فرقه‌های ضاله» هستند و پس از «جذب افراد از طریق اینترنت، آنان را برای آموزش به مقر منافقین در عراق و دیگر کشورهای مورد نظر منتقل می‌نمودند.»</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">دادسرای انقلاب تهران «انتشار اخبار خلاف واقع، حمایت خبری از ریگی و انجمن پادشاهی، انجام اقدامات ایذایی و هکری و نفوذ به سرور‌های دولتی و ایجاد پوشش امنیتی برای ورود به فاز اقدام مسلحانه» را از دیگر فعالیت‌های این شبکه اعلام کرده است</span></div></p>

<p>در این اطلاعیه از «کمیته وکلا و خبرگزاری هرانا» به عنوان مجموعه‌های مرتبط با «شبکه فعالان حقوق بشر» یاد شده است.</p>

<p>«ایجاد شبکه جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی، شناسایی، جذب و سازماندهی ایرانیان خارج از کشور، تهیه گزارش به منظور جریان‌سازی و جنگ روانی علیه نظام جمهوری اسلامی و برگزاری تجمعات غیر قانونی» از جمله اقدامات این شبکه حقوق بشری اعلام شده است.</p>

<p>دادسرای انقلاب تهران همچنین «انتشار اخبار خلاف واقع، حمایت خبری از ریگی و انجمن پادشاهی، انجام اقدامات ایذایی و هکری و نفوذ به سرور‌های دولتی، برنامه‌ریزی برای اختلال در سیستم مدیریت شهری و ایجاد پوشش امنیتی برای ورود به فاز اقدام مسلحانه» را از دیگر فعالیت‌های این شبکه اعلام کرده است.</p>

<p>در پایان این اطلاعیه آمده که تعدادی از اعضای شبکه فعالان حقوق بشر در حال حاضر، در خارج از کشور به‌سر می‌برند که مقام‌های قضایی تلاش می‌کنند تا آنها را از طریق پلیس بین‌الملل دستگیر کنند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12493.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12493.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 14:00:24 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>فنلاند: اروپا آماده تحریم یک‌جانبه ایران است</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>وزیر امور خارجه فنلاند اعلام کرد در صورت به توافق نرسیدن اعضای شورای امنیت برای افزایش تحریم‌ها علیه ایران، در اتحادیه اروپا «اجماع کافی» برای اعمال تحریم‌های یک‌جانبه علیه این کشور وجود دارد.</p>

<p>به گزارش رویترز، الکساندر اشتوب، وزير امور خارجه فنلاند، امروز شنبه پس دیدار غیررسمی با کاترين اشتون، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا و هشت وزير خارجه کشورهای اروپايی این اظهارات را مطرح کرد.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/informal13march.jpg' /><br/>
<small><small>دیدار غیررسمی اشتون و اشتوب (رویترز)</small></small>


</p>

<p>با این حال وی نسبت به «قانع کردن» چين و روسيه و ایجاد «اجماع» در شورای امنيت سازمان ملل بر سر پرونده اتمی جمهوری اسلامی ابراز خوشبینی کرد.</p>

<p>آقای اشتوب تاکید کرده است که «شکست هرگونه توافق در شورای امنیت،  به معنی اعمال تحريم‌های يکجانبه اتحاديه اروپا خواهد بود.»</p>

<p>اتحادیه اروپا پیش‌تر نیز در بیانیه‌ای، با ابراز نگرانی از فعالیت‌های اتمی ایران، از افزایش تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، حمایت کرده بود.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">آقای اشتوب تاکید کرده است که «شکست هرگونه توافق در شورای امنیت،  به معنی اعمال تحريم‌های يکجانبه اتحاديه اروپا خواهد بود»</span></div></p>

<p>در این بیانیه آمده بود که اتحادیه اروپا از اقدامات احتمالی شورای امنیت علیه ایران، به علت همکاری نکردن این کشور با جامعه بین‌المللی در خصوص فعالیت‌های اتمی‌اش، حمایت می‌کند و برای هرگونه تصمیم ضروری در این خصوص، آمادگی دارد.</p>

<p>باوجود تلاش های گسترده آمریکا برای همراه کردن چین و کشورهای دیگری چون برزیل و ترکیه با تشدید تحریم ایران، این کشورها به صراحت با این موضوع مخالفت کرده‌اند.</p>

<p>اظهارات وزیر خارجه فنلاند بدنبال احتمال وتوی طرح افزایش فشارها علیه ایران در شورای امنیت از سوی چین مطرح می‌شود.</p>

<p>چین که از اعضای دائم این شورا است، روابط اقتصادی گسترده‌ای با ایران دارد و بارها اعلام کرده است که کماکان به حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران از طریق مذاکره و دیپلماسی اعتقاد دارد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12494.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12494.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 13:15:42 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«سرما»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>صدای زنگ ساعت که برخاست، زن توی جا غلت زد. دقایقی پیش مرد بیدار شده بود و حالا به سقف نگاه می‌کرد. زن دست‏اش را دراز کرد و صدای ساعت را خاموش کرد. بعد لحاف را پس زد و نشست. مرد نگاهش کرد. موهای پریشان زن رو شانه‌هاش ریخته بود.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100312_maroofi_Kaargaahe_Daastaan.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>مرد گفت: «دیشب خواب بدی دیدم!»</p>

<p>زن برخاست و کرکره‌ی پنجره را بالا کشید: «چه برفی!» و از اتاق بیرون رفت. مرد چشم‌هاش را بست.</p>

<p>صدای سیفون که شنیده شد، مرد لحاف را پس زد و نشست لب تخت.</p>

<p>زن رفت آشپزخانه و قهوه‌جوش را روشن کرد. بعد به اتاق بازگشت. مرد هنوز لب تخت نشسته بود.</p>

<p>زن لباس خواب‏اش را درآورد و آن را به میخ آویزان کرد. بعد در کمد را باز کرد. گفت: «چی بپوشم؟» و ادامه داد: «تو این سرما...!»</p>

<p>مرد گفت: «دیشب خواب بدی دیدم.»</p>

<p>زن لباس‌های تو کمد را به‏هم زد: «نمی‌خوای صورت بشوری؟»</p>

<p>مرد به سقف نگاه می‌کرد: «خسته‌ام»</p>

<p>زن شلوار پشمی‌اش را از زیر لباس‌ها بیرون کشید.</p>

<p>مرد گفت: «دیشب خوب نخوابیدم.»</p>

<p>زن شلوارش را پوشید: «داره دیر می‌شه!»</p>

<p>مرد گفت: «می‌دونی چند ساله این‏جا هستیم؟»</p>

<p>زن داشت بلوزش را از چوب‌رختی برمی‌داشت.</p>

<p>مرد ادامه داد: «از این‏جا حال‏ام به‏هم می‌خوره.»</p>

<p>زن گفت: «سه سال دیگه بازنشسته می‌شی.»</p>

<p>«اون‏وقت شصت و پنج سالمه.»</p>

<p>«اونوقت می‌تونی هر کجا که دل‏ات خواست بری.»</p>

<p>«با کدوم پول؟»</p>

<p>زن از اتاق بیرون رفت.</p>

<p>مرد گردن کشید: «فکر می‌کنی چه قدر به‌ یه بازنشسته می‌دن، هان؟»</p>

<p>زن تو دستشویی موهاش را شانه می‌زد.</p>

<p>مرد ادامه داد: «می‌دونی چی فکر می‌کنم؟ فکر می‌کنم اومدن‏مون اشتباه بود.»</p>

<p>زن نوک مداد را رو ابروش کشید.</p>

<p>مرد گفت: «معتقدم باید تو همون مملکت می‌موندیم.» بعد گفت: «می‌شنفی چی می‌گم؟ می‌گم بهتر بود تو همون مملکت می‌موندیم.»</p>

<p>زن از دستشویی که بیرون آمد، رفت آشپزخانه تا برای خودش یک فنجان قهوه بریزد. گفت: «داره دیر می‌شه.»</p>

<p>مرد گفت: «شنیدی چی گفتم؟»</p>

<p>زن فنجان قهوه را روی میز گذاشت و نشست. گفت: «دیره!» و جرعه‌ای نوشید. بعد از پنجره بیرون را نگاه کرد: «بهتره پاشی یه آب بزنی به صورت‏ات. مگه نمی‌خوای بری سر کار؟»</p>

<p>دانه‌های سفید برف تو قاب پنجره پیدا بود.</p>

<p>مرد گفت: «از کار حال‏ام به هم می‌خوره.» و ادامه داد: «می‌خوام بمونم خونه. می‌خوام فکر کنم.»</p>

<p>زن پرسید: «به چی؟»</p>

<p>«نمی‌دونم.» مرد این را گفت و لحاف را رو صورت‏اش کشید.</p>

<p>زن گفت: «سه سال بیش‌تر نمونده.»</p>

<p>مرد سرش زیرِ لحاف بود: «دیشب خواب بدی دیدم.»</p>

<p>زن جرعه‌ای قهوه نوشید، بعد فنجان را گذاشت رو میز کابینت. گفت: «باید برم، داره دیر می‌شه.»</p>

<p>صدای باز و بسته شدن در که شنیده شد، مرد لحاف را از صورت‏اش پس زد، گفت: «رفتی؟» بعد نگاه کرد به سرما که پشت پنجره کمین کرده بود.</p>

<p> ▪ ▪ ▪ </p>

<p>این داستانی بود از امیر مهاجر، با عنوان «سرما». داستانی که سرمای رابطه در آن با قدرت تصویر شده؛ در همین رابطه‏های دو نفره، زن‏ها و شوهرها، زندگی در غربت، فاصله‏ها و فضای سرد و یخ‏زده‏ی بین آدم‏ها.</p>

<p>پیش از این امیر مهاجر در داستان‏های دیگرش نیز این رابطه را در سرمای تبعید ترسیم کرده و نشان داده بود. یکی از ویژگی‏های این نوع داستان‏ها، ویژگی اقلیمی است.</p>

<p>او در سوئد زندگی می‏کند و شرایط آب و هوا، سرما، حقوق، بازنشستگی، چراغ خاموش رابطه، خستگی، خستگی و فرسودگی، چیزهایی است که در فضای این داستان نمود دارد.</p>

<p>بدتر از همه، نشنیدن هم‏دیگر. در طول داستان، مرد بارها از این صحبت می‏کند که دیشب بد خوابیده و خواب بد دیده، اما زن‏اش حتی حاضر نیست بپرسد که این خواب بد چی بوده.</p>

<p>او فقط دیرش شده و دارد خودش را می‏کشاند تا به اداره‏اش برساند. مدادی به ابرو می‏کشد، به لباس‏اش فکر می‏کند، قهوه‏ی خواب‏پران می‏نوشد و فقط این را می‏داند که دیرش شده. هیچ ظرافت و لطافتی نیست. هیچ عاطفه‏ای نیست.</p>

<p>زن منتظر است لابد که مرد ۶۵ ساله و بازنشسته شود و مرد از زندگی حرف می‏زند؛ زندگی‏ای که از دست‏های‏اش گریخته است. گویا اصلا زندگی نکرده او.</p>

<p>زن بر واقعیت‏ها راه می‏رود. بیرون را می‏بیند، مداد ابرو را می‏بیند، رنگ لباس‏ها را می‏بیند و حتی از شوهرش می‏خواهد که آبی به سرو صورت‏اش بزند. اما مرد در رؤیاها و گذشته و آینده‏ی نامعلوم‏اش معلق است. با این همه، اما خواب بدی دیده است و نمی‏داند به کی باید بگوید. چون زن‏اش نمی‏شنود.</p>

<p>دیگر این که در این داستان، شخصیت‏ها هویت ندارند، نام ندارند. یکی زن است و دیگری مرد. شاید هویت‏شان مانند عشق و زندگی‏شان در غربت گم شده است.</p>

<p>یکی از داستان‏های امیر مهاجر تاکسی‏نوشت‏های مردی است که در فضایی جنایی، باز کنار زن‏اش قرار گرفته؛ بی آن‏که آن‏ها هم‏دیگر را بشناسند و بفهمند.</p>

<p>معمولاً تاکسی‏نوشت‏ها داستان نیستند؛ می‏توانند تکه‏ای از یک داستان باشند. اما تاکسی‏نوشت امیر مهاجر داستان شده است. داستانی خوش‏ساخت و قوی.</p>

<p>تم غالب داستان‏های امیر مهاجر، به ویژه داستان «سرما»، زندگی رو به زوال زن و شوهرها است. به نظر می‏رسد، این زندگی زمانی شورو عشق و حالی داشته است. اما کی و در چه زمانی به زوال و تباهی کشیده شده که هیچ ردی از عاطفه و هم‏دردی عادی هم در آن دیده نمی‏شود؟</p>

<p>کسی را نمی‏توان محکوم کرد. حتی زن را که موهاش سیخ سیخ شده و مدام می‏گوید: «دیرم شده» و می‏خواهد از خانه بگریزد. نه نمی‏توان او را مؤاخذه کرد. تنها به نظر می‏آید، چیزی به زوال رسیده. تباه شده. انگار تاریخ مصرف زندگی تمام شده است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/maroufi/2010/03/post_240.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/maroufi/2010/03/post_240.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">پرسه در متن</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 13:09:53 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>هاشمی: نمی‌خواهم دانشجویان ساکت باشند</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>اکبر هاشمی رفسنجانی می‌گوید که خواستار سکوت دانشجویان نیست و آنها باید تلاش کنند مسائل را «منطقی» مطرح کرده و برای اصلاح امور تلاش کنند.</p>

<p>این اظهارات آقای هاشمی، نخستین توصیه از توصیه‌های هفت‌گانه وی به «اقشار جامعه» در آستانه سال جدید شمسی است.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/rafsanjani10march.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>این توصیه‌ها قرار است به مدت هفت روز در وب‌سایت شخصی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شود.</p>

<p>هاشمی به دانشجویان توصیه کرده که موقعیت کنونی را «خوب» ارزیابی کنند و بهانه به دست کسانی که می‌خواهند فضای جامعه را امنیتی کنند، ندهند.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">هاشمی به دانشجویان توصیه کرده که موقعیت کنونی را «خوب» ارزیابی کنند و بهانه به دست کسانی که می‌خواهند فضای جامعه را امنیتی کنند، ندهند</span></div></p>

<p>رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزوده که «فضا باید منطقی و عقلانی» باشد و در فضای منطقی، افرادی که «حرف خوب دارند، نهایتاً موفق می‌شوند.»</p>

<p>وی همچنین اظهار داشته که دانشجویان باید به گونه‌ای حرف بزنند که منجر به «سوءاستفاده» دشمنان نشود.</p>

<p>این برای نخستین‌بار است که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آستانه سال جدید، اقدام به انتشار پیام‌ نوروزی می‌کند.</p>

<p>در ایران به طور معمول پس از تحویل سال نو، رهبر جمهوری اسلامی و رئیس جمهوری وقت، در قالب برنامه‌ای تلویزیونی به مردم پیام می‌دهند.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزوده که «فضا باید منطقی و عقلانی» باشد و در فضای منطقی، افرادی که «حرف خوب دارند، نهایتاً موفق می‌شوند»</span></div></p>

<p>سایر مسئولان حکومتی نیز در پیام‌های کوتاهی، فرا رسیدن سال نو را به مردم تبریک می‌گویند.</p>

<p>هفته آینده در ایران، سال جدید شمسی آغاز می‌شود. ایران در شرایطی سال ۱۳۸۸ را به پایان می‌برد که اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات جنجال برانگیز ۲۲ خرداد ماه و وقایع پس از آن همچنان ادامه دارد.</p>

<p>معترضان اعلام کرده‌اند که در آئین سنتی «چهارشنبه سوری» باردیگر به اعتراض‌های خود ادامه خواهند داد.</p>

<p>پلیس تهدید کرده که در این مراسم (چهارشنبه آخر سال) کسانی که اقدام به ایجاد ‌«ناامنی» کنند را بازداشت و تا پایان تعطیلات نوروزی آزاد نخواهد کرد. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12488.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12488.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 13:00:58 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«ایران مانع تحقق آشتی ملی فلسطین است»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین می‌گوید ایران مانع برقراری آشتی میان گروه‌های فلسطینی است.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری فرانسه، محمود عباس که به تونس سفر کرده، افزوده است که جمهوری اسلامی تمایل ندارد حماس توافقنامه آشتی ملی که از سوی قاهره پیشنهاد شده را امضا کند.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/abbas13march.jpg' /><br/>
<small><small>محمود عباس (AFP)</small></small>


</p>

<p>وی، تهران را پشت پرده شکست توافق میان فتح و حماس معرفی کرده است.</p>

<p>فتح و حماس ماه‌ها بود که برای توافق با یکدیگر بر اساس طرح پیشنهادی دولت مصر در حال رایزنی بودند، اما این توافق، سال گذشته میلادی پس از آن خودداری حماس از امضای توافقنامه‌ای که فتح با آن موافقت کرده بود، شکست خورد.</p>

<p>به گفته عباس، رهبران حماس ابتدا این موافقتنامه را تائید کرده بودند، اما بعدا با طرح «بهانه‌هایی» از امضای آن خودداری کردند.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">فتح و حماس ماه‌ها بود که برای توافق با یکدیگر بر اساس طرح پیشنهادی دولت مصر در حال رایزنی بودند، اما این توافق، سال گذشته میلادی پس از آن خودداری حماس از امضای توافقنامه‌ای که فتح با آن موافقت کرده بود، شکست خورد</span></div></p>

<p>حماس یک سال بعد از پیروزی در انتخابات غزه، در نبردی خونین، فتح را از این منطقه بیرون راند.</p>

<p>بدون برقراری آشتی میان فتح و حماس، برگزاری انتخابات جدید در غزه که از سوی حماس اداره می‌شود، وجود ندارد.</p>

<p>انتقاد محمود عباس از دخالت ایران در امور داخلی فلسطین در شرایطی مطرح می‌شود که رهبران حماس در هفته‌های گذشته، به ایران سفر کرده بودند.</p>

<p>حماس، مخالف گفتگوهای فلسطین و اسرائیل برای برقراری صلح در خاورمیانه است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12487.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12487.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خاورمیانه</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 12:00:54 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>انتقاد آمریکا از «آزار» اقلیت‌ها در ایران</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>ایالات متحده آمریکا با انتشار بیانیه‌ای، نسبت به «آزار و اذیت مداوم» اقلیت‌های مذهبی در ایران ابراز نگرانی کرد.</p>

<p>به گزارش رویترز، وزارت خارجه آمریکا در این بیانیه که روز گذشته (جمعه) از سوی فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت خارجه منتشر شد، از «آزار رو به افزایش» بهائیان و مسیحیان در ایران ابراز انزجار کرده است.</p>

<p>بر اساس این بیانیه، در هفته‌های گذشته، دست‌کم ۲۵ بهائی در ایران بازداشت شده‌اند.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">وزارت خارجه آمریکا با اشاره به زندانی بودن ۶۰ بهائی در جمهوری اسلامی بدلیل اعتقادات مذهبی، از دسترسی نداشتن رهبران زندانی آئین بهایی به وکیل انتقاد کرده است</span></div></p>

<p>وزارت خارجه آمریکا با اشاره به زندانی بودن ۶۰ بهائی در جمهوری اسلامی بدلیل اعتقادات مذهبی، از دسترسی نداشتن رهبران زندانی آئین بهایی به وکیل انتقاد کرده است.</p>

<p>هفت تن از رهبران بهائی در ایران، به اتهام «جاسوسی» در زندان به سر می‌برند.</p>

<p>بازداشت تعدادی از ایرانی‌های مسیحی، بدون ارائه دلیلی مشخص نیز از جمله موارد مورد اشاره در این بیانیه است.</p>

<p>وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود درباره حقوق بشر، اعلام کرده که وضعیت حقوق بشر در ایران، «وخیم‌تر» شده است.</p>

<p>ادامه فشار بر پیروان ادیان مختلف و جلوگیری از دسترسی شهروندان به اطلاعات آزاد از جمله موارد نقض حقوق بشر در ایران گزارش شده است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12492.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12492.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ايران و آمريکا</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 11:30:52 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>حداقل دستمزد کارگران ۳۰۳ هزار تومان تعیین شد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>شورای عالی کار، حداقل دستمزد کارگران برای سال ۱۳۸۹ را ۳۰۳ هزار تومان تعیین کرد.</p>

<p>احمدرضا معینی، یک عضو این شورا به خبرگزاری ایلنا گفت که شورای عالی کار در جلسه امروز شنبه خود، رای به افزایش ۱۵ درصدی حقوق کارگران داده است.</p>

<p>به گفته آقای معینی، این افزایش برمبنای نرخ تورم ۱۱ درصدی بانک مرکزی صورت گرفته است.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/vezarate kar13march.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>سایر سطوح مزدی نیز به میزان هفت درصد آخرین مزد ثابت یا مبنای سال‌ جاری به اضافه روزانه ۷۰۱ تومان افزایش خواهد یافت.</p>

<p>معینی همچنین اظهار داشت: «شورای عالی کار برای سال ۸۹ مبلغ پایه سنوات کارگران را مبلغ ۲۰۰ تومان تعیین کرد و با افزایش ۱۰۰ درصدی بن کارگری، این مبلغ را ۲۰ هزار تومان در ماه افزایش داده است.»</p>

<p>این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که حسن صادقی، رئیس مجمع پیشکسوتان جامعه کارگری از «بی‌توجهی» شورای عالی کار نسبت به «احتمال بازنگری در دستمزدهای تعیین شده»، انتقاد کرده است.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">در بخشی از این بیانیه آمده که تعیین دستمزد زیر ۹۰۰ هزار تومان برای کارگران در سال ۱۳۸۹ به منزله «محکوم کردن کارگران به یک زندگی فلاکت‌بار و زیر خط فقر، توسط دولت و نهاد‌های حاکمیت سرمایه» است</span></div></p>

<p>به گفته آقای صادقی، در سال ۱۳۸۹ با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، تورم افزایش خواهد یافت و شورای عالی کار باید به موضوع بازنگری در دستمزد‌ها توجه می‌کرد.</p>

<p>پیش از تصمیم شورای عالی کار، چند تشکل کارگری با انتشار بیانیه مشترکی، خواستار تعیین حداقل دستمزد ماهیانه ۹۰۰ هزار تومان برای کارگران شده بودند.</p>

<p>این تشکل‌های کارگری اعلام کرده بودند که «تعیین دستمزد کارگران باید بر اساس نیازهای لازم برای حداقل‌های یک زندگی مرفه و انسانی» انجام گیرد.</p>

<p>در بخش دیگری از این بیانیه آمده که تعیین دستمزد زیر ۹۰۰ هزار تومان برای کارگران در سال ۱۳۸۹ به منزله «محکوم کردن کارگران به یک زندگی فلاکت‌بار و زیر خط فقر، توسط دولت و نهاد‌های حاکمیت سرمایه» است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/_303.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/_303.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 11:15:38 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«شکایت تاج‌زاده از جنتی را دریافت نکرده‌ایم»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>عباسعلی کدخدایی می‌گوید که شورای نگهبان، شکایت مصطفی تاج‌زاده از احمد جنتی را دریافت نکرده است.</p>

<p>آقای کد‌خدایی، سخنگوی شورای نگهبان، امروز شنبه در جمع خبرنگاران گفت: «هر زمان شکایتی از شورا و اعضای آن مطرح شده، ما رفتیم و پاسخ داده‌ایم.»</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/kadkhodayi13march.jpg' /><br/>
<small><small>عباسعلی کدخدایی</small></small>


</p>

<p>وی اظهار داشت اگر شکایتی از آقای جنتی مطرح است، باید از مسئولان قوه قضائیه پرسیده شود.</p>

<p>مصطفی تاج‌زاده، معاون پیشین وزیر کشور، در سال ۱۳۷۸ شکایتی از احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان تسلیم قوه قضائیه کرده که با گذشت ۱۰ سال، به این شکایت رسیدگی نشده است.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">کد‌خدایی، سخنگوی شورای نگهبان: «هر زمان شکایتی از شورا و اعضای آن مطرح شده، ما رفتیم و پاسخ داده‌ایم»</span></div></p>

<p>موضوع شکایت تاج‌زاده، ابطال ۷۰۰ هزار رای از آرای ماخوذه حوزه انتخابیه تهران در جریان انتخابات مجلس ششم از سوی شورای نگهبان است. </p>

<p>تاج‌زاده در آن زمان، مسئول برگزاری انتخابات بود و این اقدام شورای نگهبان را منجر به جابجایی فهرست راه‌یافتگان به مجلس ششم می‌داند.</p>

<p>مصطفی تاج‌زاده در جریان وقایع پس از انتخابات بازداشت و دادگاهی شد. وی در دادگاه حاضر نشد از خود دفاع کند.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">موضوع شکایت تاج‌زاده، ابطال ۷۰۰ هزار رای از آرای ماخوذه حوزه انتخابیه تهران در جریان انتخابات مجلس ششم از سوی شورای نگهبان است </span></div></p>

<p>آن‌طور که رسانه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان گزارش کرده‌اند، آقای تاج‌زاده، دفاع از خود را منوط به رسیدگی به شکایتش از احمد جنتی کرده بود.</p>

<p>«تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مسئولان نظام و نگهداری اسناد محرمانه» از جمله اتهامات وی اعلام شده است.</p>

<p>این عضو سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت، بیستم اسفند ماه پس از تحمل ۹ ماه حبس، بدون سپردن وثیقه‌ از زندان به مرخصی آمده است.</p>

<p>میرحسین موسوی، محمد خاتمی، مهدی کروبی، سعید حجاریان و بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی، پس از آزادی تاج‌زاده، به ملاقات وی رفته‌اند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12490.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12490.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 11:00:43 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>محکومیت منصوری به سه سال حبس تعزیری</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>آذر منصوری، معاون سیاسی حزب مشارکت، به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.</p>

<p>محمدرضا فقیهی، وکیل خانم منصوری امروز شنبه به خبرگزاری ایلنا گفت که شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، حکم موکلش را صادر کرده است.</p>

<p>آقای فقیهی افزوده که در مهلت قانونی، نسبت به تجدید‌نظرخواهی اقدام خواهد کرد.</p>

<p>«اخلال در نظم عمومی»، «تبلیغ علیه نظام»، «نشر اکاذیب» و «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» از اتهامات منصوری اعلام شده است.</p>

<p>این وکیل دادگستری همچنین گفت که دادگاه با درخواست تبدیل قرار آذر منصوری موافقت نکرده است.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/azar mansouri13march.jpg' /><br/>
<small><small>آذر منصوری</small></small>


</p>

<p>فقیهی اظهار داشت که برای موکلش درخواست مرخصی کرده است، اما مسئولان قضائی تاکنون پاسخی به درخواست وی نداده‌اند.</p>

<p>آذر منصوری، ۳۰ شهریور هنگام بازگشت از منزل خواهرش، از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد.</p>

<p>ماموران پس از بازداشت وی، خانه‌اش را تفتیش و برخی اسناد و مدارکش را نیز با خود بردند.</p>

<p>در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات، بسیاری از اعضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بازداشت و زندانی شدند.</p>

<p>برای برخی از اعضای این دو حزب سیاسی، احکام حبس صادر شده و برخی دیگر از آنها نیز با تودیع وثیقه‌های سنگین به طور موقت آزاد شده‌اند.</p>

<p><strong>آزادی لیلی فرهادپور</strong><br />
لیلی فرهادپور، روزنامه‌نگار و از اعضای کمیته مادران صلح که نزدیک به دو ماه پیش بازداشت شده بود، امروز آزاد شده است.</p>

<p>آن‌طور که وب‌سایت‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان گزارش کرده‌اند، خانم فرهادپور با قرار وثیقه ۹۰ میلیون تومانی از زندان مرخص شده است.</p>

<p>وی چند هفته پس از بازداشت فرزندش (بهرنگ تنکابنی، سردبیر مجله فرهنگ و آهنگ) دستگیر شده بود. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/_3_5.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/_3_5.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 10:15:26 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>دیده‌بان حقوق بشر: اتهام پناهی اعلام شود</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>دیده‌بان حقوق بشر از قوه قضائیه ایران خواست که دلیل حمله به منزل جعفر پناهی و مبنای قانونی بازداشت وی را روشن کند.</p>

<p>جعفر پناهی و محمد رسول‌اف، دو سینماگر ایرانی، شامگاه دهم اسفند ماه به همراه خانواده و تعداد دیگری از مهمانان آقای پناهی بازداشت شدند.</p>

<p> <img id="photow" src='/pictures-new/JafarPanahi13march.jpg' /><br/>
<small><small>جعفر پناهی</small></small>


</p>

<p>خانواده و مهمانان بازداشت شده در مهمانی آن شب، همگی آزاد شده‌اند، اما پناهی و رسول‌اف همچنان در بازداشت به‌سر می‌‌‌برند.</p>

<p>مقام‌های قضایی تاکنون حاضر نشده‌اند به طور صریح، علت اصلی بازداشت این کارگردان سینما را اعلام کنند.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">«حکومت ایران با هدف قرار دادن هنرمندان سرشناسی مانند جعفر پناهی، این پیام را می‌دهد که به دنبال هر کسی که تهدید به شمار آید، می‌رود»</span></div></p>

<p>سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر در اعتراض به ادامه بازداشت این دو سینماگر گفته که «مقام‌های ایران یا باید این افراد را متهم کنند و یا هر چه سریع‌تر آزاد نمایند.»</p>

<p>ویتسون افزوده است: «حکومت ایران با هدف قرار دادن هنرمندان سرشناسی مانند جعفر پناهی، این پیام را می‌دهد که به دنبال هر کسی که تهدید به شمار آید، می‌رود.»</p>

<p>به گفته وی، «اگر چهره‌های معروفی همچون پناهی از دستگیری و حبس خودسرانه مصونیت نداشته باشند، ایرانیان معمولی، پیش از هر گونه فعالیت انتقادآمیز از حکومت، تامل می‌کنند.»</p>

<p>دستگیری پناهی انتقادات شدیدی را در داخل و خارج، از جمله از طرف دولت‌های مختلف اروپایی، گروه‌های جامعه مدنی و هنرپیشه‌های برجسته برانگیخته است.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">«اگر چهره‌های معروفی همچون پناهی از دستگیری و حبس خودسرانه مصونیت نداشته باشند، ایرانیان معمولی، پیش از هر گونه فعالیت انتقادآمیز از حکومت، تامل می‌کنند»</span></div></p>

<p>هشتم مارس، یک گروه از تهیه‌کنندگان، کارگردانان و بازیگران معروف ایرانی در دیدار با خانواده پناهی، حمایت خود را از وی اعلام کرده و خواهان آزادی فوری او و همکارانش شدند.</p>

<p>جعفر پناهی، که از «جنبش سبز» و دیدگاه‌های معترضان انتخاباتی حمایت می‌کند، پیش از این در حالی که برای گذاشتن گل بر مزار جان‌باختگان رویدادهای اخیر، به بهشت زهرا رفته بود، به صورت موقت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.</p>

<p>کارگردان فیلم‌های معروفی چون «بادکنک سفید»، «آفساید»، «طلای سرخ»، «دایره» و «آینه»، علاوه بر این، به دادگاه انقلاب و نهاد ریاست جمهوری نیز احضار شده‌ بود.</p>

<p>پناهی از شناخته‌شده‌ترین کارگردانان ایرانی در سطح جهان است و بیشتر فیلم‌های او، ‌بیانگر مسائل اجتماعی ایران هستند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12489.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12489.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 10:00:06 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>مرگ شش غیرنظامی افغان بر اثر انفجار </title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>بر اثر انفجار بمب دست‌ساز کنار جاده‌ای در ولایت ارزگان در مرکز افغانستان، شش شهروند غیرنظامی افغان جان باختند.</p>

<p>وزارت کشور افغانستان اعلام کرد صبح امروز (شنبه) یک خودروی حامل غیرنظامیان در «ترین کوت» مرکز ولایت ارزگان با بمب دست‌ساز برخورد کرد که در نتیجه، تمام سرنشینان این خودرو جان باختند.</p>

<p>یک غیر‌نظامی رهگذر نیز در این حادثه، زخمی شد.</p>

<p>کارگذاری بمب‌های دست‌ساز کنار جاده‌ای، از جمله مهمترین تاکتیک‌های جنگی است که از سوی طالبان مورد استفاده قرار می‌گیرد.</p>

<p>منابع امنیتی افغان و بین‌المللی می‌گویند عملکرد شورشیان، در استفاده روزافزون از این نوع بمب‌ها که از قدرت تخریب زیادی برخوردار است، بیشتر موجب کشته و مجروح شدن غیرنظامیان می‌شود.</p>

<p>در رویدادی مشابه، دو عضو گروه طالبان هنگام کارگذاری بمب‌های دست‌ساز در منطقه «مقر» ولایت بادغیس در شمال غرب افغانستان کشته شدند.</p>

<p>پیش از این، سازمان ملل در گزارشی اعلام کرد که در سال ۲۰۰۹ میلادی، ۲۴۱۲ غیرنظامی در افغانستان جان باخته‌اند. </p>

<p>در رویدادی دیگر، ۱۰ شورشی مسلح طی عملیات شب گذشته نیروهای امنیتی افغان و ناتو در ولایت زابل در جنوب افغانستان کشته شدند.</p>

<p>در حال حاضر بیش از ۱۲۱ هزار نظامی ناتو و آمریکایی در افغانستان حضور دارند و قرار است شمار این نیروها تا تابستان آینده به ۱۵۰ هزار نفر برسد تا با نیروهای امنیتی افغان که شمارشان به ۲۰۰ هزار نفر می‌رسد، عملیات نظامی علیه شورشیان را به پیش برند.‌</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12491.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12491.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">افغانستان</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 07:30:52 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>برگزیده سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>نگرش سیستماتیک</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه مردم‌سالاری با عنوان «بودجه ۸۹ باکدام محور؟» در خصوص بودجه سال آینده ایران به ارائه نقطه نظراتی پرداخته است.</p>

<p>در این سرمقاله آمده است: «فرایند ارائه و بررسی و تصویب بودجه ۸۹ در مجلس با مشکلات ظریفی همراه است که عدم توجه به آنها حداقل وقت کشور را تلف خواهد کرد. از جمله این ظرایف این است که محور این لایحه  عدالت است ؟ رشد است؟ یا توسعه؟ یا هر سه؟» </p>

<p>این روزنامه در ادامه می‌افزاید: «رشد، شرط اول توسعه است و هیچ کس مخالف با رشد نیست، ولی رشد دیده شده در بودجه اگر با اصول منافات نداشته باشد، با شعارها منافات دارد، زیرا نظر اغلب صاحبنظران از جمله تجارب عملی کشورها نشان می‌دهد، رشد همیشه با تشدید نابرابری در یک دوره همراه است و تشدید نابرابری عدالت را خدشه‌دار می‌کند.» </p>

<p>به نوشته این روزنامه: «تا نگرش سیستماتیک به توسعه و عدالت در بین دولت، مجلس، دانشگاه و روشنفکر و رسانه‌ها شکل نگیرد و تا بودجه برای هدفی برنامه‌ای تدوین نشده باشد و تا محور توسعه در یک برنامه میان مدت به صراحت برای مردم روشن نشود نباید منتظر اتفاقی خاص باشیم.»</p>

<p><a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=11131">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>دلمشغول مسائل روزمره </strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد با عنوان «یارانه هدفمند؟» در انتقاد از سیاست‌های دولت دهم در هدفمند کردن یارانه‌ها نوشته شده است.</p>

<p>در این سرمقاله آمده است: «بسیاری از معضلات سیاسی- اقتصادی به ویژه در عرصه سیاست‌گذاری ناشی از فقدان بینش درست و منسجم است، سیاستمداران چه آنها که در دولت به کارهای اجرایی مشغولند و چه آنها که در مجلس به کار مقررات‌نویسی و نظارت می‌پردازند، دلمشغول مسائل روزمره و عاجلند و چندان به فکر مبانی نظری حرف‌هایی که می‌زنند و تصمیماتی که می‌گیرند، نیستند.»  </p>

<p>این روزنامه در ادامه نوشته است: «هدف نهایی دولت اصلاح قیمت‌های نسبی برمبنای منطق بازار نیست، چرا که در این صورت وارد چالش شدید با مجلس در خصوص مقدار منابع حاصل از اصلاح قیمتی و چگونگی توزیع آنها نمی‌شد و این موضوع را فرع بر اصل اصلاح قیمت‌های نسبی تلقی می‌کرد.»</p>

<p>این روزنامه در ادامه اضافه می‌کند: «واضح است که حفظ کرامت انسانی ایجاب می‌کند که کمک به هم‌نوعان به شکل صدقه نباشد، بلکه عمدتا با ایجاد اشتغال و درآمد این معضل برطرف شود. اتفاقا اگر بینش اقتصادی منسجمی داشته باشیم، متوجه می‌شویم که یکی از نتایج مهم اصلاح قیمت‌های نسبی، فراهم آمدن وضعیت مناسب رونق کسب و کار و لذا ایجاد اشتغال و درآمد است که سطح رفاه عمومی در اقشار کم‌درآمد را بالا می‌برد و در عین حال خدشه‌ای به کرامت فردی انسان‌ها وارد نمی‌سازد.»</p>

<p><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=199551">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>فرمول شناخته‌شده</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه کیهان با عنوان «ببرهای کاغذی...!» در مورد مسائل داخلی ایران به ارائه گمانه‌هایی پرداخته است.</p>

<p>در بخشی از این سرمقاله آمده است: «تمامی شواهد و قرائن موجود و اسناد و نشانه‌های غیرقابل تردید از پایان فتنه اخیر و مرگ سیاسی سران فتنه حکایت می‌کنند، اما دشمنان بیرونی که مدیریت فتنه را برعهده داشتند، بی آن که کمترین امیدی به کارآمدی سران فتنه داشته باشند، بر حمایت خود از آنها اصرار می‌ورزند.» </p>

<p>به نوشته این روزنامه: «این واقعیت که تیر فتنه به سنگ خورده و سران و عوامل داخلی آن دچار مرگ مغزی شده‌اند، به یقین از نگاه مدیریت بیرونی فتنه یعنی مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس پنهان نیست. پس علت حمایت آنان از این مأموران از کار افتاده چیست؟!»</p>

<p>این روزنامه می‌افزاید: «شواهد و قرائن موجود به وضوح و بدون کمترین تردیدی حکایت از آن دارند که موسوی، کروبی و خاتمی با مأموریت بیرونی وارد فتنه اخیر شده و نقش ستون پنجم دشمن را برعهده داشته‌اند و سرویس‌های اطلاعاتی در واکنش نسبت به کسانی که برای آنها نقش ستون پنجم را بازی کرده‌اند، از فرمول شناخته شده‌ای پیروی می کنند.»</p>

<p><a href="http://www.kayhannews.ir/881222/2.htm">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>سایر مطبوعات:</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه رسالت با عنوان <a href="http://www.resalat-news.com/Fa/?code=21028">«اعتراف بایدن!»</a><br /><br />
سرمقاله امروز روزنامه قدس با عنوان <a href="http://www.qudsdaily.com/archive/1388/html/12/1388-12-22/page13.html">«بسته جدید سیاست خارجی آمریکا»</a><br /><br />
سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان <a href="http://www.jomhourieslami.com/1388/13881222/index.html">«عراق؛ مقطع حساس‌تر از انتخابات»</a></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12486.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12486.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">چکیده سرمقاله های مطبوعات</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 07:00:45 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تیتر مطالب و گفتگوهای روزنامه‌های صبح</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><img id="photow" src='/pictures-new/rooznamehb.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><a href="http://www.iran-newspaper.com"><strong>ایران:</strong></a><br />
● راه‌اندازی شبکه ۲۴ ساعته ورزش<br />● توزیع ۱۲۰ هزار تن میوه ارزان از امروز<br />● دولت ۵۰۰ میلیارد تومان به شهرداری‌ها می‌پردازد<br />● پرداخت مطالبات فرهنگیان تا پایان هفته</p>

<p><a href="http://www.bonniefilmdaily.com/"><strong>بانی فیلم</strong></a><br />
● وزیر ارشاد: هنرمندان باید طبق موضع‌گیری مردم حرکت کنند<br />● شورای عالی سینما با حضور اصناف تشکیل شود<br />● گیشه‌ای پررونق در انتظار اکران نوروز ۸۹<br />● عباسی‌زاده و مقدم یک کمدی پربازیگر می‌سازند</p>

<p><a href="http://www.tafahomnews.com/"><strong>تفاهم</strong></a><br />
● خودکفایی ایران در ساخت و طراحی سد<br />● اجرای طرح هدفمند با ۲۰ هزار میلیارد تومان<br />● حفظ سهم بازار با افزایش کیفیت محصولات<br />● تالاب بوجاق زباله‌دانی شد</p>

<p><a href="http://tehrooz.com/"><strong>تهران امروز</strong></a><br />
● سبد اختلالات موبایل تکمیل شد<br />● قالیباف: جز التزام به ولایت فقیه راه دیگری نداریم<br />● می‌خواهند دولت را زمین بزنند<br />● تلاش‌های ضد ایرانی آمریکایی‌ها در منطقه ادامه دارد</p>

<p><a href="http://www.jamejamonline.ir/paper.aspx"><strong>جام جم:</strong></a><br />
● بلاتکلیفی ۳ ساله لایحه پیشگیری از جرم<br />● هدفمند کردن یارانه‌ها سال آینده اجرایی می‌شود<br />● ماهان سپاهان قهرمان فوتسال باشگاه‌های آسیا شد<br />● پیشتازی مالکی در انتخابات عراق</p>

<p><a href="http://www.jomhourieslami.com/today.html"><strong>جمهوری اسلامی:</strong></a><br />
● ساخت زیردریایی بدون سرنشین هوشمند در ایران<br />● بخشنامه جدید دولت برای اصلاح الگوی مصرف در دستگاه‌های اجرایی کشور<br />● دولتمردان آمریکایی مردم را فریب می‌دهند<br />● تظاهرات گسترده در ایتالیا علیه بی‌لیاقتی و فساد مالی برلوسکونی</p>

<p><a href="http://www.resalat-news.com/"><strong>رسالت:</strong></a><br />
● ندای پیروزی ایران بر آمریکا به گوش می‌رسد<br />● بایدن: ایران روز به روز قویتر می‌شود<br />● ۱۴۰ مصوبه برای تسریع عمران و آبادانی هرمزگان<br />● مکارم شیرازی: اخذ جریمه‌های دیرکرد توسط شهرداری‌ها خلاف شرع است</p>

<p><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/"><strong>دنیای اقتصاد:</strong></a><br />
● پس لرزه‌های حرف آخر مجلس<br />● تورم سال آینده ۱۲ درصد اضافه می‌شود<br />● توقف روند کاهنده در ساخت و ساز<br />● اقتصاد اروپا گروگان آلمان</p>

<p><a href="http://www.kayhannews.ir/"><strong>کیهان:</strong></a><br />
● انفجار بمب در لاهور ۴۰ کشته و ۱۰۰ زخمی بر جای گذاشت<br />● نارنجی‌ها در حاکمیت ۵ ساله خود اوکراین را غارت کردند<br />● ۱۴۰ مصوبه هیأت دولت برای عمران و آبادانی استان هرمزگان<br />● لایحه یارانه‌ها را با ۲۰ هزار میلیارد تومان هم اجرا می‌کنیم</p>

<p><a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Home.aspx"><strong>مردمسالاری:</strong></a><br />
● محجوب: کارگران نصف مزد واقعی را می‌گیرند<br />● سیاسی‌کاری در برابر شوراها را تمام کنید<br />● به چهارشنبه‌سوری باید پشت کنیم<br />● اوباما تحریم ایران را یک سال دیگر تمدید کرد</p>

<p><a href="http://www.vatanemrooz.ir/"><strong>وطن امروز</strong></a><br />
● اعلام نرخ شست و شوی واحدهای قالیشویی<br />● تقلب در عراق ادعای سعودی‌ها<br />● کشورهایی که رنگ انتخابات ندیده‌اند از ریگی حمایت می‌کردند<br />● ‌چرا یک عده می‌خواهند نظام از سلاح سینما محروم باشد</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12485.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/03/post_12485.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تیتر روزنامه های صبح ایران</category>


<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 06:00:30 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>ما از پاره‌های ابر زاده شده‌ایم</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>در مرداد ماه امسال ( ۱۳۸۸- ۲۰۰۹) رمان «اخلاق مردم خیابان انقلاب» نوشته‌ی امیر حسن چهل‌تن تحت عنوان: «تهران، خیابان انقلاب» با ترجمه‌ی سوزان باغستانی توسط انتشارات کیرشهایم (Kirchheim ) در آلمان منتشر شد و با اقبال گسترده‌ی منتقدان آلمانی‌زبان مواجه گشت. در آبان ماه امسال، در کمتر از سه ماه این اثر به چاپ دوم رسید و اینک ناشر خود را برای چاپ بعدی آماده می‌کند.</p>

<p>«اخلاق مردم خیابان انقلاب» از برخی لحاظ یک رمان عاشقانه‌ی واقع‌گراست. در یک سوی یک مثلث عشقی فتاح قرار دارد و در سوی دیگر مصطفی. این دو مرد که به دو نسل مختلف از انقلابیون دیروز و امروز تعلق دارند به دختری به نام «شهرزاد» دل بسته‌اند. نویسنده به بهانه‌ی یک داستان عاشقانه به زندگی روزانه آدم‌های داستانش راه می‌یابد و موفق می‌شود که تهران امروز را در اثرش بازآفریند. تاکنون در تلویزیون، رادیو و نشریات آلمان بیش از سی نقد درباره‌ی این رمان منتشر گردیده است. منتقدان یک صدا توانایی آقای چهل‌تن در داستان‌نویسی را ستوده‌اند و اعتقاد داشتند که «اخلاق مردم خیابان انقلاب» یک اثر مدرن است که توانسته از سنت روایی شرق خود را جدا کند و به پهنه‌ی ادبیات مدرن غرب بپیوندد. این رمان از سوی گروهی از منتقدان آلمانی به عنوان یکی از هفت کتاب برگزیده فصل معرفی شده است. اشتفان وایدنر، اسلام‌شناس، فیلسوف و منتقد آلمانی درباره «اخلاق مردم خیابان انقلاب» نوشته است: «برای درک عمیق مناسبات جامعه ایران هیچکس نمی‌تواند خواندن این رمان را نادیده بگیرد( ...) به این لحاظ این اثر به ادبیات اصیل و برجسته تعلق دارد.»</p>

<p>به مناسبت انتشار این کتاب دفتر «خاک» بر اساس قضاوت منتقدان آلمانی با امیر حسن چهل‌تن گفت و گویی انجام داده است. در نوبت بعد پاره‌ای از «اخلاق مردم خیابان انقلاب» نیز در دفتر «خاک» به طور اختصاصی و برای نخستین بار در رسانه‌های فارسی زبان منتشر خواهد شد. توجه شما را به مصاحبه‌ی دفتر «خاک» با امیر حسن چهل‌تن جلب می‌کنیم:</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/cheheltan_singe_maehler.jpg' /><br/>
<small><small>امیر حسن چهل‌تن، نویسنده </small></small>


</p>

<p><strong>در رمان اخیر شما، «اخلاق مردم خیابان انقلاب » یکی از کلیدی‌ترین شخصیت‌ها، دختر جوان و پا‌به‌بختی ا‌ست به نام شهرزاد. او در یک مثلث عشقی تن می‌دهد به سرنوشتی که دیگران برای او رقم می‌زنند. با این تفاصیل و با توجه به رویدادهای پس از انتخابات و مشارکت فعال زنان و دختران جوان در این رویدادها ظاهراً تصویری که شما از «شهرزاد» ارائه می‌دهید با واقعیت اجتماعی ما همخوان نیست.</strong></p>

<p>می‌دانم در رمانی که این همه به ریزه کاری‌ها و جزئیات یک جامعه خاص و در یک مقطع زمانی خاص می‌پردازد، برای هر شخصیت و هر اتفاق باید ما به ازایی بیرونی دست و پا کنیم. اگر بخواهم پاسخ قانع کننده‌ای به سئوال شما بدهمباید بگویم من موقعی که این رمان را می‌نوشتم و همچنین موقعی که درباره‌ی آدم‌ها و نسبت  آنها با جهان بیرونی فکر می‌کردم و در زمان تاریخی وقوع حوادث رمان که سال‌های آغازین دهه‌ی هفتاد را در بر می‌گرفت، شهرزاد در نظرم بیش از هر چیز نماینده‌ی جامعه‌ای بود که به دنبال ده پانزده سال خشونت بی‌اندازه همه‌ی نیروی حیاتی‌اش را از دست داده بود. اما موضوع به این سادگی نیست. ادعا می‌کنم جوهر اصلی رمان من منحصراً به جامعه ایران اشاره نمی‌کند و نه به هیچ دوره خاصی از تاریخ آن.منآن را چنان ساده و سر راست نوشته‌ام تا  احیاناً انسان های بسیاری از جوامع گوناگون بتوانند با آن احساس همدلی کنند. خشونت، جنسیت و قدرت مؤلفه‌هایی جهان شمول اند.در ضمن داستان در هیچ یک از پاره‌های خود هرگز از ذهن شهرزاد روایت نمی‌شود، پس ما از آنچه در ذهن او می‌گذرد بی‌خبریم؛ سکوت رازآمیز او شاید قابل درک باشد. اصلاَ شهرزاد از کجا می‌توانست صدایی داشته باشد، فضا در تسلط مطلق یک نرینگی خشن بود.</p>

<p><strong>یکی از منتقدان آلمانی به نام آلکس رول در روزنامه‌ی زود دویچه سایتونگ شهرزاد داستان شما را با شهرزاد هزار و یک شب مقایسه می‌کند. او می‌نویسد که شهرزاد داستان شما همه‌ی توانایی‌هایش را به کار می‌گیرد تا بتواند واقعیت‌های خشن زندگی روزانه‌اش را تحمل کند و در این میان با خودش و با نیازهایش بیگانه شده است. این منتقد به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند: او اعتقاد دارد که به خاطر سکوت شهرزاد است که خواننده می‌تواند با او به اصطلاح همذات‌پنداری کند و همین امر شهرزاد را به رغم سکوت و حضور منفعل‌اش به یک شخصیت داستانی مبدل می‌کند.</strong></p>

<p>به شهرزاد وعده‌ی رستگاری داده‌اند، مصطفی به او گفته است تو را به جایی می برم که از بهشت هم قشنگ‌تر باشد. شما می‌دانید که شهرزاد در اولین سطرهای رمان ظاهر می‌شود و بعد از آن هر اتفاقی می‌افتد به خاطر حضور اوست. با این همه او ساکت است. او علت اصلی حرکت داستان است اما ساکت است. اگر شهرزاد حرف می‌زد همه چیز خراب می‌شد.</p>

<p><strong>بله. صحنه‌ی اول کتاب که با ترمیم پرده‌ی بکارت شهرزاد در درمانگاه شبانه‌روزی «دکتر» فتاح آغاز می‌شود. در این صحنه که نمایش منحصر به فردی از آزارکامی یا «سادیسم» است، شهرزاد حتی جرأت نمی‌کند ناله کند. او فقط به پهنای صورتش اشک می‌ریزد. با این حال چرا فکر می‌کنید اگر او صحبت می‌کرد، در دنیای داستان شما همه چیز خراب می‌شد؟</strong></p>

<p>نمی‌دانم، این احساس من بود و من معمولا در حین نوشتن به چنین حسیاتی اعتماد می کنم. اصلاً شهرزاد دقیقاً با همین ترکیب در نظر من مجسم شد، من در شخصیت او دستکاری نکردم. شاید بتوان نسبتی میان شهرزاد من و مرجانِ هدایت در داستان شگفت‌انگیز داش آکل قائل شد. در آن داستان تنها بروز وجودی مرجان ریختن اشگ از چشم‌های اوست در آخرین سطر داستان.</p>

<p><strong>کی این رمان را نوشتید؟</strong></p>

<p>سال‌های ۱۳۸۳تا ۱۳۸۵صرف نوشتن آن شد.</p>

<p><strong>شما در آغاز گفت و گو به این نکته اشاره کردید که اگر داستان را قائم به ذات در نظر نگیریم، شهرزاد با زبان و دست بسته به نوعی نمایانگر جامعه‌ای است که  به مدت پانزده سال خشونت را تجربه کرده بود. با این تفاصیل داستان شما که در سال‌های دهه‌ی هشتاد خورشیدی نوشته شده، به سال‌های دهه‌ی شصت خورشیدی نظر دارد.</strong></p>

<p>هر رمانی به شرط آنکه خوب نوشته شده باشد باید نسبتی هم با جهان بیرون از اثر داشته باشد، اما برای زمان رویدادهای رمان نیمه‌ی اول دهه هفتاد احتمالاً برهه زمانی دقیق‌تری ست.</p>

<p><strong>عجیب است که در داستان شما، در تهران غبارآلودی که به زیبایی وصف می‌کنید باد پائیزی وزیدن گرفته است. باد معمولاً نشانه‌ای است از تحول. وقتی این داستان را می‌نوشتید، احساس می‌کردید ممکن است به زودی حوادثی اتفاق بیفتد و زندگی روزانه‌ که یکی از موضوعات رمان شماست، دستخوش دگرگونی‌هایی بشود؟</strong></p>

<p>من به کلی از پیش‌بینی آینده عاجزم، فکر کردن در مورد آن نگرانم می‌کند؛ من دیگر جوان نیستم.</p>

<p><strong>کورت شارف، منتقد معروف آلمانی در مقاله‌ای می‌نویسد:«رمان شما نمایانگر این واقعیت است که ادبیات معاصر ایران سرانجام توانست به ادبیات مدرن جهان بپیوندد». تا پیش از این گمان می‌کردیم پس از بوفِ کور هدایت رمان مدرن فارسی پدید آمده است.</strong></p>

<p>ادبیات داستانی ما در غرب جایگاه مناسبی ندارد، در غرب هیچکس کنجکاو نیست بداند جهان نویسنده‌ی ایرانی چگونه جهانی‌ست و تأسف‌بارتر اینکه همه راه‌هایی که می‌تواند این کنجکاوی را به وجود بیاورد، بسته است. در غرب برای بازاریابی محصولات غذایی روشی وجود دارد و آن هم این است که ابتدا آنها را در بسته‌های کوچک به طور مجانی عرضه می‌کنند تا ذائقه مشتریان آماده شود و سپس بازار فروش به سودآوری برسد. این کار به حمایت مالی نیاز دارد و تنها از دست بنگاه‌های بزرگ فرهنگی ساخته است. ترک‌ها و عرب‌ها همین کار را کرده‌اند و نتیجه گرفته‌اند. از بوف کور به این سو دولت‌ها در ایران خیال می‌کنند رمان فارسی برای این نوشته می شود تا آنها را سرنگون کند. این اشتباه است.</p>

<p><strong>با این حال کامیابی رمان شما در آلمان و رمان آقای مندنی‌پور در آمریکا از این واقعیت نشان‌ دارد که اگر نویسنده بتواند موضوعات اقلیمی را به طور جهان شمول بیان کند، می‌تواند مستقل از دولت‌ها و بنگاه‌های فرهنگی، ادبیات ایران را به جهانیان عرضه کند. اما بحث ما درباره‌ی صادق هدایت بود .</strong></p>

<p>هدایت نویسنده بزرگی‌ست. او  جامعه ایران را خیلی خوب می‌شناخت و این شناخت هرگز از شگفت‌زدگی‌اش کم نکرد. یادم می‌آید سال‌ها پیش زمانی که برای اولین بار آنتونیو تبوکی را در ایتالیا دیدم او بلافاصله ازبوف کور و سه قطره خون صحبت به میان آورد. خصوصیت بوف کور این است که قدرت ارتباطی چندان وسیعی نداردچون با بدنه‌ی اصلی ادبیات مدرن پیوند محدودی دارد، منظورم ادبیاتی است که با فلوبر و داستایوسکی آغاز می‌شود از چخوف، پروست، جویس و ویرجینیا ولف عبور می‌کند و سرانجام به ناباکوف، فالکنر و همینگوی می‌رسد؛ این قلمرو رئالیسم است که هرکدام از این نام‌های بزرگ چیزی به وسعت آن افزوده‌اند. حاجی آقا و علویه خانوم متعلق به همین قلمرو هستند اما بر خلاف بوف کور بومی اند و پلات پرقدرتی ندارند و شاید بیشتر به کار جامعه‌شناختی بیایند. در عوض به لحاظ زبان، شخصیت پردازی و میزانسن معرکه اند. خوشبختانه نویسندگان پس از هدایت راه حاجی آقا را انتخاب کردند چون بوف کور عرصه محدودی‌ست و پرواز در آن بسیار مشکل. تفنن در ادبیات البته جاذبه دارد، اما من معتقدم در تجربه‌ورزی جانب احتیاط را نباید از دست داد.</p>

<p><strong>اصولاً یکی از مهمترین ویژگی‌ داستان های شما، تسلط شماست بر زبان زنان.  فکر نمی‌کنید در ترجمه‌ی «اخلاق مردم خیابان انقلاب » به آلمانی تعابیر و عبارت‌های عامیانه‌ای که از دهان زنان داستان‌های شما می‌شنیدیم از دست رفته باشد.</strong></p>

<p>شما راست می‌گویید، و اصولاً در هر ادبیاتی بخش مهمی از تاثیرگذاری از طریق زبان حاصل می‌شود. زبان در رمان‌های من نقش عمده‌ای بازی می‌کند نه تنها در استفاده از تعابیری که در زبان رسمی شده و ابزاری امروز دیگر میدانی برای بروز ندارد، بلکه همچنین در بافت و جنس آن. اما چاره‌ای نیست، هیچ اثر ادبی در ترجمه از این گزند در امان نیست. در عین حال گمان می‌کنم به دلیل تسلط مترجم بر کار خود برخی از خصوصیات زبانی این رمان در ترجمه نیز منعکس شده است، چون بعضی از منتقدین از زبان رنگین، دو پهلو و بازیگوش اثر صحبت به میان آورده‌اند.</p>

<p><strong>یکی از شخصیت‌های مهم «اخلاق مردم خیابان انقلاب» مردی است به نام فتاح. این مرد از نظر شخصیتی یک سادیست به تمام معناست. در «تهران، شهر بی‌آسمان» راوی داستان شما، مردی به نام «کرامت» هم از برخی لحاظ یک سادیست بود که در کودکی به او تجاوز کرده بودند. ظاهراً شما برای زندگی اجتماعی ما در شهر بزرگ یک سویه‌ی سادیستی قائل هستید.</strong></p>

<p>همین طور است، بدون وجود ریشه های عمیق روانی آدم‌ها دست به اعمال خشونت نمی زنند. در عین حال طبیعت خشک تهران و آشفتگی غیرقابل‌‌توضیح آن به تنهایی عاملی دلهره زاست. اگر احساس دائم  اضطراب و  ناامنی مفرط را نیز به آن بیفزاییم آن‌وقت می‌فهمیم که این شهر برای تولید خشونت به چه میزان مستعد است. بد نیست یادآوری کنم کرامت شخصیت رمان «تهران، شهر بی‌آسمان» در رمان «تهران، خیابان انقلاب» نیز نقشی حدوداً فرعی به عهدده دارد. در حقیقت این دو رمان در کنار رمان «آمریکایی‌کُشی در تهران» رمان‌های سه‌گانه «تهران» را می‌سازند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/cheheltan-cover.jpg' /><br/>
<small><small>«تهران، خیابان انقلاب»، امیر حسن چهل‌تن</small></small>


</p>

<p><strong>نکته‌ی قابل تأمل در «اخلاق مردم خیابان انقلاب» این است که شما داستان را از دریچه‌ی چشم شخصیت‌ها، یا به اصطلاح از منظر محدود به ذهن آنان روایت می‌کنید. این امر موجب شده که نویسنده بی‌طرف بماند. اما تاوان آن این است که شما به عنوان نویسنده ناگزیر می‌بایست در نقش فتاح و مصطفی بروید. یعنی در واقع نویسنده‌ای که خود از برخی لحاظ قربانیِ این مجموعه آزارکام بوده است، اکنون در داستانش تلاش می‌کند وقایع را از دریچه‌ی چشم کارگزاران خشونت ببیند. منتقدان آلمانی به استثناء یک منتقد شما را ازین نظر ستوده بودند. اما هیچکس به دینامیسم روانی که میان قربانی و عامل و کارگزار خشونت وجود دارد اشاره نکرده بود.</strong></p>

<p>موضوع مشکلی‌ست و من توضیح روشن و دقیقی برای آن ندارم. من قبلاً در رمان «تهران،شهر بی آسمان» همین کار را با شخصیت کرامت کرده بودم و با آن همه بزهکاری و حتی تبهکاری که او داشت هیچ یک از خوانندگان رمان به من نگفتند که از او متنفر بوده‌اند. باور کنید من فتاح و مصطفی را هم دوست دارم و حتی ممکن است به خاطر آنها غصه خورده باشم. اگر شفقت در کار نباشد نوشتن برای نویسنده ایرانی یا برای هر نویسنده دیگری که به امر ملعون یا مهلک شهادت می‌دهد، به کاری طاقت‌فرسا تبدیل می شود. من این خطر را کردم و در قالب آنها فرورفتم تا بلکه بتوانم کشف شان کنم؛ این تعهد ادبیات است. چند فصل اول را که نوشتم اختیار داستان به کلی از دست من خارج شد، من دیگر نمی‌دانستم با این آدم‌ها و با سرنوشت‌شان چه باید بکنم؛ اما مطمئن بودم بیچارگی من در آن لحظه بیچارگی آنها هم بود. این رمان اصلاً شرح یک بیچارگی‌ست، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر؛ همین. یک بیچارگی تاریخی که درست مثل روغنی که بر زمین بریزد مدام بسط پیدا می‌کند. وقتی آدم‌ها برای خلاصی از شر تنفر از خود به کمرشان مواد منفجره می‌بندند و سوار هواپیما می‌شوند به معنای آن است که آنها به بیچارگی محض رسیده‌اند. اما من به عنوان یک رمان‌نویس تا کجا حق  دارم ادبیات را به آرمان‌های خودم شبیه کنم؟ من مطلقاً این حق را برای خود قائل نیستم، با این همه وقتی فتاحِ عاشق پیش پیرمردِ عارف می‌رود، گریه می‌کند و از او می خواهد برایش دعا کند، مطمئن می‌شوم تغییر آدم‌ها امر ممکنی‌ست. در ضمن این اشتباه است اگر تصور کنیم کسانی که بر علیه ما اقدام می‌کنند حامل هیچ حقیقتی نیستند؛ آنها حقیقت خود را دارند و دعوا درست وقتی آغاز می‌شود که آنها با اعمال خشونت در صدد تحمیل حقیقت خود بر می‌آیند. بدیهی‌ست که ما باید آنها را متوقف کنیم اما با اختیار کدام ابزار؟ در همین نقطه است که تفاوت ما با آنها آشکار می‌شود. از آنجا که خشونت در جامعه ما به خصوص در چند دهه‌ی اخیر امری هر روزه و مدام بوده است، من درباره‌ی آن زیاد فکر کرده‌ام. با این همه هر روز که می‌گذرد داوری در‌باره‌ی زمینه‌های اصلی بروز آن برایم سخت‌تر می‌شود.گاه فکر کرده‌ام لمپنیسم ایرانی که اصولاً با تحقیر بدن آدمی، تکیه بیش از حد بر مفاهیم مجردی مثل غیرت یا ناموس و بخصوص  تأکید بر جنسیت همراه است، استعداد عجیبی برای رواج آن از خود نشان می دهد.</p>

<p><strong>اگر ما خود را به متن محدود بکنیم، رابطه‌ی بین شخصیت‌ها و تضاد بین آنها کاملاً منطقی است. دو نسل از انقلابیون، فتاح و مصطفی در یک مثلث عشقی با هم درگیر می‌شوند. اما اگر برای داستان یک سندیت اجتماعی قائل باشیم، به نظر می‌آید که در داستان شما درگیری‌های جناحی و منازعات قدرت به یک رابطه‌ی عشقی فروکاسته.</strong></p>

<p>کتاب من کتاب فروتنی‌ست. من یک داستان ساده عاشقانه نوشته‌ام، یک مثلث عشقی. دو مرد و یک زن. مصطفی و فتاح یکدیگر را نمی‌شناسند، حتی برای یکبار هم که شده یکدیگر را ملاقات نمی‌کنند و کسب و کار و نام یکدیگر را نیز نمی‌دانند؛ آنها فقط از وجود یکدیگر باخبرند، همین. در موقع نوشتن و در بخش آگاه ذهن من هیچ چیز جز فردیت این سه شخصیت وجود نداشت اما  معلوم است که من به عنوان یک داستان‌نویس در میانه آشوب زمانه‌ام ایستاده‌ام.</p>

<p><strong>نکته قابل توجه دیگر این بود که منتقدان آلمانی بدون استثناء اعتقاد داشتند که از طریق رمان شما با پیچیدگی‌های جامعه‌ی ما آشنا شده‌اند. این موفقیت بزرگی برای یک نویسنده ایرانی است و جا دارد به شما تبریک بگوییم. در داستان‌خوانی‌هایی که ناشرتان برای شما برگزار کرده بود، نظر شنوندگان آلمانی نسبت به داستان شما چه بود؟ </strong></p>

<p>«تهران، خیابان انقلاب» کتاب تاریکی‌ست. من به این نکته آگاهم و خدا می‌داند تا چه حد تلاش کردم با انتخاب زبانی پرتحرک و حتی شوخ و شنگ و همچنین موتیف‌هایی که انرژی‌های بالقوه را پررنگ می‌کند تا نبض حیات را برجسته کند، از تیرگی فضای رمان کم کنم. با این همه من آدمی تلخم و از بابت آن متاسفم. من دلم می‌خواهد شادترین رمان دنیا را بنویسم تا آدم‌های داستان های من هم لابد صبح ها کلاه از سر بردارند، به همسایه لبخند بزنند و به او سلام کنند، انتخاب نخست من زندگی ست. اما با این فضا چه کنم که پر از دلهره و بوی استفراغ است.با تکرار خبر مرگ و احساس سیاه تعقیب چطور کنار بیایم. خوانندگان آلمانی رمان به من می‌گویند اگر تعلیق‌های پی در پی رمان نبود و اگر نبود کنجکاوی دانستن در باره‌ی آدم‌هایی که هر لحظه به شکلی درمی‌آیند، این کتاب را زمین می‌گذاشتیم چون نفس‌مان را می برید.  اما خُب می‌دانید، در رمان نمی‌توان دروغ گفت. من شوخ طبعی نشان می‌دهم و به آنها می‌گویم این خاصیت ما ایرانی‌هاست، سیال ایم، انگار که از پاره‌های ابر زاده شده‌ایم، هر لحظه به شکلی در می‌آییم.</p>

<p><strong>قصد ندارید این رمان را به فارسی منتشر کنید؟  </strong></p>

<p>احساس می‌کنم هنوز زمان آن نرسیده است.</p>

<p><strong>آقای چهل‌تن عزیز، از شما سپاسگزاریم که وقت‌تان را به ما بخشیدید.</strong></p>

<p><HR></p>

<p><strong>پانوشت:</strong><br />
پاره ای از نقدهای «تهران، خیابان انقلاب» به فارسی در رادیو زمانه - ترجمه: ناصر غیاثی</p>

<p><a href="http://www.zamaaneh.com/friday/2009/09/post_304.html">عشق در عصر سرکوب </a><br />
<a href="http://www.zamaaneh.com/friday/2009/08/post_300.html">معصومیت و گورهای دسته جمعی</a></p>

<p>- <a href="http://www.kirchheimverlag.de/belletristik/cheheltan-teheran-revolutionsstrasse.htm#Im schwarzen Loch">صفحه امیر حسن چهل تن در سایت انتشارات کیرشهایم</a></small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b> پاره‌ای از مهم‌ترین نقدهای منتقدان آلمانی بر رمان امیر حسن چهل‌تن</b><br>
• <a target="_blank" href='http://www.kirchheimverlag.de/belletristik/cheheltan-teheran-revolutionsstrasse.htm#Die Moral der Leute'>نقد کورت شارف در روزنامه تاس</a><br></span>







<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.arte.tv/de/Kultur-entdecken/Literatur/2991514.html'>گزارش شبکه تلویزیونی آرته</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.kirchheimverlag.de/belletristik/cheheltan-teheran-revolutionsstrasse.htm#Im schwarzen Loch von Teheran'>نقد روزنامه زود دویچه سایتونگ</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.kirchheimverlag.de/belletristik/cheheltan-teheran-revolutionsstrasse.htm#Heuchelei der Frommen'>نقد لیتراتور ناخریشتن</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.dradio.de/dlf/sendungen/buechermarkt/1055635/'>نقد اشتفان وایدنر در دویچلند فونک</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.kirchheimverlag.de/FAZ-13-10-09-weidner.pdf'>نقد اشتفان وایدنر در فرانکفورتر آلگماینه</a><br></span>






<span style="font-size: 12px;">• <a target="_blank" href='http://www.3sat.de/dynamic/sitegen/bin/sitegen.php?scsrc=2&date=2009-09-04&division=kulturzeit&cx=0'> گزارش شبکه تلویزیونی اطریش و آلمان</a><br></span>



</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/khaak/2010/03/publish_at_10_03_2010.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/khaak/2010/03/publish_at_10_03_2010.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفت‌وگو</category>


<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 22:13:16 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>بازخوانی پرونده فداییان خلق</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><img id="photow" src='/pictures-new/siajkal-jazani.jpg' /><br/>
<small><small>تابلوى سياهكل اثر بيژن جزنى يكى از شاهكارهاى هنر معاصر ايران است. این تابلو در سبک کوبیسم طراحی شده. جزنى اين تابلو را در سال ۱۳۵۰ و در زندان عشرت‌آباد كشيده است. جزئيات فراوان و استحكام و تركيب‌بندى منسجم و زيبا از بارزترين خصوصيات اين تابلو است. در این اثر گوزنی در حال دویدن را نشان می‌دهد که شمشیری را بدست گرفته و فریاد می‌زند. در آن سال‌ها گوزن، نماد  چریک‌ها بود </small></small>


</p>

<p><strong><small>اشاره: در شامگاه سرد نوزدهم بهمن سال ۴۹ شمسی، هشت تن مرد مسلح مجهز به تفنگ، مسلسل و نارنجک به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل، در جنگل‌های حاشیه خزر حمله بردند. آنها با این حمله که بعدها به حماسه سیاهکل معروف شد هفت سال فعالیت شدید چریکی را آغاز کردند و الهام‌بخش مبارزه مسلحانه بیشتر گروه‌های تندرو اسلامی و مارکسیست با رژیم شدند.</p>

<p>در سال‌های میان حماسه سیاهکل و مهرماه ۱۳۵۶، که راهپیمایی‌های خیابانی تهران آغاز می‌شد، ۳۴۱ تن از اعضای مسلح گروه‌های سیاسی جان خود را از دست دادند. از این شمار ۱۷۷ تن در درگیری‌ها کشته شدند؛ ۹۱ نفر در دادگاه‌های پنهانی، برخی بدون محاکمه و برخی دیگر هم پس از محاکمه پنهانی، اعدام شدند. ۴۲ نفر زیر شکنجه جان باختند، ۱۵ نفر دستگیر شدند و هرگز دوباره دیده نشدند، هفت نفر دیگر خودکشی کردند تا به چنگ مأموران امنیتی نیافتند. ۹ نفر هم هنگام فرار از پای درآمدند، زندان‌بانان پس از انقلاب اعتراف کردند که افراد مذکور با بی‌رحمی تمام کشته شدند. افزون بر این حدود ۲۰۰ نفر دیگر که مورد سوءظن قرار گرفته بودند به حبس‌های ۱۵ ساله تا ابد محکوم شدند.</small></strong></p>

<p><strong>در ابتدا مشتاقم روایت شما را در مورد این واقعه تاریخی بدانم. چه شد که یک‌سری متقاعد شدند راه مبارزه با رژیم شاه مبارزه‌ی مسلحانه است؟</strong></p>

<p>به طور مشخص و عینی می‌توان گفت در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹، طی حمله‌ی یک گروه چریکی به پاسگاه ژاندارمری در سیاهکل (از توابع لاهیجان در استان گیلان) جنبش چریکی چپ اعلام موجودیت کرد. هرچند قبل از آن هسته‌ی چریکی مخفی شکل گرفته بود و مهم‌تر از آن، تفکر مبتنی بر مبارزه‌ی مسلحانه، علیه رژیم شاه به وجود آمده بود. در فروردین ۱۳۵۰، در ذیل اعلامیه‌ای تحت عنوان «سیاهکل، مونکادای ایران است»، عنوان«چریک‌های فدایی خلق ایران » تولد یافت و بعد از آن؛ این عبارت در برگیرنده‌ی فراز مهمی از مقاومت و مبارزه‌ی بسیاری از روشنفکران و فعالان سیاسی ایران شد.</p>

<p>اما برای درک و سنجش این‌که چگونه این تفکر تبلور یافت، می‌باید به قبل از آن، یعنی مقطع تاریخی ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۲ نظر داشته باشیم. </p>

<p>پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، و یأس گسترده‌ای که از سال سیاه بر جامعه سایه افکنده بود و نیز پس از این‌که همه‌ی امیدهایی که جامعه (ونخبگان) به حزب توده ایران، به عنوان حزب پیشرو و مترقی بسته بود، بر باد رفت؛ رفته‌رفته این تلقی پدیدار شد که امکان تغییر به شیوه‌های محتمل معمول و حزبی و پارلمانی وجود ندارد. </p>

<p>جو بسته و خفقان‌آور سیاسی و فرهنگی که کوچک‌ترین نقد یا مخالفتی را برنمی‌تافت و سرکوب گسترده مردم در کنش‌های اجتماعی (خواه سنتی، خواه مدرن) – مانند سرکوب معترضین در ۱۵ خرداد که حتماً راهی غیر از کشتار داشت – زمینه‌های درکی را فراهم آوردند که به مبارزه‌ی قهرآمیز (مسلحانه) انجامید. قبل از آن، رژیم شاه اصلاح‌طلب‌ها را نیز تحمل نکرد و به زندان‌های طویل‌المدت محکوم ساخت (برای نمونه دادگاه مهدی بازرگان و محکومیت آن‌ها).</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">متأسفانه در سال‌های اخیر، تفکر خامی که بیشتر ژورنالیستی است تا اجتماعی، کوشیده است، جنبش چریکی ایران را به مثابه‌ی حرکتی کور، بی هدف، حادثه‌جویانه و حتی گانگستری و در مثبت‌ترین حالت ممکن، به صورت آرمان خواهی‌ای ناکام و شکست خورده بنمایند. در صورتی که به نظر من، چنین نیست و برای داوری پیرامون آن چه که «جنبش چریکی چپ ایران» خوانده می‌شود، باید از پارامترهای مهمی چون تحلیل‌های تاریخی، اقتصادی- طبقاتی و جامعه شناسی و حتی روان شناسی بهره‌مند شد</span></div></p>

<p>از سوی دیگر با توجه به شرایط آن روز دنیای دوقطبی و جنبش‌های آزادی‌خواهی که در اقصی نقاط دنیا (به ویژه آمریکای لاتین) به وجود آمده بود، ایده‌ی سیاسی – نظامی (یا به قول مسعود احمدزاده، نقد به وسیله‌ی سلاح) تا اندازه‌ی زیادی پاسخ‌گوی بسیاری از پرسش‌های دوران بود. قیام کوبا که طی جانفشانی‌های مبارزین پیش‌آهنگ به پیروزی رسیده بود و جنبش انقلابی برزیل می‌توانست الهام بخش روشنفکران مبارز و عاشقی باشد که حاضر بودند برای بهبودی و بهروزی جامعه و مردم خود بمیرند.</p>

<p>بدین‌گونه، بردار تحلیل‌های سیاسی، نزد نخبگان و روشنفکران به سمت مبارزه‌ی قهرآمیز که در واقع پاسخ به خشونت بی‌حد و حصر رژیم شاه بود گرایید. تحلیل‌های بیژن جزنی، امیر پرویز پویان، مسعود احمدزاده وعباس مفتاحی و دیگران که با هسته‌های مطالعاتی دانشجویی مرتبط بودند، «سلاح» را به عنوان تنها راه ابزار مخالفت در برابر «قدرت مطلق» برگزید. (تقریباً هم‌زمان، گروهی از مبارزین مسلمان، یعنی «مجاهدین خلق» نیز، از راهی دیگر به این نتیجه رسیده بودند).</p>

<p><strong>مبارزات مسلحانه در شکست رژیم شاهنشاهی چه تأثیری داشت؟</strong></p>

<p>به هر روی، بر حسب تحلیل «دومطلق» پویان در جزوه‌ی معروف به «رد  تئوری بقا  یا  بهار» ؛ گروهی از مبارزین کمونیست به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل حمله کردند تا «قدرت مطلق» رژیم شاه را خدشه‌دار کرده باشند و طی آن مردم از سویی دیگر، تصور «ضعف مطلق» را از خود برگیرند.</p>

<p>این عملیات جامعه و حتی رژیم سرکوب را در بهت و حیرت فرو برد تا جایی که اثرات آن تا قیام بهمن ۵۷ به خوبی هویدا بود. </p>

<p>چریک‌های فدایی، مایل بودند سیاهکل خاستگاه و نقطه‌ی عزیمت حرکت چریکی تا نیل به حرکت عمومی توده‌ها (مانند آن چه در مونکادا، در شروع قیام مسلحانه‌ی کوبا رخ داده بود) باشد. این که قیام پیشاهنگ توانست به چنین هدفی دست یازد یا خیر، بحث دیگری است که می‌توان به آن پرداخت. ولی اکنون، پس از نزدیک به چهل سالی که از آن حرکت می‌گذرد، می‌توان به بازتاب‌های آن و تأثیرگذاری آن در روند مبارزات مردم ایران و حتی منطقه نظر داشت و پرسش‌های جدی‌ای را مطرح کرد و کوشید با تحلیل درست آن بر تجربه و حافظه‌ی تاریخی جنبش‌های اجتماعی کشورمان افزود.</p>

<p>متأسفانه در سال‌های اخیر، تفکر خامی که بیشتر ژورنالیستی است تا اجتماعی، کوشیده است، جنبش چریکی ایران را به مثابه‌ی حرکتی کور، بی هدف، حادثه‌جویانه و حتی گانگستری و در مثبت‌ترین حالت ممکن، به صورت آرمان خواهی‌ای ناکام و شکست خورده بنمایند. در صورتی که به نظر من، چنین نیست و برای داوری پیرامون آن چه که «جنبش چریکی چپ ایران» خوانده می‌شود، باید از پارامترهای مهمی چون تحلیل‌های تاریخی، اقتصادی- طبقاتی و جامعه شناسی و حتی روان شناسی بهره‌مند شد.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">باید خاطرنشان کرد متأسفانه یکی از اتهاماتی که منتقدین غیرمنصف و شاید ناآگاه به سازمان چریک‌های فدایی در بدو تشکیل خود وارد می‌کنند، این است که می‌گویند چریک‌ها تنها با «احساس و شعور انقلابی» پا به مبارزه گذاشتند. این گزاره‌ای نادرست است. تحلیل‌های بیژن جزنی، پویان واحمد زاده، از میان هسته‌های مطالعاتی دقیق و گاه کاوش‌های آکادمیک نتیجه شده است. </span></div></p>

<p>بی‌تردید مبارزه‌ی مردم ایران، برای نیل به آزادی و توسعه‌ی گذرگاه‌هایی بر فراز و نشیبی دارد که شرط موفقیت، حتماً خط بطلان کشیدن بر پازل مهمی چون مبارزه‌ی قهرآمیز و رهایی طلب نیست. به طور مشخص می‌توان گفت مبارزه‌ی چریک‌ها، تابوی قدرت مطلق و قاهر را شکست و جدا از حس هم‌دلی اجتماعی، حالت تعارض دلیرانه‌ای را به جامعه منتقل کرد.  </p>

<p>این مبارزه نقش مهمی در ایجاد قطب‌بندی بین رژیم و مردم ایجاد کرد. البته باید خاطر نشان  ساخت  که چریک‌های فدایی در دو ماه منتهی به پیروزی قیام ۲۲ بهمن، نقش مهمی در سازماندهی نیروها و تسخیر مراکز نظامی داشتند. شاید هنوز عده‌ای به یاد داشته باشند که حتی رادیو در شب‌های درگیری، چریک‌های فدایی خلق و هواداران آنها را به سوی پادگان‌ها (مثلا لویزان) فرا می‌خواند. البته این نکته‌ای است که کاملا با روایت رسمی حکومت جمهوری اسلامی فرق دارد. </p>

<p>مثلا در کتابی که سال گذشته به عنوان تاریخ سازمان بر اساس اسناد ساواک منتشر شده است، در دروغی آشکار چریک‌ها را در روزهای قیام به بست نشینی در دانشگاه تهران متهم می‌کند که چنین نیست . </p>

<p>به هر روی، باید گفت گرچه با کشتن جزنی و عده‌ای دیگر در زندان و نیز بعد از کشته شدن حمید اشرف ساختار منسجم سازمان به شدت ضربه خورد، اما لایه‌های زیرین و وابستگان غیر تشکیلاتی به شدت فعال بودند. حتی در دو ماه آخر  بقای رژیم شاه، چند نفر از اعضای سازمان در درگیری با ساواک کشته شدند.</p>

<p><strong>خاستگاه اجتماعی اعضای سازمان فداییان خلق کدام طبقه اجتماعی بود؟</strong><br />
 <br /><br />
تنها مطالعه‌ای که تا حدی راجع به خاستگاه طبقاتی چریک‌ها انجام شده است، مربوط به پروفسور آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» است. جدا از اشتباهات آماری که این مطالعه دارد، در آن به طور تقریبی، خاستگاه طبقاتی چریک‌ها، غالباً «متوسط شهری» بیان شده است. البته به این معنی نیست که از سایر طبقات اجتماعی در جنبش چریکی نداشته‌ایم. بسیاری از چریک‌ها تحصیلات دانشگاهی داشته‌اند. کارگرانی نیز بوده‌اند که بسیار فعال به جنبش چریکی پیوستند. اما همان طور که گفته شد، افراد از طبقات متوسط که درگیر با رنج روزمره‌ی زندگی بوده‌اند، وجه غالب را تشکیل می‌داده است. </p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">در نهایت می‌توان گفت، جریان مطالعاتی مستمر و گاه انتقادی، چریک‌ها را از قالب‌های بسته تا انداره‌ای نسبت به نسل قبلی یعنی حزب توده دور نگاه داشت. شاید خودانتقادی مدام چریک‌ها، جدا از ارزش‌گذاری و داوری و انشعابات متعدد در میان آنها تا حدی ناشی از این می‌تواند فرض شود که آنها حداقل در مطالعه دگماتیک عمل نمی‌کردند</span></div></p>

<p>به هر روی به قول مارکس: «برخی رنج می‌برند و فکر می‌کنند و برخی دیگر فکر می‌کنند و رنج می‌برند.» </p>

<p>در جنبش چریکی هر دو دسته‌ی این افراد بوده‌اند. یوسف زرکاری و اسکندر صادقی نژاد، جلیل انفرادی کارگر بودند. چنگیز قبادی و اسدالله مفتاحی و مهرنوش ابراهیمی پزشک بودند. چریک‌ها سعی می‌کردند خود را شبیه مردم طبقات پایین و رنج‌کش اجتماع بدانند. در این کوشش‌گاه دچار افراط نیز می‌شدند و در برخی موارد نظام ارزشی مارکسیستی را با برخوردهای سطحی و نالازم خلط می‌کردند. این موارد، امروز آموزه‌ای مهم است که باید منصفانه به عنوان نقد به آن پرداخت.</p>

<p><strong>اعضای سازمان چریک‌های فدایی خلق چه آثاری را در آن زمان مطالعه کرده بودند؟ آیا کتاب‌ها را ترجمه هم کرده بودند یا فقط از منابع موجود به زبان فارسی سود می‌جستند؟</strong></p>

<p>در آن سال‌ها با توجه به خفقان شدید که گاه حتی مطالعه‌ی غیر چپ را مخاطره‌آمیز می‌نمایاند، (بسیاری از کتاب‌های ادبی صرف، مسأله‌دار و ممنوع تلقی می‌شدند)؛ تشکیل حلقه‌ی مطالعاتی چپ در روند جنبش چریکی کاری حساس و شاید دلیرانه بود و شاهد آن هم عده‌ای از روشنفکران (گروه گلسرخی) که صرفاً یک حلقه‌ی مطالعاتی قلمداد می‌شده است، و مورد حمله‌ی شدید ساواک و پرونده‌سازی قرار گرفت.</p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">گرچه در مقاطعی گرایشات مائوئیستی در سازمان وجود داشت، ولی هیچ گاه تئوری مائو، تحت عنوان تئوری کانون (تسخیر شهرها از طریق نفوذ در روستاها و انجام عملیات نظامی از روستاها) به عنوان تئوری مسلط سازمان شناخته نشد. قیام سیاهکل یک قیام دهقانی نبود، بلکه شورشی از جانب پیشاهنگ انقلابی بود که در روستا رخ داد</span></div></p>

<p>به هر روی، نزد علاقه‌مندان به جنبش چریک‌ها در آن سال ها کتاب‌های: هری مگداف، رژی دوبره، پل سوئزی، نیکیتین و امثال اینها در کنار آثار کلاسیک مارکسیستی (لنین، مائو، مارکس) رایج بوده است. البته پر واضح است که از جریان عمل‌گرای چریکی نمی‌توان در حین مبارزه  توقع مطالعات ژرف و دامنه دار داشت. زیرا چریک‌ها در پروسه‌ی عمل انتخاب‌های‌شان را رقم زده‌اند.</p>

<p>پویان با کتاب «رد تئوری بقا» که به جزوه‌ی بهار معروف بود، مسعود احمدزاده با کتاب «مبارزه‌ی مسلحانه، هم استراتژی، هم تاکتیک»، بیژن جزنی با آثاری که در زندان می‌نوشت و به خارج از زندان می‌فرستاد، حمید اشرف با «جمع‌بندی سه ساله» و حمید مؤمنی و بسیاری دیگر از روشنفکران جریان چریکی مباحثی را مطرح کردند که نه تنها در میان چریک‌ها، بلکه در جامعه، انعکاس ویژه داشت. </p>

<p>از سویی دیگر، اعضای جنبش در زندان (تا جایی که مقدور بود) دور از مطالعه نبودند. دوستانم از آن سال‌ها برایم تعریف کرده‌اند، که با توجه به نظرگاه‌های آزادی که برخی از اعضای سازمان در زندان داشته‌اند، کتاب‌های «شارل بتلهایم» که جنبه‌ای انتقادی به اتحاد جماهیر شوروی دارد را در زندان خوانده‌اند. همچنین آثار ادبی مثل «چهار صندوق» بیضایی و برخی رمان‌ها مانند «خرمگس» و «خوشه‌های خشم» از آثار پرطرفدار بوده است. </p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">سازمان اساساً با نقد و نفی حزب توده هویت و تولد یافت و طبعاً نقد حزب توده جدا از نقد شوروی نمی‌توانست باشد. در همان سال‌ها هیچ‌گاه شوروی و حزب توده سازمان را به عنوان جریان سوسیالیستی و انقلابی تلقی نکردند و بارها در رادیو پیک ایران که از پراگ پخش می‌شد، چریک‌های فدایی با عناوینی چون نارودنیک‌ها (تروریست‌های آنارشیست دوران قبل از انقلاب اکتبر) نقد شده‌اند. چریک‌ها در موضوع استقلال عمل بسیار حساس بودند</span></div></p>

<p>در ابتدای تشکیل سازمان بیژن هیرمن پور چند رساله ترجمه کرده بود. پس از او هم پویان و مومنی و بهروزدهقانی ترجمه‌هایی داشتند. برخی کارها را هم هواداران و وابستگان سازمان انجام داده‌اند. اقتصاد نیکیتین (که از منابع مهم اقتصادخوانی چپ‌های رادیکال در آن سال‌ها بود) را ناصر زرافشان ترجمه کرد.  یا  کتاب مالکیت خصوصی و منشاء خانواده انگلس را دکتر خسروپارسا ترجمه کرد (که به مسعود احمدزاده تقدیم شده است.) (این کتاب را در سال ۱۳۴۸ مسعود احمد زاده نیز ترجمه کرده بود)</p>

<p>لازم است به نکته‌ای دیگر اشاره کنم و آن، اینکه، باید خاطرنشان کرد متأسفانه یکی از اتهاماتی که منتقدین غیرمنصف و شاید ناآگاه به سازمان چریک‌های فدایی در بدو تشکیل خود وارد می‌کنند، این است که می‌گویند آنها (چریک‌ها) تنها با «احساس و شعور انقلابی» پا به مبارزه گذاشتند. این گزاره‌ای نادرست است. تحلیل‌های بیژن جزنی، پویان واحمد زاده، از میان هسته‌های مطالعاتی دقیق و گاه کاوش‌های آکادمیک نتیجه شده است. </p>

<p> <div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">شاید بشود گفت که ادبیات مارکسیستی سازمان بیشتر رهایی‌بخش بود تا معطوف به قدرت سیاسی. از این رو نمی‌توان آن را به قرائت نظام‌محور و دولت‌گرای استالین از مارکسیسم نسبت داد. بدیهی است کتاب‌های استالین نزد چریک‌ها خوانده و بحث می‌شد ولی گرایش غالب سازمان را در بر نمی‌گرفت</span></div></p>

<p>جالب اینکه پیش از مخفی شدن اعضا و شروع عملیات مسلحانه سازمان، برخی از افراد مرتبط با جریان، مطالعات موردی خود را جهت برآورد و تنظیم تحلیل از شرایط و ضرورت‌ها، انجام داده بودند. به عنوان مثال بهرام قبادی (که آن زمان دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران بود) مطالعه‌ی جامعی پیرامون مسأله‌ی ارضی در ایران دارد، که در آن زمان به رفقای بالای سازمان داده است. یا اندکی پس از قیام سیاهکل، برخی اعضای باقی مانده، با هدایت حمید اشرف، بررسی‌های جامعه‌شناسی حول محور تأثیر قیام سیاهکل در عامه‌ی مردم را در زادگاه‌های خود انجام داده‌اند.</p>

<p>این نکته هم شایان ذکر  است که چریک‌های فدایی در همان دوران آثار زیادی البته با هزینه‌های جانی بسیار منتشر کردند که مهم‌ترین آن هفت شماره مجله نبرد خلق و نیز کتاب پویان و کتاب احمد زاده بود.</p>

<p>در نهایت می‌توان گفت، جریان مطالعاتی مستمر و گاه انتقادی، چریک‌ها را از قالب‌های بسته تا انداره‌ای نسبت به نسل قبلی یعنی حزب توده دور نگاه داشت. شاید خودانتقادی مدام چریک‌ها - جدا از ارزش‌گذاری و داوری - و انشعابات متعدد در میان آنها تا حدی ناشی از این می‌تواند فرض شود که آنها حداقل در مطالعه دگماتیک عمل نمی‌کردند.</p>

<p><strong>کدام جنبش‌ها الگوی چریک‌های فدایی بود؟ آیا الگوی انقلاب چین را می‌پسندیدند و هدف‌شان انقلاب با مشارکت دهقانان بود؟</strong></p>

<p>باید دید منظور از واژه‌ی الگو چیست؟ اگر منظورتان برنامه‌ی استراتژیک کاری و مبارزاتی است، باید گفت که حداقل سازمان الگو نداشته است و می‌کوشید متناسب با ضروریاتی که تشخیص می‌داد رفتار کند. (به بیان دیگر چریک‌ها یک جریان مستقل از قطب‌های کمونیستی مهم در آن دوران بودند) اگر منظور نمونه‌ای برای الهام‌بخشی است، بله، می‌توان گفت جنبش‌های چریکی آمریکای لاتین، اسپانیا، ویتنام، الجزایر و فلسطین و نیز مبارزات در پرتغال، یونان و سایر جاها الهام‌بخش سازمان چریک‌های فدایی خلق بوده است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">اگر ما پارامتر زمان و گذر و تکامل اطلاعاتی را در تحلیل نبینیم حتما اشتباه کرده‌ایم و ضرورت دارد، اگر قرار است داوری کنیم، معیارهای مشخص برای آن برگزینیم و با چشم و عقل امروزی به گذشته ننگریم، هر چند به زعم من سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، علی‌رغم همه مسائل از پرافتخارترین و پرمایه‌ترین جنبش‌های مردمی تاریخ ایران است که بدون آن، حتما تاریخ کشورمان چیزی کم می‌داشت</span></div></p>

<p>در مورد دوم، باید گفت گرچه در مقاطعی گرایشات مائوئیستی در سازمان وجود داشت، ولی هیچ گاه تئوری مائو، تحت عنوان تئوری کانون (تسخیر شهرها از طریق نفوذ در روستاها و انجام عملیات نظامی از روستاها) به عنوان تئوری مسلط سازمان شناخته نشد.</p>

<p>قیام سیاهکل یک قیام دهقانی نبود، بلکه شورشی از جانب پیشاهنگ انقلابی بود که در روستا رخ داد. چریک‌ها مبنای نظری تئوری کانون که همان نظریه (نیمه مستعمراتی، نیمه فئودالی) بود را تمام عیار قبول نداشتند زیرا آن را کاملاً منطبق بر بستر طبقاتی ایران نمی‌دانستند. بنا براین سازمان چریک‌های فدایی خلق با احزاب و گروه‌های دیگر (همچون رنجبران) در این مورد تفاوت‌های جدی دارد که باید لحاظ شود.<br />
 <br /><br />
<strong>آیا چریک‌ها نگاه مثبتی به شوروی داشتند؟ آیا قرائت استالینیستی از مارکسیسم را می‌پسندیدند؟</strong></p>

<p>سازمان اساساً با نقد و نفی حزب توده هویت و تولد یافت و طبعاً نقد حزب توده جدا از نقد شوروی نمی‌توانست باشد. در همان سال‌ها هیچ‌گاه شوروی و حزب توده سازمان را به عنوان جریان سوسیالیستی و انقلابی تلقی نکردند و بارها در رادیو پیک ایران که از پراگ پخش می‌شد، چریک‌های فدایی با عناوینی چون نارودنیک‌ها (تروریست‌های آنارشیست دوران قبل از انقلاب اکتبر) نقد شده‌اند. چریک‌ها در موضوع استقلال عمل بسیار حساس بودند. </p>

<p>در دوره‌ای، شوروی از طریق ژنرال پناهیان در عراق، پیشنهاد همکاری و کمک تسلیحاتی و مالی به سازمان را داده بود. صفاری آشتیانی – به نمایندگی از سازمان- این پیشنهاد را نپذیرفت. ولی باید گفت که علی‌رغم این مسائل، چریک‌ها – با توجه به روح زمانه و درکی که تالی آن زمان بود وبا رهیافت ها و اطلاعات کنونی قابل قیاس نیست – کمتر مواضع ضد شوروی گرفته‌اند. البته افراد مستقلی در سازمان بوده‌اند که بارها شوروی را – به ویژه در ارتباط  داشتن با رژیم های سرکوب‌گر مانند شاه – نقد کرده‌اند. (البته باید بگویم طی دورانی بنا به دلایلی که بر من روشن نیست، که شاید نفوذ تئوریک حمید مومنی در نبرد خلق بوده باشد،  دو مقاله در ستایش استالین و مائو نوشته شده است).</p>

<p>روایت مارکسیستی مسلط در سازمان قرائتی انقلابی و شورشی بود که نمی‌توان گفت استالینیستی نامیده می‌شود. شاید بشود گفت که ادبیات مارکسیستی سازمان بیشتر رهایی‌بخش بود تا معطوف به قدرت سیاسی. از این رو نمی‌توان آن را به قرائت نظام‌محور و دولت‌گرای استالین از مارکسیسم نسبت داد. بدیهی است کتاب‌های استالین نزد چریک‌ها خوانده و بحث می‌شد ولی گرایش غالب سازمان را در بر نمی‌گرفت. با همه‌ی این ها من واقعاً نمی‌دانم پس از پیروزی قیام ۵۷، چگونه عکس استالین در صفحه‌ی اول نشریه‌ی کار (وابسته به سازمان) با تحسین، در سال‌روزتولد او جای گرفت!</p>

<p>شاید لازم باشد تأکید کرده باشم که اگر ما پارامتر زمان و گذر و تکامل اطلاعاتی را در تحلیل نبینیم حتما اشتباه کرده‌ایم و ضرورت دارد، اگر قرار است داوری کنیم، معیارهای مشخص برای آن برگزینیم و با چشم و عقل امروزی به گذشته ننگریم، هر چند به زعم من سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، علی‌رغم همه مسائل از پرافتخارترین و پرمایه‌ترین جنبش‌های مردمی تاریخ ایران است که بدون آن، حتما تاریخ کشورمان چیزی کم می‌داشت.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://www.zamaaneh.com/friday/2010/03/post_344.html</link>
<guid>http://www.zamaaneh.com/friday/2010/03/post_344.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گوی سیاست</category>


<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 22:08:35 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>پروین اردلان: این جایزه تقدیم به روزنامه‌نگاران دربند</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>سازمان گزارش‌گران بدون مرز با همکاری گوگل، بزرگ‌ترین جستجوگر اینترنتی در جهان نخستین جایزه‌ی شهروند نت را طی مراسمی در پاریس به فعالان زن ایرانی که سایت اینترنتی تغییر برای برابری را پایه گذاشتند اهدا کرد. این جایزه به پروین اردلان، روزنامه‌نگار و از پایه‌گذاران این سایت که برای شرکت در همین مراسم به پاریس آمده بود اهدا شد.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100312_PM_1_adibzadeh_woman_awards.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>این جایزه در آغاز روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنتی هر سال در ۱۲ مارس برپا می‌شود و امسال، از میان ۵ نامزد دیگر به سایت تغییر برای برابری تعلق گرفت. در مراسم دیشب (پنج‌شنبه) که در مرکز گوگل پاریس با حضور تعدادی از روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر برپا شد، پروین اردلان روزنامه‌نگار و فعال دفاع از حقوق زنان جایزه‌ی شهروند نت را از دست ژان ماری کلمبانی روزنامه‌نگار معروف فرانسوی دریافت نمود و آن را به همه‌ی روزنامه‌نگارانی که در راه مبارزه‌ برای آزادی بیان در ایران قربانی شده‌اند و به زندان رفته‌اند تقدیم کرد.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/023.JPG' /><br/>
<small><small>پروین اردلان</small></small>


</p>

<p>«من انتخاب این جایزه را به فال نیک می‌گیرم زیرا فکر می‌کنم این تنها یک جایزه نیست، خبرنگاران بدون مرز سال‌ها است که در زمینه‌ی آزادی بیان و حمایت از فعالانی که برای آزادی بیان تلاش می‌کنند، مبارزه می‌کند و تمام اخبار آن‌ها را انعکاس می‌دهد.</p>

<p>شرکت گوگل هم حداقل برای من که در ایران زندگی می‌کردم در حمایت از حرکت جنبش‌ها خیلی نقش موثری داشته است. حداقل جی‌میل برای ما تا به حال یک مکان امن بوده است. مورد سومی را که من در این پیوند می‌بینم و می‌توانم راجع به آن حرف بزنم بحث ورود زنان به عرصه‌ی سایبری است که فکر می‌کنم انتخاب سوم شاید به این دلیل بوده باشد، منظورم این است که خبرنگاران بدون مرز از یک طرف و کمپانی گوگل از طرف دیگر. ولی انتخاب یک روش زنانه و به کار بردن این روش و این شیوه در عرصه‌ی سایبری یکی از تاثیرات مهمی است که از جهت آن باید به خودمان مغرور باشیم زیرا در این عرصه بخش سوم این پیوند را تشکیل دادیم.</p>

<p>سایت تغییر برای برابری تا کنون ۲۲ بار فیلتر شده است. این حداقل نشان از مقاومتی دارد که سال‌هاست در جریان است. این مقاومت از فضای واقعی وارد فضای مجازی شد، در حقیقت جنبش زنان ایران سال‌ها است که مقاومت می‌کند و ادامه می‌دهد. به همین دلیل است که وقتی به عرصه‌ی سایبری نیز وارد می‌شود سعی می‌کند شیوه‌ی دموکراتیک و افقی خودش را که ما همیشه از آن نام می‌بریم در آن عرصه هم وارد کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/001.JPG' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>بنابراین آن چیزی که در ادامه‌ی این حرکت لازم است، وجود این حرکت زنانه در فعالیت‌های اینترنتی و سایبری است. حرفم را خلاصه می‌کنم، در کنار حرکت فعالانه آزادی بیان، کاری که خبرنگاران بدون مرز انجام می‌دهند و در کنار دانش تکنولوژی که گوگل در این عرصه وارد می‌کند، یک حرکت زنانه و افقی و دموکراتیک لازم است که این حرکت را پر بها بکند. ما حداقل سال‌ها است که در یک جامعه‌ی تمامیت‌خواه سعی کردیم روش‌های دموکراتیک را وارد کنیم و آن‌ها را نه وادار به واکنش، حداقل وادار به عمل کنیم.</p>

<p>اگر این مقاومت مدنی را ادامه دهیم حداقل می‌توانیم با پیوند این ۳ حرکت حداقل یک جنبش بدون مرز داشته باشیم، یعنی وقتی که خبرنگاران بدون مرز داریم لازمه‌اش این است که در کنارش ما نیز یک جنبش بدون مرز را شکل دهیم. بنابراین فکر می‌کنم اگر همه‌ی ما روی یک رسانه‌ی اجتماعی بدون مرز فکر کنیم در برابر خیلی از ضد جنبش‌های غیر دموکراتیک می‌توانیم موثر عمل کنیم.</p>

<p>بنابراین ممنونم برای این‌ جایزه، این جایزه نه به من و نه حتی به تمام بچه‌های کمپین، بلکه فکر می‌کنم این جایزه به تمام کسانی تعلق دارد که هم برای آزادی بیان تلاش می‌کنند، هم دانش آن را به ما می‌دهند و هم دارند در زندان‌ها برایش هزینه پرداخت می‌کنند. بنابراین مبارک همه‌ی آن‌ها باشد، خیلی ممنون.»</p>

<p><strong>در مراسم اهدای نخستین جایزه‌ی شهروند نت، ژان فرانسوا ژولیا دبیر کل سازمان گزارش‌گران بدون مرز طی سخنانی گفت از زمان دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران اینترنت نقش مهمی در دفاع از آزادی‌های اساسی و دموکراسی در ایران داشته است. او وبلاگ‌نویسان ایرانی را بسیار فعال و با شهامت توصیف کرد و گفت بدون شهامت و عزم راسخ آنان از اطلاعات لازم برای جهان محروم هستیم، پس از پایان مراسم اهدای نخستین جایزه‌ی شهروند نت به سایت تغییر برای برابری زنان ایران، گفت‌و‌گوی اختصاصی با خانم پروین اردلان داشتم:</strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/027.JPG' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>خانم اردلان به شما و تمام زنان ایرانی که برای آزادی بیان تلاش می‌کنند تبریک می‌گویم، می‌خواهم احساس شما را از گرفتن این جایزه بپرسم؟</strong></p>

<p>فکر می‌کنم ما هم‌چنان باید برای شکل‌گیری جنبش خودمان و داشتن یک رسانه برای این جنبش تلاش کنیم. رسانه‌ای که بتواند هم موقعیت برابر فعالان جنبش را در برابر خودش حفظ کند و هم بتواند خواسته‌های خودش را مطرح کند و از ایرارشی و سلسله مراتب به دور باشد زیرا تک‌صدایی شدن رسانه‌ها همیشه به ضرر جنبش‌ها بوده است بنابراین ما یک جنبش بدون مرز می‌خواهیم، یک رسانه‌ی جنبشی بدون مرز. </p>

<p><strong>۵ نامزد برای برنده‌شدن این جایزه که برای نخستین‌بار از طرف سازمان گزارش‌گران بدون مرز اهدا می‌شود، حضور داشتند و شما به عنوان نماینده‌ی سایت تغییر برای برابری این جایزه‌ی ارزشمند را گرفتید، فکر می‌کردید این سایت چنین موفقیتی به دست بیاورد؟</strong></p>

<p>نه الزاما سایت ما بلکه فکر می‌کنم پوشش رسانه‌ای همه‌ی زنانی که در همه‌ی این سال‌ها سعی کردند که هم در عرصه‌ی دنیای واقعی و هم مجازی اطلاع‌رسانی کنند، موثر بوده است. بنابراین، این جایزه واقعا متعلق به تمام زنان ایران است.</p>

<p><strong>فکر می‌کنید این جایزه چه تاثیری در تصویر کار کسانی که در این راه قدم می‌گذارند داشته باشد؟</strong></p>

<p>قطعا خیلی موثر هست زیرا بحث‌هایی را که جنبش زنان در این خصوص مطرح کرده است و به خصوص ما که در تغییر برای برابری و کمپین یک میلیون امضا بر موقعیت برابر تاکید داشتیم، حالا به سمت جایی حرکت می‌کند که بتواند قدرت جنبش‌ها را افزایش دهد. یعنی این‌طور حرکت‌ها که هم بتواند تکنولوژی را در خدمت اطلاعات بگیرد و کمک‌ کند که این اطلاع رسانی‌ها یک‌سویه نباشد، همان چیزی است که ما سال‌ها است برایش در قسمت حاشیه تلاش می‌کنیم و این خیلی موثر است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/005.JPG' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>شما گفتید که ۲۱ بار این سایت فیلتر شد، در حال حاضر چه موقعیتی دارد؟</strong></p>

<p>در حال حاضر فیلتر نیست و با دومین جدیدش کار می‌کند.</p>

<p><strong>آیا از همکاران این سایت کسی در زندان هست؟</strong></p>

<p>نه ولی از فعالان کمپین تعدادی در زندان هستند. کاوه کرمانشاهی از فعالان کمپین و از فعالان حقوق بشر در زندان است. از دیگر بچه‌ها نیز اکثرشان در زندان نیستند اما حکم گرفتند و یا منتظر دادگاهند.</p>

<p><strong>سوال آخرم این است که کار یک میلیون امضا به کجا کشید؟</strong></p>

<p>یک میلیون امضا بعد از اتفاقاتی که افتاد کارش را ادامه می‌دهد منتهی فعلا خیلی در حوزه‌ی اطلاع‌رسانی فعال نیست. اما چیزی که در این ماه‌ها مطرح بود شیوه‌ای بود که کمپین یک میلیون امضا به‌کار گرفت و توانست این شیوه را در سطح جامعه گسترش دهد. شیوه‌ای‌ که مفهومی برای برابری‌خواهی بود.</p>

<p>از این منظر می‌توانم بگویم کمپین در این حوزه با تعداد برابری‌خواهانی که در بخش‌های دیگر جنبش‌های اجتماعی افزایش پیدا کرده‌اند، همچنان به فعالیت ادامه می‌دهد. یکی از دلایل افزایش برابری‌خواهی می‌تواند فعالیت‌های دموکراتیکی باشد که گروه‌های مختلف جنبش‌های اجتماعی از جمله کمپین یک میلیون امضا در پیش گرفته‌اند. می‌خواهم بگویم از جهت روشی کارش ادامه دارد، اما به لحاظ جمع‌آوری امضا افت و خیز دارد.</p>

<p><strong>گفتید این جایزه را به خیلی‌ها از جمله زنان ایرانی و کسانی که در راه آزادی بیان تلاش می‌کنند هدیه دادید؟</strong></p>

<p>من هدیه ندادم بلکه گفتم این جایزه به تمام کسانی که این حرکت را پیش بردند تعلق دارد. بنابراین ما این جایزه‌ها را فقط برای این‌که یادمان نرود می‌توان هم اطلاع‌رسانی و هم کار دموکراتیک کرد و جنبشی که وجود دارد را به حرکت آورد، دریافت می‌کنیم. این حرکت با نقد مداوم رو‌به‌رو است.‌ آن‌کس که قدرت دارد باید مرتب نقد شود، آن‌کس که اطلاع‌رسانی می‌کند باید مرتب حرکت کند و کسی که مثل ما جزو زنانی است که در قدرت نیستند باید این حرکت را نقد مداوم کند تا جریان دموکراتیک آن را از بین نبرد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/030.JPG' /><br/>
<small><small>عکس‌ها؛ ایرج ادیب‌زاده، زمانه</small></small>


</p>

<p>بنابراین منظورم این بود که چنین جایزه‌ای قاعدتا از آن همه‌ی کسانی است که در این حرکت هستند، ولی بیش از آن در حال حاضر به خیلی از دوستانی که به دلیل خواستن حقوق مدنی خود در زندان هستند، تعلق دارد و فکر می‌کنم این یک‌جور پاسداری از حقوق آنان است حتی اگر خودشان نباشند. </p>

<p><strong>شما خودتان چه‌کار می‌کنید خانم اردلان؟</strong></p>

<p>من روزنامه‌نگار، وب نگار و از فعالان سایت کمپین هستم و در حوزه‌ی زنان مشغولم.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/03/post_62.html</link>
<guid>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/03/post_62.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>


<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 22:02:54 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>در باره‌ی بخشایش</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>پس از انتخابات در شهرهای اروپا، ایرانیان تظاهرات مختلفی برپا کردند. یکی از دوستان من که دختری محجبه است، فعالانه در این تظاهرات شرکت می‌کرد. روزی بعد از برگزاری یکی از این تظاهرات وقتی با او صحبت می‌کردم بسیار کلافه بود. ظاهرا او تنها زن محجبه جمع تظاهرکننده بوده است و از همین رو رفتار زنان بی‌حجاب با او چندان مهربان نبوده است.</p>

<p>گرچه از رفتار زننده‌ای صحبت نمی‌کرد. اما می‌گفت به من چنان نگاه می‌کردند گویی که من قانون اجباری‌بودن حجاب را وضع کرده‌ام. این نگاه و کنایه‌های گاه و بی‌گاه آزرده‌اش کرده بود. به او گفتم خودت را بگذار جای آنها، سی‌سال زندگی در زیر سایه چنین زور و چنین اجباری سخت است. بلافاصله گفت: «او هم باید خودش را جای من بگذارد نه؟ من که اینجا هستم خوب قطعا با این قانون و خیلی چیزهای دیگر مشابه آن مخالفم. او نباید این را درک کند؟» سکوت کردم، جوابی نداشتم. راست می‌گفت، این داستان کوتاه بارها و بارها به شکل‌های گوناگون تکرار شده است.</p>

<p>دست‌ کم من در زندگی‌ام بارها دیده‌ام افراد سکولاری (این کلمه را به معنایی عقل سلیمی به کار می‌برم) که دوست دارند کنایه‌ای نیش‌دار حواله دین‌داران دموکرات بکنند. گاهی البته کار به جای باریک می‌کشد. دوطرف که در یک جبهه سیاسی هم هستند، سخت به هم می‌تازند. گذشته هم‌دیگر را به یاد هم می‌آورند. طرف سکولار با لحن تحقیرآمیزی می‌گوید: «حالا شما از کی دموکرات شده‌اید؟ قبلا چه‌کاره بودید؟» طرف دین‌دار ناگهان از مواضع دموکراتش عقب‌نشینی می‌کند و می‌گوید: «اکثریت جامعه با ما هستند شما چه کاره‌اید؟» این دعوا چیزی‌ست مثل تونل زمان، ما را به راحتی به نبردهای سیاسی سی‌سال پیش می‌برد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/forgiveness-1.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>این ماجرا البته فقط در سطح روابط شخصی نمانده است و مشکل همین‌جا است. وقتی این تنش به سیاست‌مداران و روشن‌فکران سرشناس کشور هم سرایت می‌کند، باید گفت با معضل مهمی مواجه‌ایم. روزی نیست که بحث جدیدی درباره «عبدالکریم سروش و انقلاب فرهنگی» راه نیفتد. این که او فلان نامه را در فلان تاریخ امضاء کرده است بنابراین مجرم شناخته شده و محکوم ابدی‌ست، یا این که فلان چهره فعلی ایوزیسیون قبلا در سپاه پاسداران بوده پس آدمی‌ست ذاتا جنایتکار، یا این‌که میرحسین موسوی بالاخره از حکومت است و بنابراین نمی‌تواند دموکرات باشد.</p>

<p>البته ماجرا به این‌جا ختم نمی‌شود. گاهی اینجا و آنجا به گونه‌ای پوشیده‌تر می‌شنویم که بخش‌هایی در جامعه هستند که اصولا دموکراسی را نمی‌فهمند. باید آنان را حذف کرد و با بقیه حکومتی دموکراتیک ساخت. کاملا شبیه به آن رویای مشهور کمونیستی که در صورت بروز جنگ جهانی اضافی‌های جهان را می‌کشیم و با باقیمانده ـ اگر باقیمانده‌ای باشد ـ آرمان‌شهر کمونیستی را برپا می‌کنیم.</p>

<p>مشکل از کجاست؟ چرا هر روز با تنش تلخ، آن هم درون جبهه دموکراسی‌خواهی مواجه‌ایم؟<br />
شکی نیست که در طول این سی‌سال ظلم بی‌اندازه‌ای بر شهروندان سکولار ایران رفته است. بخشی از دین‌داران که دولت را در اختیار گرفته‌اند شیوه زندگی خود را سال‌هاست بر همه مردم این سرزمین تحمیل می‌کنند. بگیر و ببند کرده‌اند، ترسانده‌اند، و حتی کشته‌اند.</p>

<p>اما تاریخ را تحریف کرده‌ایم اگر بگوییم«همه» دین‌داران چنین بوده‌اند. بخشی از دین‌داران هم بوده‌اند ـ  به‌ تدریج بر شمارشان افزوده هم شده است ـ که نه تنها مخالف این تحمیل بوده‌اند که شجاعانه و ستایش‌برانگیز علیه آن مبارزه کرده‌اند. اما ـ نکته در این جاست ـ پاره‌ای ازشهروندان سکولار هنوز خاطره «‌ایست بازرسی‌های دهه شصت»، حمله‌های ناگهانی به درون خانه‌ها، تحمیل تحقیرآمیز حجاب، پاکسازی‌ها، و بالاخره زندان‌ها و شکنجه‌ها و کشتارها را در دل دارند. آنان هنوز این همه را نبخشیده‌اند. آیا آنان باید ببخشند؟ بخشایش چیست؟</p>

<p>بخشایش تصمیمی است که از همه قانون‌ها و نظام‌های حقوقی می‌گریزد. بخشایش جلوه‌ای ناب است از نوعی توان بالقوه انسانی که لزوما در قانون درج نشده و تصمیمی فراسوی قواعد معمول است. اما نکته مهم این‌جاست که اگر بخشایشی در کار هست باید همین‌جا و همین اکنون باشد. مهم‌ترین خطای ملت‌ها این است که بخشایش را به آینده‌ای دور حواله دهند. آینده‌ای که در آن به همه حساب‌ها رسیده شده است. آن آینده معمولا نخواهد آمد و بخشایش تا ابد به تعویق خواهد افتاد. ظاهرا در مورد ما، این آینده، جامعه‌ایست دموکراتیک.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/forgiveness-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اما باید بدانیم تا نبخشیم دموکراسی نخواهد آمد. دموکراسی حکومتی است که بخشایش در آن هم‌چون نهادی اساسی عمل می‌کند. نظام دموکراتیک جلوه‌ای سکولارشده از این باور در ادیان ابراهیمی است که انسان خطاکار است و در نظام الهی همیشه جایی برای بخشایش هست. بخشایش وعده آزادی است. انسان خطاکار است و اگر بخشایشی وجود نداشته باشد همه آدمیان با نخستین گناه باید تاوان آن را پس دهند. در این صورت زندگی بشری چیزی نخواهد بود جز وحشتی طولانی و بدون آزادی.</p>

<p>روی دیگر بخشایش، احساس گناه است. این کلمه را تنها در معنایی دینی به کار نمی‌برم. احساس گناه ـ البته اگر به خودآزاری نیانجامد ـ بر احساس مسئولیت اخلاقی در قبال خود و دیگری می‌افزاید. احساس گناه نباید تنها در قبال اشتباهات فردی باشد.</p>

<p>ما باید در قبال گناهان جمعی نیز مسئول باشیم. وقتی در جوامع کمونیستی به نام کمونیسم آدم می‌کشند، همه مارکسیست‌ها باید احساس مسئولیت کنند و درباره مارکسیسم دوباره بیندیشند. حتی اگر در آن کشتارها نقشی نداشته‌اند.</p>

<p>در آنچه در این سی‌سال گذشته است همه ما مسئولیم. مساله این نیست که کاری کرده‌ایم یا نکرده‌ایم. ما از آن حیث که بخشی از جامعه هستیم مستقیم یا غیرمستقیم در آنچه روی می‌دهد مسئولیم. هم سکولارها و هم دین‌داران در آنچه در این سی‌سال روی داده نقش داشته‌اند. همه ما باید یک‌بار برای همیشه هم‌دیگر را ببخشیم. این بخشایش هم معنایی فردی دارد و هم جمعی. هم تک‌ تک ما باید یکدیگر را ببخشیم و هم بخشایش را به عنوان استراتژی جنبش سبز دنبال کنیم. همان‌طور که استراتژی جنبش‌های فاشیستی کینه‌توزی است.</p>

<p>بسیار گفته‌اند که ابزار دموکراسی گفتگوست. یکی از چیزهایی که در این گفتگو باید به آن بپردازیم این است که به هم گوش دهیم. سکولارها باید تلاش دین‌داران برای قائق‌آمدن بر مشکلات دین‌داربودن در عصر مدرن را جدی بگیرند. درست است که این مساله آنان نیست، اما مساله بخش بزرگی از جامعه ایران است. سکولارها باید به تلاش‌های دین‌داران برای ساختن چهره‌ای دموکراتیک از اسلام احترام بگذارند. از همه مهمتر باید بپذیرند در آنچه رخ داده آنان نیز نقش داشته‌اند. یک‌بار برای همیشه و همین حالا همه آن خاطرات تلخ را ببخشند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/03/post_26.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/03/post_26.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شهرـ پرسه‌نگار</category>


<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 22:00:06 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>وضعیت دشوار روزنامه‌نگاران گریخته از ایران</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>فشار و اعمال محدودیت علیه روزنامه نگاران در ایران ادامه دارد. نه فقط بیش از ۵۰ روزنامه‌نگار به احکام زندان دراز مدت محکوم شده و یا همچنان بلاتکلیف در بازداشت بسر می برند، بلکه خیل روزنامه نگارانی که به اجبار از ایران گریخته‌اند نیز در کشورهای همسایه ایران وضع نامطلوبی دارند و حتی از آزار نیروهای امنیتی در خارج از مرزها نیز در امان نیستند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100311_PM1_Alavi_RezaMoini_Alavi_final.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>چه امکاناتی در اختیار نهادهای مدافع حقوق بشر برای حمایت از این روزنامه نگاران است؟ چه دولت‌هایی و تحت چه قوانینی، به عنوان کشور ثالث پذیرای این تبعیدیان می‌شوند؟ </p>

<p>رضا معینی مسئول بخش ایران گزارش‌گران بدون مرز در گفت‌وگو با زمانه به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد:</small></strong></p>

<p>واقعیت این‌است که در اواخر تیرماه تعدادی از روزنامه‌نگارانی که تحت تعقیب قرار گرفته بودند، مجبور به ترک ایران شدند. به مرور زمان تعدادشان اضافه شد و در آبان‌ماه بیش از ۶۰ پرونده در مقابل ما قرار داشت. بنا به اطلاعاتی که ما داشتیم، همزمان و در سه رده بندی روزنامه‌نگاران، روزنامه‌نگاران آن‌لاین و وبلاگ‌نویسان، موج مهاجرت یا تبعید و ترک کشور آغاز شده بود.</p>

<p>این تعداد روزنامه‌نگار از ایران خارج شدند و در کشورهای مختلف همسایه حضور داشتند و حتی بعضی وقت‌ها در بعضی کشورهایی که ما فکرش را نمی‌کردیم بودند، از جمله در جریان درگیری‌های داخلی پاکستان، ما دو روزنامه نگار در بلوچستان داشتیم.</p>

<p>در هر صورت این روند همچنان ادامه دارد. در ایران طبق آخرین آماری‌ که ما داده‌ایم، نزدیک به ۱۲۰نفر بازداشت شدند، تعدادی آزاد شدند ولی هنوز بازداشت و آزادی متناوب روزنامه‌نگاران ادامه دارد. در یک کلام سرکوب هنوز به پایان نرسیده است. در هر صورت حق مسافرت و حق انتخاب محل زندگی از جمله حقوق بشر است. اما این تعداد که آمدند بیرون، تبعیدیان هستند، یعنی روزنامه‌نگارانی هستند که نمی‌توانستند کارشان را در ایران انجام بدهند و تحت تعقیب بودند.</p>

<p><strong>بعد از خروج اجباری روزنامه‌نگاران از ایران، مرحله‌ی پذیرش آن‌ها در کشور ثالث به ویژه در اروپا مطرح می شود. گزارشگران بدون مرز با توجه به این‌که در این زمینه پوششی بین المللی و وسیع‌تر از ایران دارد، تا کنون چه امکاناتی داشته و با چه موانعی رو‌به‌رو بوده است؟</strong></p>

<p>ببینید این مسئله ای خیلی جدی هست و تا کنون بحثی در این رابطه در رسانه‌های ما انجام نشده است. من اگر بخواهم به طور مشخص بگویم، سازمان گزارشگران بدون مرز، سازمان دفاع از آزادی مطبوعات در جهان و دفاع از روزنامه‌نگارانی است که برای ابراز آزادانه‌ی نظرشان یا فعالیت‌های مطبوعاتی‌شان به زندان می‌افتند. </p>

<p>اگر مجموعه‌ای از وظایفمان را بخواهم تعریف کنم، کمک معنوی به روزنامه‌نگارانی است که به دلیل فعالیت مطبوعاتی در سراسر جهان مجبور به ترک کشور می‌شوند. تا کنون هم رویه‌ی ما این بوده است.</p>

<p>مثلا روزنامه‌نگاری که از سومالی تحت فشار قرار گرفته و از کشور خارج شده است، توانسته‌ایم در رابطه با کمیساریای عالی پناهندگی، پس از تحقیق راجع به این‌که واقعا به دلیل فعالیت‌های مطبوعاتی از کشور خارج شده است، درباره او به کمیساریای عالی حقوق بشر تاییدیه بدهیم.</p>

<p>زمانی هم که احتیاج مالی وجود داشته است و در حد وسع خودمان توانسته ایم، کمک‌های خیلی جزیی هم انجام داده‌ایم. باید تاکید کنم که در این رابطه سازمان گزارشگران بدون مرز هیچ منبع و امکان مالی ندارد. ما در سال ۳ آلبوم تولید می‌کنیم، بیشترین درآمد ما از این سه آلبوم و حق عضویتی است که به ما می‌دهند.</p>

<p>گزارشگران بدون مرز از هیچ منبع دولتی پول نمی‌گیرد. بودجه‌ی ما روی سایتمان هست و به طور مشخص می‌تواند بررسی شود. بنابراین یک مشکل عمده‌ی ما در کمک به روزنامه‌نگاران نداشتن پول بوده است. به همین خاطر در آبان‌ماه گزارشگران، فراخوانی را برای همیاری با روزنامه‌نگاران تبعیدی از ایران منتشر کرد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/rezanikan342.jpg' /><br/>
<small><small>رضا معینی، عکس از نیک آهنگ کوثر / زمانه</small></small>


</p>

<p>روزنامه‌نگاران ایرانی اگر چه در سراسر کشور‌های همسایه پخش شده اند، ولی به شکل مشخص، تابع نظم پناهندگی در سراسر جهان هستند. یعنی گزارشگران حقوق بشر و هیچ‌کدام از سازمان‌های مدافع حقوق بشر، مسئولیت اصلی را در این رابطه نداشتند، ندارند و نخواهند داشت.</p>

<p><strong>آیا برای حمایت از روزنامه نگاران، نهاد‌های بین‌المللی دیگری همراه گزارشگران بدون مرز این کار را انجام می‌دهند و همکاری بین این نهادها وجود دارد؟</strong></p>

<p>بله، تا جایی که امکان داشتیم با برخی نهاد‌ها مثل کمیته‌ی بین المللی حمایت از روزنامه‌نگاران، همکاری‌های نزدیکی داریم و بخشی از کمک‌های مشخص را از این طریق با هم در اختیار روزنامه‌نگاران قرار می‌دهیم.</p>

<p><strong>در ارتباط با پناهنده‌پذیری به ویژه در کشور‌های اروپایی، تا کنون چه کشورهایی بیشتر کمک کرده‌اند و امکاناتی را فراهم کرده‌اند؟</strong></p>

<p>واقعیت این است که کشور‌های امضا کننده‌ی  کنوانسیون مربوط به پناهندگی ژنو، خودشان راسا اقدام به بررسی پرونده‌ی پناهنده می‌کنند و پرونده را می‌پذیرند. کشورهای غیر امضا کننده‌ی کنوانسیون ژنو و حتی کشور‌هایی که امضا کرده‌اند اما پناهنده‌پذیر نیستند، مثل ترکیه، پاکستان، عراق و دیگر کشور‌ها، دفتر کمیساریای عالی پناهندگان در آن‌جا هست. این دفتر مسئول رسیدگی به امور پناهندگان است. </p>

<p>اگر این دفتر در مرحله اول به روزنامه‌نگاران پناهندگی دهد، مرجله‌ی بعدی ثبت‌نام برای کشور ثالث است. یعنی کشور‌هایی که سهمیه‌ی پناهندگی دارند آن‌جا مراجعه می‌کنند و بنا به لیستی که خود کمیساریای عالی پناهدگی دارد، پناهندگان را می‌پذیرند و می‌برند.</p>

<p><strong>آیا پذیرش از طرف این کشورها هر ساله و طبق روال معینی هست و در این زمینه تعهدی به سازمان ملل یا  نهاد بین المللی دیگری دارند؟</strong></p>

<p>این کشور‌ها با کمیساریای عالی پناهندگی قرارداد دارند و به صورت دوره‌ای پناهده می‌پذیرند. بعضی کشور‌ها هم به صورت مستقیم می‌پذیرند. در این سال‌ها روزنامه‌نگاران زیادی از سراسر جهان بودند که به آن‌جا آمدند و این مراحل را طی کردند. متاسفانه به دلیل این‌که تعداد پناهندگان به ویژه در ترکیه زیاد است، طی این مراحل طولانی است. من روزنامه‌نگارانی را از افغانستان، کردستان و ایران می‌شناسم که در حدود ۲ سال این‌جا منتظر بودند تا نوبتشان برسد و بعد به کشور ثالث منتقل شده‌اند.</p>

<p><strong>آیا این کشور‌های ثالث، از طریق اقدامات گزارشگران بدون مرز، توجه ویژه به شرایط  کنونی ایران، بویژه در ارتباط با رویدادهای پس از انتخابات، دارند؟</strong></p>

<p>آن‌چه که برای ما مهم بود، نه در مورد همه ولی در مورد بخشی از روزنامه‌نگاران این بود که در خطر بودند، یعنی به دلایل مختلفی تحت تعقیب قرار گرفته بودند و حتی در کشور‌های همسایه هم مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتند. به همین دلیل و با توجه به وضعیت کلی ایران، ما در همان شهریور ماه یک نامه برای ۲۷ کشور اروپایی، آمریکا، کانادا، استرالیا و چند کشور دیگر فرستادیم و در این نامه مسئله‌ای را به عنوان "ویزا برای آزادی" طرح  کردیم.</p>

<p>ما ضمن احترام به کنوانسیون ژنو که به نظرمان کنوانسیونی برای پناهندگان و لازم و ضروری و غیر قابل نقض است و بر خلاف آن‌چه که در بسیاری کشور‌های غربی نیروهای خاصی یعنی نیروهای شبه فاشیستی و راست، در تلاشند که این کنوانسیون را از بین ببرند، ما با احترام به این کنوانسیون، به این کشورها توصیه کردیم که ویزایی برای آزادی درست بشود تا به برخی از روزنامه‌نگاران که در شرایط اضطراری هستند این ویزا را بدهیم.</p>

<p>بعضی از این کشور‌ها  به ما صریحا پاسخ منفی دادند و گفتند که ما بوسیله کمیساریای عالی پناهندگی سهمیه داریم و از سهمیه‌ای که طی همان روند همیشگی اجرا می‌شود، پناهنده می‌پذیریم.</p>

<p>بعضی دیگر از کشورها کمک کردند و پذیرفتند، حتی بدون این‌که رسما به ما بگویند و ما همان زمان از تعداد لیستی که داشتیم، حدودا ۶۰ نفر را به همین کشور‌ها معرفی کردیم.</p>

<p><strong>شما اشاره کردید که روزنامه‌نگاران خارج شده از ایران، در کشور‌های همسایه هم مورد پیگرد یا آزار واذیت بوده‌اند، منظورتان مشخصا از طرف دولت ایران است؟</strong></p>

<p>بخشا می‌توانیم بگوییم بله، زیرا در این رابطه تحقیقات مشخصی نکرده‌ایم، اما به گفته‌ی بخشی از این خبرنگاران، بله از طرف دولت ایران یا برخی هواداران دولت ایران، در کشورهای همسایه اقداماتی علیه پناهندگان و به شکل عمومی علیه این روزنامه‌نگاران شده بود.</p>

<p>البته خیلی مشخص بگویم که تعداد بسیار محدودی بودند، ولی این تقاضا را در هر صورت دادیم که بعضی از کشورها با آن موافقت کردند و بعضی نکردند و حتی به ما تذکر دادند که ما سازمان مدافع حقوق بشریم و در این رابطه نباید استثنا خاصی در رابطه با روزنامه‌نگاران و پناهندگان قائل شویم.</p>

<p>حتی برخی به ما گفتند شما حق ندارید در رابطه‌ی بین سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگان دخالت کنید و نوعی درخواست این‌گونه و ارجحیت دادن پرونده‌ی عده‌ای بر عده‌ای دیگر را طرح کنید.</p>

<p><strong>اگر بخواهیم وضعیت روزنامه نگاران گریخته از ایران را با دیگر کشورها مقایسه بکنیم، شما آن را چگونه می‌بینید؟</strong></p>

<p>من اگر بخواهم خیلی مشخص بگویم، راستش حدیث و صحبت در مورد این کاری که ما انجام دادیم زیاد شده است، ولی گزارش کلی ما را ابتدا هیئت مدیره‌ی گزارشگران باید ببیند و تصویب کند و بعد منتشر کنیم. در این گزارش مشخص می‌شود که چه مقدار کمک شده است. اما واقعیت این است که روزنامه‌نگاران زیادی هم داریم که در شرایط بسیار بدتری به‌سر می‌برند.</p>

<p><strong>در مقایسه با ایران؟</strong></p>

<p>بله، ما در سومالی بیش از ۵۰ روزنامه‌نگار داریم که در وضعیت بسیار اسف‌بار و بدی به‌سر می‌برند، در وضعیتی که شاید دوستان پناهنده‌ای که در ترکیه، عراق یا حتی پاکستان و هند به سر می‌برند، اگر حضور داشتند و می‌دیدند، خودشان مقایسه می کردند.</p>

<p>یعنی زیر چادرها، تحت فشار و هر لحظه منتظر کشته شدن هستند. همچنین وضعیت بسیار اسفباری در سودان و اریتره است. ولی این یک مجموعه‌ی کلی هست که وضعیت نامساعد پناهندگان در سراسر جهان است و اگر هر سال آمار کمیساریای عالی پناهندگی را با امکاناتی که دارد ببینیم متوجه می شویم. سازمان های مدافع حقوق بشر به این وضعیت اعتراض کرده‌اند و ما نیز همچنان معترضیم، اما یک نکته را باید دید و آن این است که این سازمان‌ها در حد توان خودشان این کارها را می‌کنند.</p>

<p>می‌توانیم به سایت کمیساریای عالی پناهندگی نگاه کنیم و ببینیم که چه میزان در‌آمد دارد، اما نمی‌تواند به خیلی از پناهندگان حقوق ماهیانه بدهد.</p>

<p>در مجموع پناهندگی شرایط دشواری در سراسر جهان دارد و تنها برای ایرانیان نیست، این شرایط غیرقابل پذیرش است و باید تغییر کند. حتما باید برای تغییر آن تلاش کرد اما شرایطی عمومی است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/03/post_547.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/humanrights/2010/03/post_547.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه و آزادی بيان</category>


<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 20:44:54 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>جای خالی شیوا پر شد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>«شب خوش خانم کلینتون! فردا فقط ۹ برنده خواهید داشت و فعالان ان حقوق بشر ایرانی حق خواهند داشت بپرسند: شما که حتی به یادی از شیوا نظرآهاری فرصت ابراز نمی‏دهید، مبادا خدشه‏ای باشد روی بوم رنگ و روغنی که برپا کرده‏اید، چگونه می‏توانید انتظار داشته باشید باور کنیم که نقض حقوق بشر در ایران، مساله‏‏ای واقعاً جدی برای شما است.»</p>

<p>این بخشی از مطلب منتشر شده در وبلاگ شادی صدر با عنوان «جای خالی شیوا» است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100310_Shokoofeh_Shadi_Sadr.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>دیروز (۹ مارس) شادی صدر با انتشار این مطلب در وبلاگ‏اش، خبر از عدم شرکت و پذیرش جایزه‏ی زن شجاع سال ۲۰۱۰ از سوی وزارت امور خارجه‏ی آمریکا را داد.</p>

<p>این جایزه هر سال به ۱۰ زن شجاع از سراسر جهان اهدا می‏شود. اسامی برندگان امسال این جایزه، روز اول مارس در اطلاعیه‏‏ی مطبوعاتی این سازمان منتشر شد و نام شادی صدر نیز در آن به چشم می‏خورد. <br />
اما تاریخ برگزاری مراسم اهدای جایزه، امروز (۱۰ مارس) بود. شادی قصد داشت این جایزه را به شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر که در زندان به‏سر می‏برد، تقدیم کند.</small></strong></p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/shiva_nazar-ahari.jpg' /><br/>
<small><small>شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشر که در زندان به‏سر می‏برد</small></small>


</p>

<p><strong>او می‏گوید:</strong></p>

<p>راست‏اش، درست همان روزی که اسامی برندگان جایزه‏ی امسال از سوی وزارت خارجه‏ی آمریکا اعلام شد، خبر بازداشت جعفر پناهی و همکاران‏اش و در عین حال خبر قطعی شدن  حکم اعدام محمد علی ولیان، دانشجوی دانشگاه زنجان را شنیدم. در عین حال بحث زندانیان سیاسی و نقض مستمر و گسترده‏ی حقوق بشر در ایران، موضوع کنفرانسی بود که همان روز در آن شرکت داشتم. </p>

<p>موضوع اصلی‏ای که باعث شد من به چنین تصمیمی برسم، این بود که احساس کردم همه‏ی این حرف‏ها، همه‏ی اعتراض‏ها و انتقادهای افرادی مانند من به عدم اقدام یا مؤثر نبودن اقدامات کشورهایی که خود را مدافع حقوق بشر می‏دانند، در مورد نقض حقوق بشر در ایران، نمی‏تواند آن‏قدر مؤثر باشد، مگر این که خودمان دست به اقدامات مؤثر‏تر و معنادارتری بزنیم. </p>

<p>در واقع، این‏جا بود که تصمیم گرفتم به جای این که به واشنگتن برای شرکت در مراسم اهدای جایزه بروم، کاری کنم که از نظر خودم مؤثرتر باشد و بتواند توجه بیشتری را جلب کند. در عین حال همبستگی من را با همه‏ی زندانیان سیاسی و به خصوص شیوا نظرآهاری نشان بدهد.</p>

<p>فکر کردم این کار می‏تواند در دید مخاطبین و رسانه‏ها این معنا را داشته باشد که اگر کسی آن‏جا جای‏اش خالی است، شیوا  نظرآهاری است. کسی که از نظر من، جای او برای یک دقیقه یا حتی یک ثانیه در زندان نیست.</p>

<p><strong>اما چرا شادی صدر تصمیم گرفت این جایزه را نپذیرد؟ او می‏گوید که بحث بر سر اهدای جایزه‏ی او به شیوا نیست. بلکه نکته‏ی اساسی مخالفت برگزارکنندگان با بیان چرایی اهدای جایزه‏ی او به شیوا نظر‏‏‏‏‏‏‏‏آهاری بوده است:</strong></p>

<p>متأسفانه در آخرین مکاتباتی که بین من و برگزار کنندگان مراسم انجام شد، متوجه شدم که پیام من و یا حتی دو نکته‏ی اصلی پیام؛ تقدیم آن به شیوا نظرآهاری و دلیل نیامدن من برای نشان داده شدن جای خالی شیوا در زندگی عادی و طبیعی و عدم برخورداری او از حق آزاد بودن، در مراسم مطرح نخواهد شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/shadi-sadr-0032.jpg' /><br/>
<small><small>شادی صدر</small></small>


</p>

<p><strong>از شادی می‏پرسم، تصمیماتی از این دست چقدر می‏توانند تاثیرگذار باشند؟</strong></p>

<p>از نظر من لازم است اقدامات مؤثرتری انجام بدهیم. این حرکت برای من به معنای محروم شدن از شرکت در آن مراسم و بسیاری از امکاناتی که ممکن بود در اختیار من قرار بگیرد، اما بحث اصلی من که موجب شد چنین تصمیمی بگیرم، این است که به نظرم می‏رسد گام‏های بسیار مؤثرتری از این که ما فعالان حقوق بشر مدام در یک صحنه‏ی عادی و طبیعی در عرصه بین‏المللی، وضعیت حقوق بشر را در ایران نقد کنیم و عمل‏کرد و سیاست‏های کشورهای دیگر در مورد نقض حقوق بشر در ایران را نقد کنیم لازم است. </p>

<p>گامی مؤثرتر از این که آن‏ها به ما لبخند بزنند، به ما تبریک بگویند، بیانیه‏ها و اطلاعیه‏ها‏ی‏‏مان را بخوانند و گاهی بیاینه‏ها و اطلاعیه‏های سیاسی صادر کنند و در همان زمان با دولت ایران که به خصوص بعد از انتخابات، به طور عریان در خیابان‏ها حقوق بشر را نقض کرده، مانند سایر دولت‏ها، مثل قبل، ارتباطات‏شان را داشته باشند، مذاکرات‏شان را داشته باشند، قراردادهای تجاری‏شان را ببندند و همه چیز بسیار آرام و بسیار عادی در سطح بین‏المللی طی شود. انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. </p>

<p>برای من مهم این بود که به شکلی نشان بدهم که نه؛ همه چیز عادی نیست. همه چیز مثل قبل نیست، اساسا هیچ‏چیز مثل قبل نیست. در حقیقت، تلاشی بود برای نشان دادن این که هیچ چیز مثل سابق نیست.</p>

<p><strong>عده‏ای مطرح می‏کنند که شاید حضور شادی در واشنگتن و اعلام مواضع او در مراسم، می‏توانست مطرح شدن دیدگاه‏های انتقادی از این دست را در سطح وسیع‏تری امکان‏پذیر کند. در حالی که الان این امکان از بین رفته است و ماجرا در سطح رسانه‏های فارسی زبان باقی مانده است. </p>

<p>شادی اما این نظریه را رد می‏کند:</strong></p>

<p>حداقل جست‏وجویی که من امروز صبح در مورد بازتاب‏های رسانه‏ای این اتفاق انجام دادم، نشان از آن دارد که نه تنها به وبلاگ من محدود نمی‏شود، نه تنها محدود به وب‏سایت‏ها و رسانه‏های فارسی زبان نمی‏شود، بلکه در سطح بین‏المللی، در سطح رسانه‏های انگلیسی زبان هم بازتاب گسترده‏ای داشته است. </p>

<p>از طرف دیگر، آن‏چه من به دنبال آن بودم این بود که اتفاقا این پیام آن‏جا مطرح شود و واکنش و انعکاس بین‏المللی گسترده‏ای داشته باشد. چرا که می‏دانستم در مراسم اهدای جایزه و کنفرانس خبری پس از آن، تعداد بسیاری از رسانه‏های معتبر بین‏المللی حضور دارند.</p>

<p>اما عاملی که از پخش شدن این صدا جلوگیری کرد، از آن من نبود. آن عامل تصمیم دولت آمریکا مبنی بر حذف صدای من، مبنی بر حذف پیام من و در نتیجه مبنی بر حذف نگرانی ما نسبت به مخاطره‏آمیز بودن وضعیت شیوا نظرآهاری و سایر زندانیان سیاسی بود.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/03/post_61.html</link>
<guid>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/03/post_61.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفت‌وگو</category>


<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 20:00:35 +0000</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>